دعا
مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
قالب وبلاگ
اعتكاف، شب زنده داري و توسل از ديدگاه مرحوم ميرزا (ره)

etekaf2

اَلْحَمْـدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمِينَ وَالصَّلاةُ وَالسَّــلامُ عَلى أَشْرَفِ الْخَلْــقِ أَجْمَعِين سَيِّدَنا مُحَمَّد وَعَلى آلِهِ الطّاهِرِين(عليهم السلام)

يكى از امورى كه فقيه اهل بیت، مرحوم ميرزا جواد تبريزى(ره) به آن علاقه فراوان داشت، شب زنده داري، توسل و مراسم معنوى و ملكوتى اعتكاف بود. مرحوم ميرزا (ره) شب زنده داري، توسل و مراسم ملكوتى اعتكاف را در سازندگى وكسب معنويت و نيل به درجات كمال مؤثر مى دانست.

ايشان در سنين جوانى هنگامي كه در قم مشغول تحصيل بودند، علاوه بر شب زنده داري و توسل با عده اى از  طلاب معتكف مى شدند و شيرينى آن روزها را تا آخرين  لحظات عمر خود احساس مى كردند. ايشان آن روزها را بهترين دوران مى فرمودنـد: اشخاص به خصوص طلاب بايد قدر جوانى خود را بدانند و در ايام تحصيل با جدّيت به درس اشتغال داشته باشند و در اين مدت براى سازندگى و غلبه بر نفس اماره خود تلاش كنند. يكى از راه هاى موفقيت اعتكاف است، اعتكاف فرصتى است الهى جهت رسيدن به كمال و  كسب درجات معنوى، ايشان اگر شخصى (به خصوص طلبه جوان) را در حال شب زنده داري، توسل و يا اعتكاف مشاهده مى كردند، بسيار خوشحال مى شدند و مى فرمودند: فرزندم! با جدّيت درس بخوان و هنگامى كه در مثل اين مكان ها (محل اعتكاف) هستى، از خدا كمك بخواه و اهل بيت(عليهم السلام) را واسطه قرار بده و به آنان متوسل شو كه آنان سفينة نجاتند، فرزندم! در مقابل انجام اين اعمال عبادى توقعى نداشته باش و امر را به خدا واگذار كن، اعمال را خالصانه انجام بده و با پروردگار منان معامله كن، در هر حال كسانى كه در راه تهذيب نفس و كسب كمال و تقرب به خداوند و رستگار شدن در آخرت گام برمى دارند، بايد مشكلاتى را تحمل كنند؛ زيرا دنيا دار امتحان است و هركس به نحوى امتحان مى شود در شب زنده داريها و توسلات و مراسم اعتكاف بايد دعا كرد، دسته جمعى دعا كنيد و دست هاى خود را خالصانه و با تواضع بالا ببريد و بگوييد: پروردگارا! آرزوى ما اين است كه فقط به دين خدمت كنيم، ما را بپذير و  ما را از مخلصين درگاه ولايت قرار بده.  مرحوم ميرزا (ره) دوست داشتند افراد در تمام مراحل زندگى مانند يك معتكف زندگى كنند، آن حالت معنوى كه انسان در اين چند روز اعتكاف برايش حاصل مى شود، نقطه شروعى باشد براى زندگى سالم و همراه با معنويت و اخلاص. انسان بايد همواره و در هر حال خدا را ناظر اعمال خود بداند، اگر انسان بدين مرحله رسيد كه خدا را ناظر دانست ديگر آنچه را كه در در شب زنده داريها، توسل و اعتكاف كسب كرده است از دست نخواهد داد. چه اشخاصى كه به واسطه اين توسل ها و شركت در اين مجالس به درجات عالى رسيدند و چه خدمت ها به دين كردند.

normal_360

مرحوم ميرزا (ره) همواره مى فرمود: «انسان تا در دنياست بايد براى آخرت خود كارى كند و حسنات ذخيره كند، شب و روز تلاش نمايد كه اثرى از خود براى مذهب باقى بگذارد و اين را بايد از خدا بخواهد و يكى از مكان هاى كسب توفيق، همين مجالس اعتكاف مى باشد، انسان در اين مكان معنوى چند روزى خود را از لذت هاى دنيوى دور مى كند تا به اجرى نائل شود و انشاء الله نائل خواهد شد. معتكف با حضور خود در اعتكاف مى خواهد بگويد: خدايا! خود شاهدى كه ما مى خواهيم آن گونه باشيم كه تو دوست دارى، اما چه كنيم كه گاهى شيطان بر ما غلبه مى كند و در آن لحظات به تو پناه مى بريم، شيطان با راههاي مختلف انسان را وسوسه مي كند شيطان قسم ياد كرده كه به هر شكل ممكن افراد را گمراه كند مگر آنان كه براي خدا خالص شدند (قال فبعزتك لأغوينَّهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين) خالص شدن يعني دل از غير بريدن تا انسان فرصت دارد بايد تلاش كند كه براي خدا خالص شود تا شيطان نتواند در وجود او نفوذ كند و او را به گمراهي بكشد، جواني فرصتي است الهي كه بايد از آن بهره كافي برد و اگر در جواني تهذيب به معني واقعي صورت نگيرد جبران آن بعدها مشكل خواهد شد، شيطان القاء مي كند تو هنوز جوان هستي فرصت داري توبه كني، او را تحريك مي كند تا اورا مبتلاء كند اگر انسان آلوده شد جبران آن مشكل خواهدشد و چه بسي فرصت از او فوت شود و جبران آن ممكن نباشد كه خسران دنيا و آخرت را بدنبال خواهد داشت.

عزيزان معتكف از خدا بخواهيد پروردگار متعال شما را لحظه اى به خودتان وا مگذارد و همواره شما را تحت حمايت حضرت ولىّ عصر (عج) حفظ و هدايت نمايد. مرحوم ميرزا (ره) در مواقع مختلف مى فرمود: بايد مؤمنين به خصوص طلاب كارى نكنند كه دل امام زمان (عج) به درد آيد. بدانيد هر كارى كه مى كنيد هر چند بسيار ناچيز، چه آن كار توسل و دعا يا دفاع از مذهب يا تقويت عقيده و يا خدمت به مردم و…، مد نظر امام زمان (عج) مى باشد و او ناظر بر اعمال است  ـ به اذن بارى تعالى ـ و بارها و بارها آن بزرگوار دستگير بوده و خواهد بود. او همواره حافظ و پشتيبان شماست.

فرزند مرحوم ميرزا (ره) مى گويد: «من يك روز از والد (ره) سؤال كردم: آقا بفرماييد كه كسى از امام زمان (عج) در مكاشفه و يا خواب سؤال كرده كه از اين طلاب راضى است يا خير؟ زيرا كه اگر او راضي باشد تمام مشكلات حلّ است؟

ديدم اشك در چشمان ايشـان حلقه زد و ضمن آن كه دست خود را به طرف سينه خود نزديك مى كردند، فرمودند: چرا فرزندم از آقا امام زمان (عج) اين سؤال شده است، امام زمان (عج) ابتداء اشك ريختند و آن گاه دست مبارك خود را به سينه زدند و در حالى كه اشك مى ريختند فرمودند: «اگر راضى نباشم چه كنم.» (البته مرحوم ميرزا (ره) نفرمودند چه كسي اين توفيق را داشته است كه از محضر امام (عج) اين سوال را بكند)

خود ايشان (ره) نيز منقلب شدند و اشك از چشمان مباركشان جارى شد، سؤال كردم: مراد از كلام امام (عج) كه فرمود: «اگر راضى نباشم چه كنم» چيست؟

مرحوم ميرزا (ره) فرمودند: «مراد امام زمان ـ روحى له الفداء ـ اين است كه طلبه در نهايت، تبليغ دين مى كند، براى كارهاى خير اقدام مى كند و دين را به مردم تفهيم مى كند، مسائل مردم را حل مى كند و خدمات دينى دارد و تمام اين خدمات نهايتاً مد نظر امام زمان (عج) است هر چند كه كم باشد؛ لذا همان اعمال هم مورد قبول ولى عصر ـ روحى له الفداء ـ است.»

آن گاه استاد (ره) فرمودند: «طلبه بايد از آن ابتدا با انس با معنويت گام اساسى بردارد و اگر جوان خود را در آن دوران ساخت و از خدا و اهل بيت(عليهم السلام) كمك خواست و به ريسمان آنان چنگ زد، در آينده موفق خواهد شد، زيرا در جوانى ريشه انسان تقويت مى شود، اگر طلبه به دنبال معنويت و معرفت رفت، يعنى علاوه بر جدّيت در درس، در تهذيب نفس هم تلاش كرد، موفق خواهد شد؛ ولى اگر آن را عقب انداخت و  روزها و شب هاى خود را به مسائل ديگر گذراند، نمى تواند توفيقى بيابد و خدمتى انجام دهد. در هر حال بايد اين فرصت ها را غنيمت بشمارد و از خدا كمك بخواهد تا او را موفق بگرداند، عزيزانى كه موفق به مجالس دعا مى شوند، زياد توسل كنند، در اين مجالس بيشتر حالت التماس و گريه داشته باشيد و مجالس را با ذكر، دعا، و بيان فضائل اهل بيت(عليهم السلام) بگذرانيد. ملتزم به دعاهايى شوند كه خيلى ها آن ها را خواندند و نتيجه گرفتند و چه مراتب معنوى خوبى كسب كردند و توفيق پيدا نمودند به دين خدمت كنند و اثرى از خود باقى بگذارند. يكى از مؤمنين مى گفت: صبح قبل از نماز مشاهده كردم كه مرحوم ميرزا (ره) در حال حركت به طرف حرم مطهر كريمه اهل بيت ـ حضرت معصومه(عليها
السلام) ـ است و در حال زمزمه مى باشد. اين شخص مى گويد: از پشت سر به ايشان (ره) نزديك شدم و سعى كردم ببينم چه چيزى زمزمه  مي كنند، ديدم كه آن بزرگوار(ره) به زبان آذرى خطاب به امام زمان (عج) مى گويد: يا حجة ابن الحسن العسكرى(عج)! همان طور كه علامه امينى(ره) در مقابل ضريـح مقدس اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام) مى ايستاد و زمزمه مى كردند و اشك مى ريخت و مى گفتند: من سرباز شما هستم، من خادم شما هستم، من كوچك و ناچيزم»، همان كلمات را من هم مى گويم و اين حكايت، نشانگر ارتباط و بالاي آن مرحوم (ره) با اهل بيت و روح والاى آن مى باشد كه چگونه در هر فرصت و در هر موقع، ارتباط معنوى برقرار مى نمودند و با اخلاص ائمه(عليهم السلام) را واسطه قرار مى دهد و از آنان مدد مى جويد.

مرحوم ميرزا (ره) تأكيد به خواندن ادعيه مى كردند؛ به خصوص حديث كساء، زيارت عاشورا و زيارت جامعه و مى فرمودند: «به واسطه اين دعاها ارتباط معنوى كسب كنيد، زيرا دعا سلاح مؤمن است و راه نجات.» و عده اي جاهل ممكن است حرفهاي بزنند كه نهايت آن تضعيف دعاها باشد، محل به اينگونه افراد نكنيد كه ادعيه موجود مجرب است و خيليها بواسطه خواندن اين دعاها مقاماتي كسب كردند، خودمان آثار آنها را ديده ايم، خدا توفيق مي داد شب جمعه در كنار مرقد سيد الشهداء (سلام الله عليه)زيارت عاشوراء مي خوانديم و آثار آن را در زندگيمان مشاهده مي كرديم و بزرگاني كه سكان دار تشيع بوده و هستند اگر به شرح حال آنها نظر شود روشن مي شود كه اين مقام را كسب نكردند مگر با توسل و تهجد و حال كه فرصت باقي است از دست ندهيد و از هرمحفل معنوي ممكن استفاده كنيد كه هر توسلي علو درجه است.

دعا مصداق بارز و «اِبْتَغُوا اِلَيْهِ الْوَسِيلَه» است. با توسل به اهل بيت (عليهم السلام) و واسطه قرار دادن آنان، در جهت قبولى اعمال و كسب كمال و توفيق خدمت و نيل به آخرت جاويدان تلاش كنيد. مجالس توسل، اعتكاف خود داراى لذت و حلاوتى است كه هرگاه انسان ياد كند، احساس آرامش و سبكى مى نمايد. سعى كنيد هنگام خروج از اين مجالس با مدد از پروردگار متعال آن حالت حفظ شود و اين حالت هميشه در شما زنده بماند و با ذكر و توسل بخواهيد كه روز به روز بر معنويتتان اضافه شود. دنيا دار فنا است. همه چيز و همه كس يك روزى فانى مى شود و جاى بازگشتى نخواهد بود.
براى خود توشه اى ذخيره كنيد تا در آخرت حسرت نخوريد و گاهى خداوند توفيقى به انسان مى دهد كه بايد قدر آن را
بداند و از جمله آن توفيقات، حضور در مجلس اعتكاف، توسل و دعا است.

مرحوم ميرزا (ره) مى فرمود: «در آغاز طلبگى كه در قم به تحصيل اشتغال داشتم، مشاهده مى كردم بعد از آنكه طلبه ها مجالس توسل داشتند، اثر معنوى در طلاب نمايان مى شود، كسانى كه شب زنده داري و توسل داشتند، فقط خواسته هاى معنوى والا داشتند كه نهايت آن، خدمت به دين خدا و درخواست حاجات مشروع بود، نمى خواستند دست خالى ايام خود را بگذرانند و چه توفيقاتى براى آن بزرگان حاصل مى شد كه ضمن كسب نورانيت باطني، در امور خود نيز موفق بودند. كسانى كه به دنبال كسب كمال و معنويت هستند، بايد همواره مدافع دين و شعائر باشند؛ به خصوص در اين زمان كه عده اى مى خواهند با گفتارهاى نسنجيده، اين شعائر را مورد هجوم قرار دهند و با تكيه به افكار ناقص و باطلشان در دين تحول ايجاد نمايند، لكن غافلند كه اين افكار جز بدبختى و عذاب اخروى چيزى براى آنان نخواهد داشت: «يُريدونَ لِيُطْفِؤا نُورَ اللّه بِأَفْواهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الكافِرُون»، مرحوم ميزرا (ره) همواره بر حفظ شعائر تأكيد مى كردند و معتقد بودند خيلى از توفيق ها به واسطه زنده نگه داشتن شعائر دينى به دست مى آيد و اين پديده بايد آشكارا در جامعه ملموس باشد كه بحمدالله هست و بايد بيشتر شود و چه خوب است در اين جا وصيت آن بزرگوار را متذكر شويم كه فرمود:

بسمه تعالى

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم واهلك اعدائهم

حال كه  پيكر اين جانب بر دستان شماست  ويا در قبر آرميده است بر دستان شاگردان عزيزم كه سال ها براى موفقيت آنان تلاش كردم و هيچ گاه تعطيلى را احساس نكردم، اين ناقابل نصيحتى دارم كه در طول حياتم سعى كرده ام قبل از آنكه  نصيحتى متوجه كسى كنم، خود بدان عمل كرده باشم. بر تمام مومنين است با دل جان از مسلمات  مذهب حق دفاع كنند و هيچ گاه اجازه ندهند بعضى با القاء شبهه، عوام از مؤمنين را فريب دهند، خصوصاً در مسائل شعائر حسينيه كه تشيع به واسطه آن زنده است حفظ شعائر اهل بيت (عليهم السلام)حفظ مذهب بر حق تشيع است. در آن كوتاهى نكنيد كه مسؤول هستيد به طلاب عزيز نصيحت مى كنم كه با جديت و تلاش تقواى الهى را پيشه كار خود كنند و در امر تحصيل تلاش كنند و همواره رضاى خدا را مدّ نظر داشته باشند. اين جانب در طول دوران عمرم طلبه اى  بيش نبودم و مثل يك طلبه جوان شب وروز در امر تحصيل تلاش مى كردم تا بتوانم خدمتى ناچيز داشته باشم  واثرى از خود بر جاى بگذارم كه طلاب عزيز از آن استفاده كنند. عزيزانم! سكان هدايت مردم به دست شماست. كارى نكنيد كه دل امام زمان (عج) به درد آيد او ناظر  بر اعمال ما به اذن خداست و در همين جا از پيشگاه مباركشان مى خواهم كه اگر كوتاهى از طرف اين جانب سر زده، بر من ببخشند، عزيزانم به دعاء خير شما نياز دارم. من چه در ميان شما باشم يا نباشم، دلى به دنيا نبسته ام كه در اداى وظيفه خود ترديد كرده باشم هنگامى كه در ميان شما بودم، خود را يك خادم كوچك حساب مى كردم كه اميدوارم اين خدمت ناچيز مورد رضايت اهل بيت(عليهم السلام) واقع شده باشد كه رضاى آنان رضاى خداست. حال كه در ميان شما نيستم به دعاى خير شما عزيزان محتاجم. در پايان بر حفظ شعائر تأكيد مى كنم و ضمن طلب دعاى خير، شما عزيزان را به خداى بزرگ مى سپارم. وَالسَّلامُ عَلَيْكُم جَمِيعـاً وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُه.»

مرحوم ميرزا (ره) هنگامى كه احساس كردند بعضى ها در قضاياى اهل بيت(عليهم السلام)؛ بخصوص قضيه مظلوميت فاطمه زهرا(عليها السلام) و واقعه هجوم به منزل آن حضرت تشكيك مى كنند، با آن ارادتى كه به اهل بيت(عليهم السلام) داشتند، ابتدا آن سخنرانى آتشين در مسجد اعظم را بعداز درس فقه خود ايراد كردند و آن گاه در ايام شهادت آن حضرت (در فاطميه دوم) با پاي برهنه با هئيت عزادارى به خيابان آمدند و بر سر و سينه زنان ارادت خود را به اهل بيت(عليهم السلام) ابراز كردند و فاطميه را به عاشوراى ديگر تبديل كردند. فرزند مرحوم ميرزا (ره) مى گويد: زمين بسيار گرم بود و سوزش عجيبى در كف پاها احساس مى شد. به مرحوم ميرزا(ره) گفتم: آقا! پاهايتان مى سوزد.

نعلين را به پاى كنيد، ايشان ضمن اشك ريختن فرمودند: «اين در حق حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) كم است. بگذار به خاطر مظلوميت صديقه شهيده(عليها السلام) پاهايم بسوزد و اين سوزش امانى است در روز قيامت، ایشان ضمن تحمل گرماي سوزان در حالي كه به سينه مي زدند و اشك مي ريختند مي فرمودند: اين در حق فاطمه زهرا (س) كم است هر چه داريم بواسطه عنايت اهل بيت (عليهم السلام) است. ايشان شجاعانه در مقابل شبهات ايستاد و كلمه حق را بيان مي كرد. مرحوم ميرزا (ره) با آن علم سرشارى كه داشتند، با كمال تواضع و اخلاص خود را يك خادم براى اهل بيت(عليهم السلام) مى دانستند و در مراسم آنان با تمام وجود ابراز احساسات مى كردند و گريه هاى آن فقيد در مراسم عزا زبانزد است. با توجه به حال اواخر عمر ميرزا(ره) به ايشان مي گفتند آقا كمتر بي تابي كنيد برايتان خوب نيست ايشان مي فرمود من در مجلس روضه خود را نمي توانم كنترل كنم و مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام) بقدري است كه در هر فراز آن اگر انسان جان از قالب تهي كند تعجبي ندارد.

مرحوم ميزرا(ره) دوست داشتند روزهاى اعتكاف ولو يك روز هم كه باشد، در جمع معتكفين حاضر شوند كه در چندين نوبت اين توفيق براى ايشان حاصل شد و در مسجد امام حسن عسكري (عليه السلام) در جمع معكفين حاضر شدند.

فرزند مرحوم ميرزا (ره) مى گويد: «دو سال قبل از فوت مرحوم ميرزا (ره) سرما خوردگى شديدى برايشان عارض شد و به خاطر مشكل خونى كه داشتند، سرما خوردگى برايشان بسيار خطرناك بود، ولكن چون وعده فرموده بودند نماز صبح معتكفين را بخوانند (13 و14 و 15 رجب مرجب سنه1426هـ ق)، با شوق فراوان در جمع معنوى معتكفين حاضر شدند و راضى نشدند به خاطر سرما خوردگى در آن جمع نورانى حاضر نشوند. بعد از اقامه نماز صبح، در جمع معتكفين نشستند و تا پايان جلسه در مجلس توسل معتكفين ماندند. اخلاص ايشان به اهل بيت(عليهم السلام) به تمـام معنى بود، كمتر مى شد، اسم ائمه(عليهم السلام) در محضرشان برده شود و اشك در چشمهايشان حلقه نزند، حتى در درس اگر روايتى خوانده مى شد كه شمه اى از مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام) در آن بود، تحمل نمى كردند و بغض گلوى ايشان را مى فشرد و اشكهاى مباركشان بر گونه جارى مى گشت.

فرزند مرحوم ميرزا(ره) مي گويد: يادم نمى رود آن روزى كه يكى از شاگردان در درس مرحوم ميرزا (ره) اشكال كرد، ايشان براى مرتبه دوم جواب دادند، لكن آن شاگرد بر اشكال خود اصرار داشت، مرحوم ميرزا(ره) فرمودند: «جواب شما را بعداز درس مى دهم، ناگهان شاگرد خطاب به آقا گفت: جلسه روضه نيست آمده ايم كه از درس شما استفاده كنيم.

مرحوم ميرزا (ره): تا اين جمله را شنيدند، سخت غمگين شدند و مكثى كردند؛ به طورى كه رشته كلام از دست ايشان خارج شد، سپس در حالى كه بغض گلوى ايشان را گرفته بود، گفتند: اى كاش به جاى درس به روى منبر حسينى مى نشستم و جلسه ما جلسه روضه بود. نمى دانيد چه قدر اجر و ثواب دارد، اگر تمام اين زحمات ما كه شب و روز مى كشيم و در جهت كسب علم گام بر مى داريم، معادل ثواب منبر حسينى حساب شود بايد خيلى خوشحال باشيم أما اجر و ثواب منبر حسينى و خطابه بيش از كارهايى است كه ما انجام مى دهيم. آن گاه رو به آن شخص كردند و فرمودند: اين طور سخن نگو كه جلسه روضه نيست. اى كاش بود و ما هم از فيوض آن بهره مند مى شديم! از اين كلام مرحوم ميرزا (ره) معلوم مى شود كه جايگاه خـدمت به منبر حسينـى و شعائر چه قـدر عظيم است!

ايشان (ره) خطاب به طلاب مى فرمودند: «سكان هدايت مردم در دست شما است. بايد آن گونه از نظر علمى مجهز باشيد كه بتوانيد به واسطه آن مردم را موعظه كنيد و جايگاه اهل بيت(عليهم السلام) را به آنان بشناسانيد و كلام و سخن شما بايد طورى باشد كه تاثير در قلوب مردم كند و آنها را بسازد و تحولى در آنان ايجاد كند، به طورى كه هرگاه مى خواهند كارى را انجام دهند، كلمات و گفتار شما را ياد آور شوند و خود را در مقابل انحراف حفظ كنند. اگر طلبه خود را ساخت و علاوه بر كسب معارف علوم آل محمد(صلى الله عليه وآله) در جهت تهذيب گام برداشت، خود به خود در قلوب مردم جاى خواهد گرفت و آن موجب خواهد شد كه به جامعه خدمتى نمايد و اثرى از خود بر جاى بگذارد.»

مرحوم ميرزا(ره) گاهى كه در مورد فيضيه و دار الشفاء سخن به ميان مى آوردند، مى فرمودند: «ما قبل از نماز صبح در همين مدرسه فيضيه جهت نماز شب حاضر مى شديم، مردم كه از بيرون به مدرسه مى آمدند، به خاطر كثرت حضور طلاب در مدرسه فكر مى كردند نماز صبح شده، لذا جهت خواندن نماز صبح آماده مى شدند كه تذكر داده مى شد هنوز نيم ساعت به نماز صبح باقى است و اين صحنه ها واقعاً براى مردم سازنده بود. شب زنده دارى علاوه بر اين كه توفيقى به شخص طلبه مى داد، ديگران را مى ساخت، بايد حركات طلاب طورى باشد كه هر كس به آنان نظر كرد، درس بگيرد. شكل ظاهرى طلاب، حركات و سكنات، طريقه برخورد و… بايد به نحوى باشد كه
مردم با نگاه به اين شخص،
علاوه بر متنبه شدن، در
خود احساس تحول نمايند.
مرحوم ميرزا(ره) مي فرمود:
من فرزند يك بازاري بودم
آنقدر طلاب تبريز در كارهايشان مقيد بودند و اداب را مراعات مي كردند كه من شيفته آنها شدم و مرا آنان به طلبگي جذب كردند، وقتي سيماي ملكوتي و وقار و التزام را در آنها مي ديدم  حسرت مي خوردم و آرزو مي كردم من هم يك روزي بتوانم در اين لباس در بيايم، خداي ناكرده طوري عمل نشود كه مردم نسبت به اهل علم بدبين شوند، هر كس در حفظ شؤون مسئول است و خداي ناكرده كاري نكند كه به اسم دين تمام شود طلاب معلمان جامعه هستند بايد در تمام كارهاي خود دقت كامل نمايند.

اگر يك طلبه بر اعمال خود مواظبت كند، و زهد، تقوي صبر، تواضع، شب زنده داري و توسل را سر لوحه زندگی خود قرار دهد. توفيق خواهد يافت وخود را در مقابل مردم مسؤول خواهد ديد. اگر خداى ناكرده حركتى كند كه به حساب دين تمام شود، فرداى قيامت مسؤول خواهد بود، نبايد كارى كرد كه دل امام زمان (عج) به درد آيد و كارهاى نسنجيده بعضى طلاب، دل امام زمان(عج) به درد مى آورد.»

مرحوم ميرزا(ره) مي فرمود: «طلاب در آن زمان ضمن توكل به خدا در امور معنوى از يكديگر سبقت مى گرفتند. نظم طلاب در آن زمان زبانزد بود. قبل از اذان صبح چراغ حجره طلاب روشن مى شد و شروع به عبادت و راز و نياز مى كردند، پس از آن به درس و بحث  مى پرداختند و با آنكه طلاب از سطح معيشتى آنچنانى برخوردار نبودند، لكن در كنار هم مانند يك خانواده روزها را مى گذراندند و اگر شنيده مى شد كه فلان طلبه امروز چيزى ندارد، طلاب با ذوق و شوق او را به حجرة خود دعوت كرده و در كمال عطوفت او را يارى مى كردند. آن روزها زندگى واقعاً معناى خاص داشت و لذت آن روزهاى معنوى قابل توصيف نيست. طلاب با صفاى درون، با آن توكل و تواضع و با آن اخلاص و صداقت پشت به دنيا كرده بودند و از يارى دين غافل نبودند. حاضر بودند شب گرسنه بخوابند لكن از توفيق خدمت به دين محروم نشوند.

مرحوم ميرزا(ره) مي گويد: من در مدرسه طالبيه تبريز با مرحوم علامه شيخ تقي جعفري هم حجره بودم، يك روز واقعا چيزي براي خوردن نداشتيم مانده بودم چه كاري انجام دهيم، دو تاي از اطاق خارج شده و در حياط مدرسه در حال فكر بوديم كه ناگهان يك تاجر وارد مدرسه شد و در نزديكي ما مكثي كرد و گفت نماز وحشت مي خوانيد چند روزي را با پول نماز وحشت گذرانديم و همچنين در قم، يك روز واقعاً در حجره چيزى براى خوردن نداشتيم و  گرسنگى بر من غلبه كرده بود. يكى از دوستان كه اكنون از بزرگان مى باشند، به من گفت: ميرزا! من دو لحاف دارم. مى خواهى يكى را به تو بدهم بفروشى و فعلاً گذران كنى، ايشان مى گويد: چون چاره اى جز اين نبود، آن لحاف را گرفته و فروختم تا چند روزي را گذران كنيم. آن زمان مثل اين زمان امكاناتى كه فعلاً براى طلاب وجود دارد، نبود (طلاب سعي مي كردند ما يحتاج خود را به طريقي تاميين كنند و به خانواده خود تكيه نكنند)، بايد طلاب قدر اين روزها را بدانند، با جدّيت درس بخوانند و وقت خود را مغتنم شمارند زيرا بهانه اى براى شانه خالى كردن وجود ندارد و اگر مى خواهند دل امام زمان (عج) شاد باشد، بايد تلاش بى وقفه داشته باشند و هر روز نسبت به روز گذشته پيشرفت كنند.»

مرحوم ميرزا (ره) از زمان تحصيل خود قضايايى را نقل مى كردند كه بعضى از آن وقايع قابل تصور نيست، چه برسد به باور آن ها، ولى واقعاً اين گرفتارى ها و مشكلات براى همه طلاب بوده و طلاب توانايى تأمين زندگى خود را نداشتند؛ ولكن با صفا و صميميت در كنار هم زندگى مى كردند و چون هدف والايى داشتند، ماديات را فراموش كرده و از يكديگر در جهت خدمت به دين سبقت مى گرفتند.

آيا ما واقعاً توانسته ايم خود را آنچنان بسازيم كه لياقت خادمى حضرت ولىّ عصر (عج) را داشته باشيم؟ اعتكاف سكوى پرشى است به سوى معنويت، شب زنده داري، توسل وتقرب به خدا و اهل بيت(عليهم السلام)، و فرصتى است كه معلوم نيست حال و آينده براى هر كسى پيش آيد، كجايند آنان كه سال هاى قبل در جمع ما و معتكفين بودند و امروز ديگر در ميان ما نيستند، مرحوم ميرزا (ره) مى فرمود: «بعدها ما توفيق حضور در اعتكاف را نيافتيم و حسرت آن را مى خورديم، لكن وقتى قبل از رفتن به نجف در قم ساكن بوديم، طلاب مقيد به شركت در اعتكاف بودند و خيلى از موفقيت ها ثمره همان  شب زنده داري و توسل و دعا بود. در هر فرصتي كه جهت ارتباط معنوي با پروردگار ايجاد مي شود براى خود و ديگران دعا كنيد و از خداوند بخواهيد همواره شما را تحت عنايت خود و در ظل توجهات حضرت ولى عصر (عج) از هر مكروهى حفظ كند و به شما توفيق روز افزون عنايت نمايد.»

مرحوم ميرزا (ره) مى فرمود: «زمانى كه ما قم بوديم، ايام اعتكاف طلاب و بعضى مؤمنين با كمال خضوع و خشوع وارد مسجد مى شدند، در گوشه اى از مسجد عباى خود را به سر مى كشيدند. كتاب دعا را باز مى نموده و زمزمه مى كردند، هميشه در حال ذكر بودند، مانند كسى كه از همه چيز دنيا بريده است. فقط كمى استراحت مى كردند. واقعا آمده بودند كه با خداى خود معامله كنند، كه كار براى خدا باشد و در مقابل، فقط طالب آن بودند كه خدا اين اعمال را قبول نمايد و آنان را تحت حمايت و توجه ولى عصر (عج) قرار دهد.» مرحوم ميرزا (ره): دائماً مى فرمودند: «بايد طورى عمل كرد و به نحوي گام برداشت كه امام زمان (عج) از ما راضى باشد، انسان خود را محك بزند آيا آن بزرگوار -روحى له الفداء- اگر حاضر بود، با اين حركات و سكناتى كه شخص دارد، از او راضى بود يا خير؟ خدا نكند انسان فراموش نمايد كه صاحب و ناظر دارد. ما بايد همواره امام زمان -روحى له الفداء- را ناظر بر اعمال خود بدانيم و تلاش كنيم كه توجهى به ما نمايند. زيرا كه دستگير واقعي ما اوست او صاحب ماست و همه ما به عشق و علاقه و كسب رضايت او در حال تحصيل هستيم زيرا كه رضاي آن بزرگوار رضاي خداست ما سعي مي كنيم آن باشيم كه او دوست دارد و اگر تقصيري هم از ما سر مي زند بر ما ببخشد كه غافليم، راهى كه بزرگان رفتند و نتيجه گرفتند، بايد براى ما طلاب و سايرين الگو باشد و انشاء الله اين شب زنده داريها، توسلها و عرض ارادتها به اهل بيت (عليهم السلام) كه با خلوص نيت انجام مي گيرد در ميزان اعمال ثبت شود و فريادرسي باشد به روزي كه هيچ چيز جوابگو نخواهد بود مگر عمل صالح و عمل صالح صادر نمي شود مگر آنكه انسان خود را ساخته باشد و با طي كردن درجات كمال در خود احساس وظيفه كند و آنگاه به دنبال كاري مي رود كه اجري برايش داشته باشد، بازگشت همه امور به تهذيب نفس است و آن محقق نمي شود مگر با توسل و دعا.»

مرحوم ميرزا (ره) همواره براى توفيق طلاب دعا مى كردند و شب و روز تلاش مى نمودند تا آنان موفق شوند. ايشان تمام عمر شريف خود را صرف تربيت طلاب كردند كه سرانجام با توفيق الهى موفق شدند؛ طلاب متدين مؤمن و درس خوان تربيت كنند كه امروز افتخار حوزه و مذهب هستند و آن توفيق حاصل نشد مگر به واسطه همين توسل ها و راز و نيازها.

اهميت و جايگاه اعتكاف به قدرى بود كه فقيه مقدس، مرحوم ميرزا(ره) درس خود را تعطيل مى كردند (وخود حالت توسل بخود مي گرفتند و در روز شهادت حضرت زينب (س) مجلس عزاء بر پا مي كردند) و براى عزيزانى كه موفق به اعتكاف مى شدند، دعا مى كردند و مى گفتند: «قدر اين روزها را بدانيد و تلاش كنيد كه خدا درهاى رحمت خود را بيشتر براى شما باز كند و دعا كنيد ما را بپذيرد كه اگر پذيرفت سعادت دنيا و آخرت را به دنبال خواهد داشت و كليد اين پذيرش اهل بيت(عليهم السلام) هستند. آنان را واسطه قرار دهيد و بخواهيد كه دست ما را بگيرند؛ چرا كه آن بزرگواران سفينة نجات هستند.»

با توجه به اين كه مرحوم ميرزا (ره) ايام بيض، سه روز را تعطيل مى كردند، بعضى دوستان به ايشان عرض مى كردند: «همه طلاب كه به اعتكاف نمى روند، سه روز درس را تعطيل نكنيد!» معظم له مى فرمودند: «اين سنت حسنه اعتكاف بايد ترويج و تقويت شود و ما تعطيل مى كنيم تا علاوه بر روشن شدن اهميت اين روزها، خود هم ثوابي برده باشيم و انشاء الله اين كار در ميزان اعمال ثبت شود.»

ايشان علاقه فوق العاده و عجيبى به مسجد حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) داشتند و شايد يكى از علل و عواملش علاوه بر آنكه به امر امام(عليه السلام) ساخته شده محل و پايگاه اصلى مرور بزرگان دين و اعتكاف در شهر مقدس قم بوده و بزرگان و اوتادى در اين مسجد عبادت و شب زنده دارى و اعتكاف داشتند. ايشان حدود 20 سال سحرها بعداز زيارت حرم مطهر كريمه اهل بيت(عليهم السلام) به اين مسجد مى آمدند و در گوشه اى از آن به عبادت و نماز شب مى پرداختند و سپس نماز صبح مى خواندند، ايشان(ره) خاطرات زيبايى از ايام اعتكاف داشتند و عقيده ايشان اين بود كه طلاب در اين مراسم نورانيتى كسب مى كنند كه آنان را در جهت تحصيل موفق مى كند. سه روز دورى از لذت هاى دنيا خود گام مهمى بود براى سالكان و طالبان معنويت و كمال و توفيقاتى كه حاصل مى شد، بواسطه آن شب زنده دارى ها و دعاهاى خالصانه و توسلاتى بود كه سرچشمه آن، همان اعتكاف بود.

برادر مرحوم ميرزا (ره) مى گويد: مرحوم ميرزا (ره) بيش از 15 سال نداشت كه نيمه شب در آن سرماى شديد تبريز وضو مى ساخت و در مقابل پروردگار متعال به مناجات برمى خاست آنگونه با خدا سخن مى گفت كه هر كس به او نظر مى كرد، پى مى برد كه اين جوان در آن سن نوجوانى مورد عنايت پروردگار واقع شده است و توانسته خود را به معبود نزديك كند و پيوندى ايجاد كرده است كه نشان از سعادت دنيا و آخرت دارد.

مرحوم ميرزا(ره) علي رغم اينكه جوان بود از لذّت خواب مي گذشت، قبل از اذان صبح بيدار مي شد و با پروردگار خود راز و نياز مي كرد او از ابتداء راه را يافته بود و توانسته بود با پروردگار خود پيوند ناگسستني ايجاد كند و همان موجب موفقيت ايشان شد.

دوران سازندگى اگر از ابتدا با معرفت وآگاهى كامل صورت گيرد، ديگر شيطان نخواهد توانست در وجود شخص رخنه كند و بزرگانى كه به مقام والاى معنوى رسيدند و درجه كمال را طى كردند، از آن ابتدا در فكر آن بودند كه راهى را طى كنند كه آنان را به سعادت برساند و با نگاه به حيات هر يك از اين بزرگان و بررسى زندگى شان به وضوح روشن مى شود كه خدا توفيق خاصى به آن ها داده است كه توانسته اند زود به حقيقت برسند و آن نيست مگر به خاطر پيوندى كه خود با خدا بسته بودند و خدا به آنان اين توفيق را داده است كه خود را بيابند. مرحوم ميرزا (ره) از همان سن جوانى در تلاش بود كه خود را به معبود نزديك كند و براى نيل به اين هدف الهى راه هايى را انتخاب كند كه همه آن ها نورانيت به دنبال دارد. يكى از راه ها كه مرحوم ميرزا(ره) در سازندگى و كمال مؤثر مى دانست، نردبان اعتكاف بود كه آن را حالتى معنوى جهت نيل به سوى سعادت اخروى مى دانست. شب زنده داري، توسل، اخلاص در عمل از ديگر راه هايي است كه مرحوم ميرزا(ره) بر آن تاكيد مي كرد ممكن است بعضى اشخاص بعداز تلاش نتوانند به سرعت به اهداف خود نائل شوند، مرحوم ميرزا (ره) مى فرمودند: «نبايد شخص نوميد شود. ممكن است همان تأخير در قضاى حاجت، امتحان الهى باشد. بايد تحمل كند و بيشتر تلاش كند. در هر حال، مراحل امتحان گاهى سخت مى شود و اميد است كه از امتحان الهى سرفراز بيرون آييم. از خدا بخواهيد، اجابت خواهد كرد. اگر ارتباط با معبود حاصل شود، جرقه اى در درون انسان زده خواهد شد كه همان جرقه كارساز خواهد بود. توفيق مراحلى دارد و در هر زمانى ممكن است اين توفيق براى انسان حاصل شود و اين توفيق مرهون تلاش و اخلاص خود شخص است. آن جا كه پروردگار متعال مى فرمايد: «اُدْعُونِى اَسْتَجِبْ لَكُمْ»، به برآورده شدن حاجت وعده الهى تعلق گرفته است كه اگر شخص از خدا بخواهد، خدا برآورده خواهد كرد. اين طلب از خدا بايد واقعى و حقيقى باشد.

مرحوم ميرزا (ره) معتقد بودند كه مؤمنين به خصوص طالبان علم بايد براى زندگى خود برنامه ريزى داشته باشند، زندگى همراه با اهداف و آرزوهاى مشروع كه بتواند ضمن تأمين معاش، انسان را از انحرافات دنيا در امان بدارد. انسان نبايد در دوران جوانى ارتباط معنوى خود را فراموش كند، به طورى كه اگر پا به سن گذاشت، متوجه شود كه توشه اش خالى است و ديگر رمقى براى جبران گذشته وجود نداشته باشد. قبل از آن كه فرصت فوت شود و صداى واحسرتا بلند شود، عزم خود را جزم كنيد و همراه با وسيله قرار دادن اهل بيت(عليهم السلام) از معبود خود كمك بخواهيد.

چه محبت ها كه خداوند متعال بر مؤمنين صالح نمود و چه وقايعى به عنايت و تفضّل اهل بيت(عليهم السلام) واقع شد. يكى از بزرگان تبريز مى گفت: «ما در مدرسه طالبيه تبريز كه درس مى خوانديم، وعده گذاشته بوديم كه نوبتى، هر هفته يكى از دوستان نان حجره را تهيه كند كه عمده غذاى طلاب در آن زمان نان بود. مى گويد: هفته اى كه نوبت تهيه نان بعهده من بود هيچ مبلغى جهت خريد نان نداشتم، به حجره وارد شدم. وقتى دوستان مشاهده كردند نان به همراه ندارم، متوجه موضوع شدند. سخنى به زبان نياوردند. آماده بوديم تا در همان حال استراحت نماييم كه ناگهان متوجه شدم درب حجره زده شد. درب را باز كردم، ديدم شخصى مبلغى را داد و گفت: اين مبلغ متعلق به طلاب است، مبلغ را از او گرفتم. در فكر فرو رفتم كه اين وقت ظهر او چه كسى است! مجدد درب را باز كردم ديدم اثرى از آن آقا نبود. هر چه جستجو كردم موفق به يافتن شخص نشدم. خدا را شكر كردم. اين واقعه مرا قانع كرد كه كسى هست، كه به فكر ماست ولكن چرا ما از آن غافليم و اين نبود مگر پيوند و اخلاص بعضى طلابى كه با ما بودند. ايمان كامل بعضى توانست محبت معبود را جذب كند و با لطف و كرم الهى آن هفته نان دوستان تأمين شد. اگر طالب علم يقين كند كه صاحبي دارد كه در هر لحظه مراقبت اوست سعي مي كند بر حركات و گفتار خود مراقبت كند و طوري گام بردارد كه رضايت امام زمان(عج) را جلب كند زيرا كه رضايت او رضايت خداست، اگر طلبه ملتزم شد، امام زمان(عج) دست او را خواهد گرفت و به او توفيق خواهد داد و تمام دربهاي سعادت بر روي او باز خواهد شد.

منبع : سایت معظم له


موضوعات مرتبط: دعا در کلام بزرگان، اعمال ماه رجب المرجب
برچسب‌ها: اعتکاف, جواد تبریزی, توسل
[ پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۸ ] [ 19:10 ] [ بر طریق اهل بیت ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این پایگاه در راستای معرفی و ترویج مکتب دعایی قرآن و اهلبیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) به صورت صحیح - خرافه زدایی و بدعت زدایی از مقوله معنوی دعا و زیارت و پاسخگویی به سؤالات و شبهات علمی در این خصوص ایجاد گردیده است.و من الله التوفیق
    

در راستای ترویج دعا و فرهنگ دعایی اهل بیت سلام الله علیهم ، مؤمنین گرامی می توانند ، سئوالات - شبهات و دعاهای درخواستی خود را از طریق بخش نظرات یا ایمیل مدیریت منتقل بفرمایند . سئوال و جواب ها و دعا اگر جنبه عمومی داشته باشد ، با حفظ مشخصات سئوال کننده یا درخواست دهنده برای استفاده ی سایر مؤمنین منتشر می گردد .

و من الله التوفیق
                            
موضوعات وب
امکانات وب