|
دعا مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
|
رئیس جمهور لبنان هر سال در ماه رمضان شخصیت ها ی برجسته مذهبی را به ضیافت افطار دعوت می کرد.امام نیز به عنوان رئیس مجلس شیعیان به مهمانی رفت. اهل سنت،موقع آفتاب افطار می کرد و شیعیان چند دقیقه ای بعد از غروب . این اختلاف ، آرامش ظیافت افطار را تهدید می کرد .آفتاب غروب کرد. امام موسی یک استکان چای برداشت. همه با تعجب به او خیره شدند. امام استکان را در یک دست گرفت و دست دیگرش را بالا برد و شروع کرد به دعا خواندن.دعا خواند و حاضران آمین گفتند . این کار را آن قدر ادامه داد که وقت افطار شیعیان شد . بعد لبخندی زد گفت « اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و علیک توکلت » و استکان چای را سر کشید .
خدایا به حق محمد و آل محمد این زندانی ما را از زندان دژخیمان قذافی آزاد بگردان اللهم فک کل اسیر موضوعات مرتبط: داستانها و برکات دعا، گوناگون دعایی برچسبها: دعا, امام موسی صدر [ سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 2:39 ] [ بر طریق اهل بیت ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |