دعا
مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
قالب وبلاگ

وجه تسمیه کربلا


بعضی گفته اند: کربلا مشتق از کَربَله، بفتح کاف و باء موحده بر وزن عنفله، بمعنی رخوت و نرمی است، یقال به کربله (ای رخوة فی قدمیه) بخاطر آنکه خاک کربلا نرم بود. و یا از کربلا است بمعنی «الخالص الزّکی یقال کَربَل الحِنطَة اِذا انفّاها فسمیت بذلک لان ارضها خالصة طیَّبة» و یا از کربل بر وزن جعفر است. و کربل نام علفی است که بسیار سرخ و برّاق می باشد زیرا که از آن علف در آن سرزمین بسیار بود.
البته کربلا مرکب است از دو کلمه کرب و بلا و بخاطر کثرت استعمال کربلا شده است. زیرا که روایت می باشد که بهترین اولاد پیغمبران در آنجا به شهادت میرسند و سر انور اکثر ایشان را در آن زمین با لب تشنه بریدند و ملائکه ها هزار سال قبل از شهادت سیّدالشهداء - علیه آلاف التحیّة و الثناء - آن مکان شریف را زیارت میکردند.
و قد قتل فیها قبل الحسین علیه السلام ماءئة نبیّ و ماءئة سبط و انّها تزفّ الی الجنة بطینها و شجرها و جمیع ما فیها کما تزفّ العروس ‍ الی ازواجها
ترجمه: و قبل از امام حسین علیه السلام صد پیغمبر و صد نفر فرزند پیغمبر کشته شدند، در آنجا و آنها میروند بسوی بهشت و آنچه در بهشت است مانند آنکه عروس بسوی زوجش میرود و جمعی از پیامبران به آن مکان عبور نمودند و متذکّر مصیبت فرزند پیامبر آخرالزمان شده و بر هر یکی از آنها در قسمتی کرب و بلا وارد شده است." 1 ".

مرور سلمان به کربلا


روایت شده است، وقتی که جناب سلمان (ره) از جانب امیرالمؤمنین علیه السلام به حکومت مداین مأمور گردید، و عازم مدائن شد، آن عالی مقام با کاروانی همراه شد، و به درازگوشی سوار شده بود به منزل می رفتند.
و قانون آن جناب بود که یک فرسخ راه را سوار الاغ میشد، و یک فرسخ راه را پیاده می رفت تا آن حیوان هم ناراحت نشود، و در میان اهل قافله قانونِ مراعات احوال حیوانِ مرکوب آن جناب معروف و معلوم شده بود.
در منزلی از منازل که نوبت سواری الاغ بود، آنجناب سوار شده و به قدر نیم فرسخ سوار بود، که ناگاه اهل قافله دیدند، آن جناب بی اختیار از الاغ مرکوب خود پیاده شد، و بی اختیار خود را به زمین انداخت و زمین را به آغوش کشید، و مانند ابر بهاری زار زار میگریست، اهل قافله متعجب شدند وبه سوی ایشان متوجّه شدند.
ناگاه دیدند بعد از زمانی از آن زمین گریان و نالان برخاست وچند قدم راه رفت، باز خود را به زمین افکند، صدای گریه و ناله بلند کرد، زمانی با شدّت گریست، بعد از آن قدری رفته باز خود را به زمین افکند، با شدّت تمام صیحه و ضجّه زده، مانند زن ثلکی می گریست و می نالید تا این که برای اهل قافله معلوم شد که آن زمین،زمین کربلا است. " 2 ".

زمین کربلا


مرحوم جنّت مکان حاج حسین نوری در دارالسلام خود نقل کرده است که در کتاب کلمه طیّبه از مرحوم میرزا سید علی صاحب شرح کبیر که می فرماید: من عصرهای پنجشنبه مواظبت داشتم به زیارت قبرهائی که در اطراف خیمه گاه است.
شبی در عالم رؤیا دیدم که رفته ام به زیارت همان قبرها، ناگهان شنیدم هاتفی به زبان فارسی می گوید: خوشا به حال کسی که در این زمین مقدس (کربلا) مدفون شود، اگر چه با هزاران گناه باشد از هول قیامت سالم می ماند، و هیهات که از هول قیامت سلامت باشد، کسی که در این زمین دفن نشود. " 3 ".

کربلا خاکت دهد بوی بهشت
کربلا هستی تو چون کوی بهشت

کربلا خاکت معطّر از چه شد
بین گلها امتیازت از که شد

کربلا گو بوی عطرت از کجاست
عنبر و بوی عنبرت از کجاست

کربلا بوی خدائی میدهی
کی ز او بوی جدائی میدهی

کربلا جانم فدای بوی تو
کی شود رو آورم بر سوی تو

کربلا گشتی معلّی بعد از آن
برتر از عرش خدائی بعد از آن

کربلا من زنده از بوی تواءم
کربلا من عاشق روی تواءم

کربلا هر کس که یادت می کند
زائرت حق را زیارت میکند

خاک حسین در دست پیامبر


در روایت اهل سنت و شیعه مستندا نقل شده است که امّ سلمه همسر پیامبر (ص) می گوید:
روزی رسول خدا (ص) مشغول استراحت بودند که دیدم امام حسین علیه السلام وارد شدند، و بر سینه پیامبر(ص) نشستند، حضرت رسول (ص) فرمودند: مرحبا نور دیده ام، مرحبا میوه دلم، چون نشستن حسین علیه السلام بر سینه پیامبر (ص) طولانی شد، پیش خودم گفتم! که شاید پیامبر(ص) ناراحت شوند، و جلو رفتم، تا حسین علیه السلام را بر دارم.
حضرت پیامبر (ص) فرمودند: امّ سلمه تا وقتی که حسینم خودش ‍ می خواهد بگذار بر سینه ام بنشیند، و بدان که هر کس باندازه تار مویی حسینم را اذیّت کند مانند آن است که مرا اذیّت کرده است.
امّ سلمه می گوید: من از منزل خارج شدم، و وقتی باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص) دیدم پیامبر (ص) گریه می کند، خیلی تعجّب کردم! و عرض ‍ کردم یا رسول اللّه خداوند هیچگاه تو را نگریاند، چرا ناراحتید؟ ملاحظه کردم و دیدم حضرت پیامبر(ص) چیزی در دست دارد، و بدان مینگرد و می گرید. جلوتر رفتم و دیدم مشتی خاک در دست دارد.
سؤال کردم یا رسول اللّه این چه خاکی است که تو را این همه ناراحت می کند. رسول اکرم (ص) فرمودند:
ای امّ سلمه الان جبرئیل بر من نازل شد و عرض کرد که این خاک از زمین کربلا است. و این خاک فرزند تو حسین علیه السلام است که در آنجا مدفون می شود.
یا امّ سلمه بگیر این خاک را و بگذار در شیشه ای، هر وقت که دیدی رنگ خاک به خون گرائید، آنوقت بدان که فرزندم حسین علیه السلام به شهادت رسیده است.
امّ سلمه می گوید: آن خاک را از رسول خدا(ص) گرفتم که بوی عطر عجیبی میداد. هنگامی که امام حسین علیه السلام بسوی کربلا سفر کردند، من نگران بودم و هر روز به آن خاک نظر می کردم، تا یک روز دیدم که تمام خاک تبدیل به خون شده است و فهمیدم که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند. لذا شروع کردم به ناله و شیون کردم و آن روز تا شب برای حسین گریستم، آن روز هیچ غذا نخوردم تا شب فرا رسید، از شدّت ناراحتی و غصّه خوابم برد.
در عالم خواب رسول خدا (ص) را دیدم، که تشریف آوردند ولی سر و روی حضرت خاک آلود است! و من شروع کردم به زدودن خاک وغبار از روی آن حضرت و عرض کردم یا رسول اللّه (ص) من بفدای شما، این گرد و غبار کجاست که بر روی شما نشسته است.
فرمود: امّ سلمه الان حسینم را دفن کردم!، " 4 ".

مناظره ای درباره سجده بر مهر و تربت امام حسین


یکی از علمای اهل تسنّن که از فارغ التحصیلان دانشگاه «الازهر» مصر است به نام «شیخ محمد مرعی انطاکی» از اهالی سوریه، بر اثر تحقیقات دامنه دار به مذهب تشیّع گرایید، و در کتابی به نام «لماذا اخترت مذهب الشّیعه» علل گرایش خود را با ذکر مدارک متقن ذکر نموده است، در اینجا به یکی از مناظرات او با دانشمندان اهل تسنّن پیرامون سجده بر مهری که از تربت حسینی است. توجّه کنید:
محمد مرعی در خانه اش بود، چند نفر از دانشمندان اهل تسنّن که بعضی از آنها از دوستان سابق او در دانشگاه الازهر بودند، به دیدار او آمدند و در آن دیدار، بحث و گفتگوی زیر رخ داد:
دانشمندان: شیعیان بر تربت حسینی سجده می کنند، آنها به همین علّت که بر مهر تربت حسینی سجده می کنند، مشرک هستند.
محمد مرعی: سجده بر تربت، شرک نیست؛ زیرا شیعیان بر تربت برای خدا، سجده می کنند، نه اینکه برای تربت سجده کنند، اگر به پندار شما به فرض محال، در درون تربت چیزی وجود دارد، و شیعیان به خاطر آن چیز، آن را سجده کنند، نه اینکه بر آن سجده نمایند، البته چنین فرضی، شرک است، ولی شیعیان برای معبود خود که خدا باشد سجده می کنند، نهایت اینکه هنگام سجده برای خدا، پیشانی را بر تربت می گذارند.
به عبارت روشنتر: حقیقت سجده، نهایت خضوع در برابر خدا است، نه در برابر مهر تربت.
یکی از حاضران (به نام حمید): احسن بر تو که تجزیه و تحلیل زیبایی نمودی، ولی این سؤال برای ما باقی می ماند که چرا شما شیعیان، اصرار دارید که بر تربت حسینی سجده نمایید؟ چرا بر سایر چیزها سجده نمی کنید؟ همان گونه که بر تربت سجده می کنید؟
محمّد مرعی: اینکه ما بر خاک سجده می کنیم، بر اساس حدیثی است که مورد اتفاق همه فرقه های اسلامی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «جُعِلَتْ لِیَ الاَرضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً»: «زمین برای من سجده گاه و پاکیزه قرار داده شده است».
بنابراین به اتّفاق همه مسلمین، سجده بر خاک خالص، جایز است، از این رو ما بر خاک سجده می کنیم.
حمید: چگونه مسلمانان بر این امر اتّفاق نظر دارند؟
محمد مرعی: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکّه به مدینه هجرت کرد، در همان آغاز، به ساختن مسجد دستور داد، آیا این مسجد فرش داشت؟
حمید: نه، فرش نداشت.
محمّد مرعی: پس پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان بر چه چیزی سجده می کردند؟
حمید: بر زمینی که از خاک، فرش شده بود، سجده می کردند؟
محمّد مرعی: بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، مسلمانان در عصر خلافت ابوبکر و عمر و عثمان بر چه سجده می کردند؟ آیا مسجد فرش ‍ داشت؟
حمید: نه، فرش نداشت، آنها نیز بر خاک زمین مسجد سجده می نمودند.
محمّد مرعی: بنابراین به اعتراف شما، پیامبر صلی الله علیه و آله در همه نمازهای خود بر زمین سجده کرده است، همچنین مسلمانان در عصر او و در عصر بعد از او، روی این اساس، قطعاً سجده بر خاک، صحیح است.
حمید: اشکال من این است که شیعیان، تنها بر خاک، سجده می کنند، آن هم خاکی که از زمینی گرفته و به صورت مهر در آورده، آن را در جیب خود می نهند و بر آن سجده می نمایند.
محمد مرعی: اوّلاً؛ به عقیده شیعه، سجده بر هر گونه زمین، خواه سنگ فرش باشد و خواه زمین خاکی باشد، جایز است.
ثانیا؛ نظر به اینکه شرط است محل سجده پاک باشد، پس سجده بر زمین نجس یا خاک آلود جایز نیست، از این رو قطعه ای از گِل خشکیده (به نام مهر) را که از خاک پاک تهیّه شده، با خود حمل می کنند، تا در نماز بر خاکی که مطمئناً پاک و تمیز است سجده کنند، با علم به اینکه آنها سجده بر خاک زمین را که نجس بودن آن را نمی دانند، جایز می دانند.
حمید: اگر منظور شیعه، سجده بر خاک پاک خالص است چرا مقداری از خاک را حمل نمی کنند، بلکه «مُهر» حمل می کنند؟
محمد مرعی: نظر به اینکه حمل خاک موجب خاک آلودگی لباس می شود، از این رو خاک را در هر جا بگذارند طبعاً دست و لباس، خاک آلود می شود، شیعیان همان خاک را با آب می آمیزند و گل می کنند و سپس همان گل در قالب زیبا، خشک می شود و به صورت مهر در می آید، که دیگر حمل آن، زحمت نیست و موجب خاک آلودگی لباس و دست نخواهد شد.
حمید: چرا شما بر غیر خاک، مانند حصیر و قالی و زیلو و... سجده نمی کنید؟
محمد مرعی: گفتیم غرض از سجده، نهایت خضوع در برابر خدا است، اینک می گوییم، سجده بر خاک، خواه خشکیده (مهر) و خواه نرم، دلالت بیشتری بر خضوع در برابر خدا دارد؛ زیرا خاک، ناچیزترین اشیا است، و ما بالاترین عضو بدن خود (یعنی پیشانی) را بر پایین ترین چیز (خاک) در حال سجده می نهیم، تا با خضوع بیشتر، خدا را عبادت کنیم، از این رو، مستحب است که جای سجده پایینتر از جای دستها و پاها باشد، تا بیانگر خضوع بیشتر گردد، و همچنین مستحب است در سجده، سر بینی خاک آلود شود، تا دلالت بیشتر برای خضوع داشته باشد، بنابراین، سجده بر قطعه ای از خاک خشکیده (مهر)، بهتر از سجده بر سایر اشیایی است که سجده بر آن روا است، چرا که اگر انسان در سجده، پیشانی خود را بر روی سجّاده گرانقیمت یا بر قطعه طلا و نقره و امثال آنها و یا بر قالی و لباس گرانبها بگذارد، از تواضع و خضوعش، کاسته می شود، و چه بسا هیچ گونه دلالتی بر کوچکی بنده در برابر خدا نداشته باشد.
با این توضیح: آیا کسی که سجده بر خاک خشکیده (مهر) می کند تا تواضع و خضوعش در پیشگاه خدا، رساتر باشد، مشرک و کافر خواهد بود؟ ولی سجده بر چیزی (مانند قالی و سنگ مرمر و...) که مخالف تواضع است، تقرّب به خدا است؟!، هر کس چنین تصوّر کند، تصوّر باطل و بی اساسی نموده است.
حمید: پس این کلمات چیست که بر روی مهرهایی که شیعه بر آنها سجده می کنند، نوشته شده است؟
محمد مرعی: اوّلاً؛ همه تربتها دارای نوشته نیست، بلکه بسیاری از آنها بدون نوشته است.
ثانیاً؛ در بعضی از آنها نوشته شده که: «سُبْحانَ رَبِیَّ الاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ» که اشاره ای به ذکر سجده است، و در بعضی نوشته شده که این تربت از زمین کربلا گرفته شده، تو را به خدا سوگند آیا این نوشته ها، موجب شرک است؟ و آیا این نوشته ها، تربت را از خاکی که سجده بر آن صحیح می باشد، خارج می کند؟
حمید: نه، هرگز موجب شرک و عدم جواز سجده بر آن نیست، ولی یک سؤال دیگر دارم و آن اینکه در تربت زمین کربلا، چه خصوصیّتی وجود دارد، که بسیاری از شیعیان مقیّد هستند تا بر تربت حسینی، سجده کنند؟
محمد مرعی: رازش این است که در روایات ما از امامان اهلبیت علیهم السلام نقل شده که: ارزش سجده بر تربت امام حسین علیه السلام بر تربتهای دیگر بیشتر است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلسُّجُودُ عَلی تُرْبَةِ الْحُسَیْنِ یَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعِ»: «سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهای هفتگانه را می شکافد»" 5 " یعنی موجب قبولی نماز، و صعود آن به سوی آسمان می گردد.
نیز روایت شده که: «آن حضرت فقط بر تربت حسین علیه السلام سجده می کرد، به خاطر تذلّل و کوچکی در برای خدای بزرگ»." 6 ".
بنابراین، تربت حسین علیه السلام دارای یک نوع برتری است که در تربتهای دیگر، آن برتری نیست.
حمید: آیا نماز بر تربت حسین علیه السلام موجب قبول شدن نماز در پیشگاه خدا می شود، هر چند باطل باشد؟
محمد مرعی: مذهب شیعه می گوید: نمازی که فاقد یکی از شرایط صحّت نماز باشد، باطل است و قبول نخواهد شد، ولی نمازی که دارای همه شرائط صحّت است، اگر در سجده اش بر تربت امام حسین علیه السلام سجده گردد، قبول می شود و موجب ارزش و ثواب بیشتر خواهد شد.
حمید: آیا زمین کربلا از همه زمینها، حتی از زمین مکّه و مدینه برتر است، تا گفته شود که نماز بر تربت حسین علیه السلام بر نماز بر همه تربت ها برتر می باشد؟
محمّد مرعی: چه مانعی دارد که چنین خصوصیّتی را خداوند در تربت زمین کربلا قرار داده باشد.
حمید: زمین مکّه که همواره از زمان آدم علیه السلام تا کنون، جایگاه کعبه است، و زمین مدینه که جسد مطهّر پیامبر صلی الله علیه و آله را در بر گرفته است، آیا مقامی کمتر از مقام زمین کربلا دارند؟ این عجیب است، آیا حسین علیه السلام بهتر از جدّش پیامبر صلی الله علیه و آله است؟
محمد مرعی: نه، هرگز؛ بلکه عظمت و شرافت حسین علیه السلام به خاطر عظمت مقام و شرافت رسول خدا صلی الله علیه و آله است، ولی راز این که خاک کربلا برتری یافته این است که امام حسین علیه السلام در آن سرزمین در راه دین جدّش به شهادت رسیده است، مقام حسین علیه السلام جزئی از مقام رسالت است، ولی نظر به اینکه آن حضرت و بستگان و یارانش، در راه خدا و برپا داری اسلام، و استواری ارکان دین، و حفظ آن از بازیچه هوسبازان، جانبازی کرده و به شهادت رسیده اند، خداوند متعال به خاطر آن، سه ویژگی به امام حسین علیه السلام داده است:
1 - دعا در زیر قبّه مرقد شریفش به استجابت می رسد.
2 - امامان، از نسل او هستند.
3 - و در تربت او، شفا هست.
آیا اعطای چنین خصوصیتی به تربت حسین علیه السلام اشکالی دارد؟ و آیا معنی اینکه بگوییم زمین کربلا از زمین مدینه برتری دارد، این است که بگوییم امام حسین علیه السلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله برتری دارد، تا شما به ما اشکال کنید؟!
بلکه مطلب به عکس است، بنابراین، احترام به تربت امام حسین علیه السلام احترام به حسین علیه السلام است و احترام به او، احترام به خدا، و جدّ امام حسین علیه السلام یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
وقتی که سخن به اینجا رسید، یکی از حاضران که قانع شده بود، در حالی که شادمان بود برخاست و بسیار سخن مرا ستود و از من تمجید کرد و کتابهای شیعه را از من درخواست نمود و به من گفت: گفتار تو بسیار بجا و شایسته است، من خیال می کردم که شیعیان، حسین علیه السلام را برتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانند، اکنون حقیقت را دریافتم، و از بیانات زیبا و گویای شما سپاسگزارم، از این پس خودم مهری از تربت کربلا را همراه خود بر می دارم و بر آن نماز می خوانم." 7 ".

مشتی از خاک کربلا در دست علی


حرثمه می گوید:
چون از جنگ صفین همراه علی علیه السلام برگشتیم، آن حضرت وارد کربلا شد. و در آن سرزمین نماز خواند. آن گاه مشتی از خاک کربلا برداشت و آنرا بوئید سپس فرمود:
واها لک یا تربة لیحشرنَّ منک قوم یدخلون الجنّة بغیر حساب
آه ای خاک! حقّا که از تو مردمانی برانگیخته شوند که بدون حساب داخل بهشت گردند.
وقتی حرثمه به نزد همسرش که از شیعیان علی علیه السلام بود بازگشت ماجرائی را که در کربلا پیش آمده بود برای وی نقل کرد، و با تعجب پرسید: این قضّیه را علی علیه السلام از کجا و چگونه می داند؟
حرثمه می گوید: مدتی از ماجرا گذشت. آنروز که عبیدالله بن زیاد لشگر بجنگ امام حسین علیه السلام فرستاد، من هم در آن لشگر بودم.
هنگامی که به سرزمین کربلا رسیدم ناگهان همان مکانی را که علی علیه السلام در آنجا نماز خواند و از خاک آن برداشت و بویید دیدم، و شناختم و سخنان علی علیه السلام به یادم افتاد.
لذا از آمدنم پشیمان شده، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسین علیه السلام رسیدم، و بر آن حضرت سلام کردم و آنچه راکه در آن محل از پدرش علی علیه السلام شنیده بودم، برایش نقل کردم امام حسین علیه السلام فرمود:
آیا به کمک ما آمده ای یا به جنگ ما؟
گفتم: ای فرزند رسول خدا! من به یاری شما آمده ام نه به جنگ شما!
امّا زن و بچّه ام را گذارده ام و از جانب ابن زیاد برایشان بیمناکم. امام حسین علیه السلام این سخن را که شنید فرمود:
حال که چنین است از این سرزمین بگریز که قتلگاه ما را نبینی و صدای ما را نشنوی. بخدا سوگند! هر کس امروز صدای مظلومیّت ما را بشنود و به یاری ما نشتابد، داخل آتش جهنّم خواهد شد." 8 ".

هیچکس را از کربلا به سوی جهنم نمی برد


آخوند ملا محمّد کاظم هزارجریبی (رضوان الله علیه) فرمود: شنیدم از آقا میرزا محمّد شهرستانی که عالم جلیل القدری بود که بر جنازه سید بحرالعلوم نماز خواند فرمود:
من در اوایل جوانی مجاورت زمین کربلا را اختیار کرده بودم رفیقی داشتم صالح و متقی، مجاور نجف اشرف بود، از اهل خاتون آباد، اسمش حاج حسن علی بود مکرر مرا تکلیف می کرد به نجف بروم و در آنجا مجاورت نمائیم، زیرا در کربلا قساوت می آورد و مجاورت در نجف به مراتب بهتر است، تا شبی خواب دیدم در رواق حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می باشم و همان رفیقمان حاج حسن علی هم آنجا بود و بر من مجاورت کربلا را باز انکار می کرد.
ناگاه دیدم آقا امام زمان - (عجل اللّه فرجه الشریف) - در رواق تشریف دارند حاج حسن علی خدمت آن حضرت عرض کرد: یابن رسول اللّه، شما اینجا تشریف دارید و مردم به زیارت شما، به سامرا می آیند. فرمود:
آنجا هم هستم، پس بدست مبارک اشاره کرد بسوی ضریح و فرمود:
«بحقّ امیرالمؤمنین لا یقوّدون احد امن کربلا الی جهنّم»
یعنی: به امیرالمومنین قسم که هیچ کس را از کربلا به سوی جهنّم نمی برند سپس فرمود: به شرط این که شبی را در آنجا مانده باشد من گمان کردم، مقصود حضرت از بیتوته یعنی مشغول عبادت باشد.
من عرض کردم: ما شبها را می خوابیم تا هنگام طلوع آفتاب فرمود: اگر چه خوابیده باشد تا هنگام طلوع آفتاب به این جهت من هم مجاورت زمین کربلا را اختیار کردم." 9 ".
پاورقی

موضوعات مرتبط: تربت-تبرک- توسّل و کرامات  اهل بیت
برچسب‌ها: کربلا, امام حسین, زیارت
[ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 15:33 ] [ بر طریق اهل بیت ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این پایگاه در راستای معرفی و ترویج مکتب دعایی قرآن و اهلبیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) به صورت صحیح - خرافه زدایی و بدعت زدایی از مقوله معنوی دعا و زیارت و پاسخگویی به سؤالات و شبهات علمی در این خصوص ایجاد گردیده است.و من الله التوفیق
    

در راستای ترویج دعا و فرهنگ دعایی اهل بیت سلام الله علیهم ، مؤمنین گرامی می توانند ، سئوالات - شبهات و دعاهای درخواستی خود را از طریق بخش نظرات یا ایمیل مدیریت منتقل بفرمایند . سئوال و جواب ها و دعا اگر جنبه عمومی داشته باشد ، با حفظ مشخصات سئوال کننده یا درخواست دهنده برای استفاده ی سایر مؤمنین منتشر می گردد .

و من الله التوفیق
                            
موضوعات وب
امکانات وب