دكتر احسان الله محمدي- دكتر منوچهر طباطبايي راد :
تذكار و تلقين، سبب ميشود كه آرمانهاي مقدس انساني، به صورت ثابت و مشترك در ميان همه افرادي كه در راه الهي گام برميدارند توسعه و انتشار يابد، محبت به انسانها، خدمت به انسانها، وحدت و اتحاد با همه انسانها، واژههايي است كه در تمامي متون دعا ملاحظه مينماييم، و اين مفاهيم است كه جهان آفرينش را چه شرقي و چه غربي، آرامش ميبخشد و ملل را در حريم الفت و اتحاد جهاني قرار ميدهد.
ب- شرط دوم؛ از خود گذشتگي، ايثار و انقطاع
عاليترين شكل دعا، آن است كه با انقطاع و وارستگي كامل، توام گردد و انجام آن با قلبي سرشار از عشق و محبت الهي انجام يابد و از اعماق دل و احساسات دروني انسان مومن، منبعث گردد، همچنان كه، عاشق، معشوق خويش را با تمامي قلب و روح ميستايد و فقط به خاطر محبت به سوي او توجه ميكند، دعا نيز با چنين توجه و انقطاعي كامل انجام گيرد و از هر نوع شائبهاي منزه باشد.
اگر در دعا، شكلي از تزوير و تظاهر پيدا شود، ناشي از عرفان سطحي و ايمان كاذب، ميباشد كه بر تقليدي كوركورانه بنا شده و جز انحرافات ذهني نتيجهاي نخواهد داشت.
دعا براي كسب شهرت!
دعا براي كسب مقاصد مادي!
دعا براي جلوهگري در نشان دادن زهد و تعبد بيشتر به ديگران!!
اين حركتها هرگز مسير حقيقي دعا را طي نخواهد كرد، طمع رضوان يا خوف از نيران، در جاده توحيدي عبادت، قرار نميگيرد و اگر دعا به دور از تقوي و پاكي و محبت به ذات الهي، انجام گيرد، جز همهمههاي الفاظي و اصواتي نخواهد بود.
ج- شرط سوم؛ تمركز و افزوني نيروهاي فكري و معنوي
آنچه در دعا و نيايش، شرط ضروري به خود ميگيرد، تمركز نيروهاي روحي در حقايق بطون دعا است چه «تنها حالت تمركز و توجه» است كه سبب ميشود، عابد حقيقي به كشف حقايق معنوي توفيق يابد و به مدد ادعيه و اذكار، جهان روح را، ادراك و حتي احساس نمايد. علوم ظاهري، تمركز قواي مغزي، علت اصلي كشف حقايق مادي به شمار ميرود، در امور ديني نيز، حصول حالت توجه سبب ميشود كه انسان به كشف حقايق روحاني، توفيق يابد، اگر به تاريخ علوم ظاهري، تنها نگاهي اجمالي داشته باشيم، موفقيتهايي كه در كشف حقايق علمي به دست آمده و حتي توفيقهايي كه در تنظيم قواعد رياضي و فيزيك و همچنين قوانين اجتماعي، نصيب بشريت گرديده، همه و همه، مرهون «تمركز كامل فكري» بوده است. اين «دقت كامل» توانسته است، راه را بر اسرار جهان مادي هموار سازد. تمركز شديد فكري و عقلي نوابغ و نوادر جهان بوده است كه حقايق و قوانين را، از درون عالم طبيعت، كشف و استخراج ميكند (تمركز فوتونهاي نوري با استفاده از يك ذرهبين ساده)، همه و همه تاكيد بر اين مطلب است كه عينا، حقايق مندرج در دعا و ادعيه و اذكار معنوي نيز چنين حالتي داشته است و تا زماني كه روح انساني متوجه و متمركز نگردد، قادر به درك و استنباط دعا نخواهد شد، بنابراين تمركز روحي در هنگام دعا است كه شخص از حدود الفاظ گذشته و بر مفاهيم و معاني دقيقه، متون دعا، واقف ميشود.
د- شرط چهارم؛ رضا و تسليم در مقابل اراده خداوندي
تسليم و رضا، در برابر اراده الهي، يكي از شرايط اساسي و بنيادي دعا به شمار ميرود، انسان، اراده خويش را بايد با اراده الهي، هماهنگ ساخته، با «توكل و تفويض» رشتهها و علقههاي محبت بين انسانها و خالق را محكمتر گردانيده و آن زمان است كه انسان اراده خود را تسليم اراده حي قدير ميسازد و مانند آن است كه فرمان كشتي وجود را، به دست فرمانده دانا و توانا ميسپارد. مسلما در اين حالت است كه به ياري هدايت آن فرمانده احديت «آرامش دروني» يافته و سرانجام به ساحل نجات ابدي هدايت ميگردد.
حالت تسليم و رضا كه در تمامي متون ديني، توكل و تفويض ناميده ميشود در واقع همان:
«افوض امري الي الله بصير بالعباد» (مومن، 44)
است كه بارها توسط سلسله انبيا و پيامبران (عليهالسلام) به عنوان مثل اعلاي تسليم و رضا و فنا و عبوديت محض صرف در حيات عنصري خويش، عملا ظاهر گرديده است.
اكنون كه قابليت روح انسان و تقابل موثر و اثر، مسلم و محقق است، خوب است به ياد آوريم كه هدف از ظهور پيامبران الهي و مظاهر هدايت بشري چيست؟ اول و اعظم هدف همه پيامبران، تربيت و پرورش افراد انساني به اخلاق و آداب و كمالات معنوي و به بياني ديگر خلق جديد و تخلق به خلق و خوي جديد است. اما چگونه ميتوان تبديل افكار و اخلاق و تعديل صفات و رفتار حاصل نمود؟ خلق جديد چگونه مييابيم؟ چگونه خلق و خوي حق ميگيريم؟ اگر سراسر «ورقي» نوشته شده باشد آيا ميتوان نقشي ديگر به ورق نوشته شده، زد؟ اگر ظرفي مملو و لبريز شد، جايي براي دريافت و نگهداري بيشتر از آن خواهدداشت؟ يقينا، نه، پس چه بايد كرد؟ جز آن است كه نوشته و نقش نخستين را بايد زدود و آنچه را در ظرف است به كناري ريخت، تا بتوان، ديگر بار نقشي تازه بر آن ورق آراست و يا ظرف را پر نمود؟
ضمير انسان نيز همچنان است، تخلق به اخلاق معنوي و صفات والاي انساني نيز مستلزم همين است كه ذهن انسان از افكار و عقايد و آرا و اميال و انگيزههاي انفرادي مطلق عاري گردد و آداب روحاني گيرد. اين كار اگرچه مهم و خطير است، ولي آسان است؛ زيرا فطرت انسان قابليت قبولي و پذيرش صفات رحماني را دارد و متمايل به خير و نيكي است و وصول به اين رتبه و حصول اين كمال معنوي، مرهون حالت تذكر و تنبهي است كه در حال دعا و توجه و مناجات و اثر كيفيت حاصله از آن به دست ميآيد.
سير و تعمق در تمامي متون الهي نشان ميدهد كه جهت «حصول كمال اخلاقي و تربيت نفوس» موثرتر از مضامين دعا- كه براساس طلب قابليت و استعداد و رجاي شمول تائيد و عنايت و تمناي هدايت است- مفاهيم ديگري وجود ندارد. اگر حالت دعا آن چنان كه بايد و شايد حاصل شود، بدون ترديد وسيله ارتباط روحاني با حقيقت مطلق خواهد بود و كسب فيض ميسر و آثارش، ظاهر خواهد گشت و اين همان هدف از دعا است.
حالت دعا چيست؟
شايد هيچكس نتواند اين حالت را بيان كند، اما احساس آن ممكن است. «حالت دعا» چون كيفيت جسماني نيست، پس تعريف و بيان آن ظاهرا از نظر علمي ممكن نيست؛ اما بسياري از حالات معنوي كه قابل توضيح نيستند قابل ادراك ميباشند؛ يعني ميتوان صفات مشخص آن را شناخت. حالت دعا، متضمن گسستن و انقطاع از كليه امور واشياي مادي و معنوي و انحصار توجه در مشيت و اراده الهي است، مقصود از دعا آن است كه انسان در آن هنگام، مستغرق درحق شود و خود و هر آنچه را غير اوست، فراموش نمايد تا قابل تجليات فيض الهي شود.
به عبارت ديگر از نقوش و نگارههاي ديگر، عاري و پاكيزه شود و اثر خلق و خوي رحماني، در او ظاهر گردد. هنگامي كه چنين كيفيتي حاصل شد آثار حاصل از دعا و توسل به حق ظاهر ميشود. تاثير حالت دعا و توجه دو گونه است: تاثير تلقيني و تاثير تعليمي.
الف) تاثير تلقيني دعا
تاثير و ثمر بخشي تلقين و تكرار، امروزه در علوم تجربي مسلم است، دعا و توجه به حق، چنين خاصيتي را نيز داراست و سبب مزيد اطمينان قلب و ايمان ميگردد.
تتابع و تكرار دعا و كلمات، موجب تاثير در عقول و افكار است و اين تاثير و تلقين، خواه ناخواه در تمام شئون حيات انسان ظاهر ميشود و او را به كمالات و صفات و اخلاق و آداب روحاني و توجه به ساحت حق، عادت ميدهد و آن خصايص و كمالات را ملكه ذهن او ميسازد. اما نبايد فراموش كرد كه اين همه، موكول به هوشياري وآمادگي و سعي و كوشش انسان است، تا اثر تلقين آميز اين صفات پسنديده و تعليمات اخلاقي در او منعكس و متجلي گردد.
ب) تاثير تعليمي دعا
اثر تلقين آميز دعا، ناخودآگاه است، درحالي كه از مضامين متون الهي ميتوان تعليم گرفت و راه و رسم اخلاق و انسانيت آموخت و شايسته نيز چنين است. در حقيقت مضامين و متون دعاها، سراسر تعليم است و انسان بايد در حيات خويش بكوشد تا تجسم و تحقق كيفيات و خصوصياتي كه در هنگام دعا، به آستان الهي ادا مينمايد، در زندگي ظاهر شود. اين نكته گفتني است كه در اينجا دو مطلب وجود دارد: نخست سعي و كوشش انسان در يافتن و پذيرفتن اخلاق و صفات فاضله از طريق كاربرد عملي متون دعا و ديگر صداقت و صميميت انسان در استمداد از منبع فياض الهي (دعا) به منظور كسب فيض و شمول تائيد.
به نظر ميرسد هيچ يك از اين دو مرحله از ديگري مستغني نيست؛ زيرا دعوي تخلق به اخلاق حسنه، بدون كيفيت كسب فيض از آستان الهي با نوعي خودپسندي و احساس افتخار و امتياز همراه است كه از خلوص و صفا ميكاهد و استمداد از منبع فياض الهي، بدون سعي در وصول به صفات و ملكات اخلاقي نيز، بدان ماننده است كه انسان در طلب مجهول مطلقي بكوشد.
شمول تائيد و هدايت الهي؛ يعني اجتماع اين دو لطيفه، نخست در فهم و درك و شناسايي مقصود اصلي از متون دعا و مطالب آنها و در ثاني اميد شمول رحمت و كمك معنوي است. بيشك هر آن كسي كه آرزومند و طالب وصول به رضاي الهي را كه رضاي پيامبران اوست و رضاي پيامبران در رضاي خلق اوست دريافت، و صادقانه رجاي هدايت نمود، مويد و منصور خواهد بود.
موضوعات مرتبط:
مقالات دعا
برچسبها:
دعا,
درمان,
اخلاق,
انسان