|
دعا مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
|
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین؛ الصلوة و السلام علی سید المرسلین، محمد رسول الله صلی الله علیه و اله الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهّرهم تطهیراً؛ و لعنة الله علی اعدائهم الی یوم مقدمه مسایل امامشناسی چنان نیست که تنها یک مسئلهی اعتقادی جدا افتاده از سایر معارف و ساحت ایمانی انسان باشد؛ بلکه امری است که در شبکهی معرفت دینی، با تمام اجزای آن میپیوندد و هویت ایمانی را فرامیبرد تمامیت عرصهی شناختی انسان را تحت اندیشهی والای ولایت الهی ارتقا میبخشد. معرفت به مسایل امامشناسی با تکوین سعهی وجودی انسان و سعادت ابدی وی پیوند دارد که باید با ابتنا بر وحی و برهان سلیم، در روح انسان ریشه دواند و جان انسان جوانه زند. این معرفت ارجمند باید انسان را به سرمنزل اطاعت رساند و در نهایت به مقام و مرتبت فرازمند تسلیم و اسلام محض ره برد. جنس معرفت به مسایل امامشناسی، از جنس دانستنیهای عقل جزویاندیش نیست که تنها در انبان شناخت ذهنی آدمی تلنبار گردد؛ بلکه از جنس دانش و بینشی است که به نور میپیوندد و صاحب آن را به روشنبینی و بصیرت معنوی میرساند که تمام شئونات حیاتش را درمینوردد و ساحت اندیشگی و رفتاری را در پرتو خود فروغ میبخشد. درک فضایل رسول اعظم صلی الله علیه و اله و اهل بیت علیهم السلام و وقوف بر مرتبت الهی آنان، موجب جلای دیده و صفای جان و سبب سیر در مسالک معنوی و صعود بر مدارج کمالات است. این معرفت رهاییبخش، دل مؤمن را از تیرگی گناهان و کژاندیشیها میشوید و به سرچشمهی پاکی و سلامت روح رهنمون میشود. خداوند ما را به مودّت اهل بیت علیهم السلام دستور داده است. مودت دوست صدیق و جاننثاری پایدار را میگویند.1 معرفت به فضایل و مناقب آنان و مودت بدان بزرگواران در طول حب الهی است و اهل معرفت بدان وسیله در منازل سلوک دینی گام مینهند و مراتب صعود را به سوی پروردگار طی میکنند. این روشن ضمیران هرچند در میان مردمان میزیند، اما پیش از آن و بیش از آن خود را در محضر حضرت احدیت جلّت عظمته میبینند و در پرتو نور ولایت، آن اولیای معصوم الهی و ائمهی هدی علیهم السلام را شاهد کردار و گفتار و پنهان و آشکار خود میدانند2 و بدان سبب همواره در شکوه حضور الهی، در میانهی خوف ورجاء میزیند. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله3 اهل معرفت به ظاهر با مردماند؛ ولی قلبشان متوجه خدای متعال است. هدایت یافتگان مکتب وحی و امامت، از زلال علوم برهانی معلمان آسمانی بهرهمندند و از اغوا و کژتابیهای معلمانی که خود در تار اندود اوهام گرفتارند و دیگران را نیز به گرداب گمگشتگی و ضلالت دعوت میکنند، دوری میگزینند، چه آنان در حصن امان ولایت پناه یافتهاند. اهل معرفت ولایت هرگز از تهاجم فرهنگی کهنسال و دیرینهی مخالفان ولایت و دشمنان خداوند و عمال آنان متأثر نمیشوند؛ بلکه در پرتو انوار تابناک ولایت، سنت حسنهی معرفت اهل بیت را با انقیاد و اطاعت از ایشان زینت داده و خود را از عوارض چرکین تهاجم فرهنگی میپالایند و به سوی کمال معرفت رشد میکنند. قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (البقرة : 256) رشد از قهقرا بازشناسانده شد؛ پس هرکس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به تحقیق به ریسمان محکم چنگ زده است که پارگی برای آن نیست و خدا شنوای دانا است. اهل معرفت ولایت این سلوک را از امامان معصوم خود علیهم السلام خود آموختهاند؛ چنانکه امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودهاند: قلت: يا رسول الله فنحن افضل ام الملائكة؟ فقال: يا علي نحن افضل خير خليقة الله علي بسيط الارض و خيرة ملائكة الله المقربين؛ و كيف لاتكون خيراً منهم و قد سبقناهم الي معرفة الله و الي توحيده؛ فبنا عرفوا الله و بنا عبدوا الله و بنا اهتدوا السبيل الي معرفة الله.4.5 پرسیدم: ای رسول خدا، ما برتریم یا فرشتگان؟ فرمود: ای علی ما برتر از آفریدههای خدا بر گسترهی زمین و از برگزیدگان فرشتگان مقرب درگاه خداوندیم؛ و چرا برتر از آنان نباشیم، در حالی که به شناخت خدای تعالی و معرفت وحدانیتش پیشی گرفتیم؛ آنان به واسطهی ما خدا را شناختند و به واسطهی ما خدا را بندگی و عبادت کردند و به واسطهی ما به راه شناخت خدا هدایت شدند. به اهل معرفت آشکار است که ارشاد و هدایت آن اصفیای به معارف الهی و برگزیدگان در وفای به پیمان فطرت، مردمان را نیز به وفاداری به پیمان فطرت رهنمون ساخته و نعمتهای فراموش شدهی خدا را در دلها زنده میسازد. بر اثر انس دل به فضایل و معرفت آل محمد علیهم السلام صعود به مدارج کمال و شجرهی طیبهی شرح صدر به درک حقایق و واقعیتها به بار مینشیند و راه تعالی به مقامات عالی معرفت هموار میشود و صبر بر مشکلات مادی و گذشت از علقههای دنیوی آسان میگردد. امام صادق علیه السلام راهیافتگان به اوج کمال معرفت را علوی نامید و فرمود: المؤمن علوي لانه علا في المعرفة6 مؤمن علوی (عالیرتبه) است؛ زیرا او در معرفت به مقام عالی راه یافته است. بنابر این، انوار تابناک ولایت، تمام وجود مؤمن را فرا میگیرد و از درخشش فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام روح و روانش صفا و آرامش مییابد و توان تمییز حق از باطل و صواب از ناصواب در دلش متبلور میگردد و به هر چیز با فراست مینگرد. امام رضا علیه السلام میفرماید: اتقوا فراسة المؤمن فإنه ینظر بنور الله7 از فراست مؤمن بپرهیزید که همانا او با نور خدا مینگرد. مؤمن، با این فراست هرگز آخرتش را با زندگی زودگذر معامله نمیکند و در فرصت کوتاهِ عمر محدود خود، از پرداختن به اموری که ضایع کنندهی عمر و سرمایهی آخرت است، پرهیز میکند؛ زیرا با نور معرفت ولایت همهی برنامهی زندگیاش هدفمند گشته و ملاک انتخابش سود آخرت میشود؛ در اوج صفا و نورانیت دل، ولایت و فضایل اهل بیت صلوات الله علیهم و برائت از دشمنان آنها در قلب او همواره افزون میگردد و از کجاندیشی و الهامات شیطانی در امان میماند و هرگز به خود اجازهی ابراز آنچه سوژه و بهانه تبلیغی به دشمنان آل محمد صلوات الله علیهم است، نمیدهد و دل و جان عاشقان ولایت و تربیت شدگان مکتب قرآن و عترت را جریحهدار نمیسازد. امام باقر علیه السلام در تفسیر آیهی کریمهی: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في جَوْفِهِ (الأحزاب : 4) از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکند که فرمود: لايجتمع حبّنا و حبّ عدوّنا في جوف انسان، ان الله لم يجعل لرجل من قلبين في جوفه، فيحبّ هذا و يبغض هذا، فأمّا محبّنا فيخلّص الحبّ لنا كما يخلّص الذهب بالنار لا كدر فيه، فمن اراد ان يعلم حبّنا فليمتحن قلبه، فإن شاركه في حبّنا حبّ عدوّنا فليس منّا و لسنا منه و الله عدوّهم و جبرئيل و ميكائيل و *الله عدوّ للكافرين*(البقرة : 96).8 محبت ما (آل محمد) با محبت دشمنان ما در درون انسانی هرگز جمع نمیگردد؛ خداوند برایش در درون او دو قلب قرار نداده است که یکی را دوست بدارد و با دیگری دشمنی بورزد. دوست ما دوستی خود را در حق ما خالص میگرداند، چنان که آتش طلا را خالص میسازد. پس هر کس بخواهد بداند دوست ما است، دلش را آزمایش کند. اگر در دوستی ما، دوستی دشمن ما را شریک سازد، نه او از ما است و نه ما از اوییم و خداوند و نیز جبرییل و میکاییل دشمن اویند و خداوند دشمن کافران است. آنان که از زلال کوثر قرآن کریم و آموزههای حیاتبخش ائمهی اطهار علیهم السلام بهرهای دارند، باید به نیکی مقام ارجمند آن بزرگواران را دریابند و برای احیای امر الهی در جوامع بشری، جایگاه والا و معارف بلند و روشن آنان را در تیرهگون دنیای امروز بگسترند و آوای فلاح آنان را به جانهای آماده بنیوشانند. معرفی فضائل ائمهی هدی علیهم السلام آنگاه بیشتر ضروری مینماید که بدین نکتهی حسرتبار توجه کنیم که در ادوار مختلف تاریخ اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله عشیرهمداران اموی و سایر زورمندان زرپرست که از همهی هستی و حیات انسانی، جز ظاهر نتوانستند ببینند و جز بنا نهادن کاخهای تمتع و هوس آرمانی نداشتند و آموزههای جاودان را تاب نیاورده و حتی گوشههایی ناچیز از فضایل آنان را خطری ریشهکن در برابر خواستههای دنیوی خود میدیدند. از این رو، تا آنجا که در توان داشتند با تبلیغات پردامنه در اذهان مردمان بیخبر، بر تصویر ملکوتی آنان چنگ انداختند و به انکار تمام فضایل آنان کمر بستند و به مدد زر و زور خویش، مزدوران فرهنگی بدین کار گماشتند و اوراق تاریخ را به ناروا آلودند. این اقدام ضد خرد و ایمان آنان تنها بدین میزان محدود نماند و تمام عرصههای معارف دینی، از توحید نبوت و امامت و معاد تا فروع احکام دینی، را تحریف کردند و در آینهی زنگار بستهی خود کژتاب کردند. برای زدودن این تحریفات، مجاهدهای علمی و فراوان بایسته است و وظیفهی عالمان دینی است که بر آن همت گمارند. ما در این نوشتار تنها به بررسی یکی از بیشمار فضایل آن بزرگوار که در جریان حدیث کساء و نزول آیهی تطهیر بدان اشارت شده است، میپردازیم؛ واقعهای که از جمله حوادث روشنگری است که اندیشه و شیوهی رسول اعظم صلی الله علیه و اله را برای تداوم هدایت و رهبری مسلمانان و جامعهی اسلامی را نشان میدهد. یکی از وظایف مهم تربیت شدگان قرآن و عترت، شناخت درست مقام و فضیلت آهل بیت اطهار صلوات الله علیهم و شناخت موارد تهاجم فرهنگی علیه آن اصفیای پروردگار و فضایل آنها است. تهاجم فرهنگی بر قرآن و عترت تازگی ندارد و دیرینه و کهنسال است که البته اختصاص به مورد خاص ندارد. بلکه در تمامی مسایل اعتقادی توحید، نبوت، معاد و امامت و نیز در فروع دین جریان دارد. بررسی هر کدام این موارد فرصتی طولانی را میطلبد که این مختصر گنجایش تمام آن را ندارد. بلکه موضوع پژوهش و تحقیق این نوشته، فضیلتی از فضایل اهل بیت صلوات الله علیهم حدیث کساء و نزول آیهی تطهیر است. اهمیت حدیث کساء رویداد نزول آیهی تطهیر و صدور حدیث کساء از استثناییترین حوادث روشنگر و رکنی از ارکان هدایت و رهبری در تاریخ زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و اله است. آنچه انسان را به حقیقت این واقعیت عقیدتی9 نزدیک میکند، دقت و تأمل بیهیچ گونه پیش داوری در متن واقعهی کساء و آیهی تطهیر و احادیثی است که در تبیین آن از ائمهی اهل بیت صلوات الله علیهم وارد شده است. فضای خاص این رویداد و اجتماع پنج تن اصحاب کساء در زیر کساء و نزول آیهی کریمه به روشنی اثبات میکند که ارتباطی ناگسستنی بین آن دو است که دلهای آزاداندیشان را تا روز واپسین به عظمت و اهمیت این واقعه در معرفی پیشوایان آیندهی جامعهی اسلامی و تحکیم بنیان رهبریت اسلام و مسلمین معطوف داشته و با برجستهترین خصایص و فضایل اهل بیت آشنا میگرداند. بین نزول آیهی تطهیر و اجتماع اصحاب کساء پیوندی ناگسستنی وجود دارد؛ چنانکه در اکثر روایات وارده در تفسیر آیهی تطهیر بیان شده است.10 نقل تاریخی کامل رویداد کساء مهم نیست؛ بلکه مهم تحلیل اعتقادی آن است که دو نتیجهی باعظمت دارد و از احادیث متواتر وارده در تفسیر این حدیث از طریق شیعه و سنی روشن میشود: 1) آیهی تطهیر رکنی از ارکان رهبری امت اسلامی است. 2) خدای تبارک و تعالی هیچیک از انبیا و اولیای خود را، به جز اصحاب کساء به چنین عنوان ملکوتی معرفی نفرموده است. در اهمیت و جلالت این واقعه همین بس که به اتفاق محدثان و مفسران رسول خدا صلی الله علیه و اله ماهها بعد از این رویداد خود شخصاً به تبلیغ آن میپرداخت و هر سپیدهدم به در خانهی فاطمهی زهرا علیها السلام میآمد و میفرمود: السلام عليكم اهل البيت و رحمة الله و بركاته، *إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً* (الأحزاب : 33)11 سلام و رحمت خدا و برکات او بر شما ای اهل بیت؛ همانا خدا میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و به کمال پاکی پاک گرداند. متن آیهی تطهیر و حدیث کساء عن أم سلمة زوجة النبي صلی الله علیه و اله: أن رسول الله كان في بيتها على منامة لها عليه كساء خيبري فجاءت فاطمة ببرمة فيها حريرة فقال رسول الله ادعي زوجك و ابنيه حسنا و حسينا فدعتهم فبينما هم يأكلون إذ نزلت على النبي هذه الآية إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً. قالت: فأخذ رسول الله بفضل الكساء فغشاهم إياه؛ ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بيتي و خاصتي فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. قالها النبي صلی الله علیه و اله ثلاث مرات. فأدخلت رأسي في الكساء فقلت: يا رسول الله و أنا معكم فقال إنك إلى خير12 امسلمه همسر پیامبر گوید: رسول خدا صلی الله علیه و اله در خانهاش بر خوابگاهش زیر کسای خیبری بود که فاطمه علیها السلام دیگ کوچکی که در آن حریره بود، برای پدرش آورد؛ رسول خدا صلی الله علیه و اله به او فرمود: شوهرت و دو پسرش را بخوان. فاطمه علیها السلام آنان را خواند. بعد از اجتماع همگی به خوردن آن مشغول شدند که در این هنگام آیهی «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» بر پیامبر نازل شد. امسلمه ادامه میدهد: رسول الله صلی الله علیه و اله زیادی کساء را گرفت و با آن آنان را پوشاند. بعد دست خود را از زیر آن بیرون آورد و به سوی آسمان اشاره کرد و گفت: «خدایا اینان اهل بیت من و خاصّان مناند؛ پس از آنان آلودگی را دور کن و هر چه کاملتر پاکشان گردان.» این دعا را پیامبر صلی الله علیه و اله سه بار تکرار کرد. من سرم را به درون کساء بردم و گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه و اله من نیز با شمایم؟ فرمود: تو به سوی خیری. به روایت عَمرَهی همدانیه، امسلمه میگفت: پیامبر در پاسخ من فرمود: تو از زنان صالح من هستی؛ ولی اگر میفرمود بلی، برای من از هر آنچه خورشید بر آن میتابد و فرومینشیند، بهتر بود.13 سند حدیث کساء تواتر حدیث کساء خبر متواتر آن است که افراد زیادی به گونهای آن را همآهنگ نقل کنند که همآهنگی و اتفاق نظر آنان به دروغ ممکن نباشد.14 حدیث کساء از جملهی احادیثی است که متواتر نقل شده است. در هر عصری، افراد زیادی از بزرگان شیعه و اعاظم اهل سنت با استناد به مدارک کافی اجتماع پنج تن اصحاب کساء را در زیر کساء و دعای پیامبر را در حق آنان و آمدن پیامبر صلی الله علیه و اله به در خانهی فاطمهی زهرا علیها السلام را نقل کردهاند. بعد از پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله تبلیغ این رویداد توسط امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام و امام حسین سید الشهدا علیه السلام و بنابر روایت جابر بن عبدالله، فاطمهی زهرا علیها السلام که از اصحاب کساء است و نیز از سایر ائمهی اطهار علیهم السلام متواتر نقل شده است و به هر حال در نزد اعاظم شیعه و حتی بسیاری از علمای اهل سنت تواتر این حدیث ثابت و تردیدناپذیر است. تأکید عالمان بر تواتر حدیث کساء دانشمندان بزرگ شیعه نیز به تواتر این حدیث تصریح داشتهاند؛ از جمله: 1) علامهی حلی رحمة الله علیه مینویسد: به اجماع مفسران و جمهور [علمای عامه] مثل احمد بن حنبل و دیگران، آیهی تطهیر در شأن رسول خدا صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم نازل شده است.15 2) شیخ مفید رحمة الله علیه در بحث با فردی به نام کرابیسی میگوید: مخالف و موافق نقل کردهاند که این آیه در خانهی امسلمه رضی الله تعالی عنها نازل شده و رسول الله صلی الله علیه و اله در آن خانه بود و علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام با او بودند. آنان را با کسای خیبری پوشانید و فرمود: «اللهم هؤلاء اهل بیتی» [خدایا اینان اهل بیت مناند]. در آن حال خداوند آیهی تطهیر را نازل کرد و رسول الله صلی الله علیه و اله آیه را بر آنان خواند. امسلمه رضی الله عنها عرض کرد: یا رسول الله، آیا من از اهل بیت تو نیستم؟ آن بزرگوار فرمود: تو به سوی نیکی هستی. ولی نفرمود که تو از اهل بیت من هستی. حتی اصحاب حدیث روایت کردهاند: دربارهی آیهی تطهیر از عمر پرسیدند؛ گفت: از عایشه سؤال کنید. عایشه نیز گفت: آن آیه در خانهی امسلمه نازل شده، از او بپرسید؛ بهتر از من میداند. 3) محدث خبیر، مرحوم حاج شیخ عباس قمی میگوید: از توصیف جابر حضرت حسین علیه السلام را به خامس اصحاب کساء معلوم میشود که این لقب از القاب معروفهی آن حضرت بوده و حدیث اجتماع خمسهی طیبه علیهم السلام تحت کساء از احادیث متواتره است که علمای شیعه و سنی روایت کردهاند.16 4) صاحب تفسیر کنزالدقائق بعد از نقل روایات بسیار در تفسیر آیهی کریمه مینویسد: تخصیص اهل بیت به آل محمد صلوات الله علیهم از طریق خاصه و عامه متواتر است و روشن شد که دلیل آن اجماع نیست، بلکه احادیث متواتر است. 5) مفسر عالیقدر شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر این آیه مینویسد: و این خطاب مردان را باشد، نه خطاب با زنان. و نیز اخبار متواتره که مخالف و مؤالف روایت کردهاند از ابوسعید الخدری که رسول علیه السلام گفت: این در حق پنج کس آمد: من و علی و فاطمه و حسن و حسین17. 6) علامه سید شرفالدین مینویسد: بدون شک اهل بیتی را که خدای متعال از آنان آلودگیها را دور کرده و به نص آیهی تطهیر، هر چه کاملتر پاکشان کرده، جز پنج تن اصحاب کساء نیستند و این به روشنی افضلیت آنها را بر هر آنچه روی زمین و زیر سایهی آسمان است، اثبات میکند؛ زیرا آنان عبارتاند از: برادرش علی بن ابیطالب علیه السلام که به نص قرآن در آیهی مباهله، نفس پیامبر است؛ فاطمه علیها السلام پارهی تنش که خدا به غضب او غضب میکند و به رضای او راضی میشود؛ و دو ریحانهاش حسنین علیه السلام سید جوانان اهل بهشتاند. با این دلایل محکم و روشن معلوم میشود که آن پنج تن مشمول آیهی تطهیرند و کسی از فرزندان آدم در این فضیلت با آنان شریک نشده و احدی در این عالم زیر کساء به آنان ملحق نگشته است. در این خصوص کلام رسول الله صلی الله علیه و اله کافی است که فرمود: «أنزلت هذه الآیة فی خمسة: فیّ و فی علی و الحسن و الحسین و فاطمة» [این آیه دربارهی پنج نفر نازل شده است: من و علی و حسن و حسین و فاطمه] و به اجماع اهل قبله از تمام مذاهب اسلامی آیهی تطهیر در خانهی امسلمه نازل شده است و پس از آن با اجتماع و قرار دادن خود و علی و فاطمه و حسنین در زیر یک پوشش و دعا در حق آنان، ایشان را از همهی امت برگزید.18 5) آیةالله العظمی صافی گلپایگانی مینویسد: بر حسب احادیث متواتر و مشهور بین شیعه و سنی آیهی تطهیر در مورد اجتماع پنج تن شخصیت ممتاز عالم آفرینش در زیر کساء و دعا و صلوات پیغمبر که صلی الله علیه و اله بر آنها دفعات متعدد در منزل پیغمبر صلی الله علیه و اله و در خانهی فاطمه علیها السلام و در حجرهی امسلمه و بعض اماکن دیگر اتفاق افتاده، نازل شده.19 تشکیک در سند حدیث کساء چنان که آمد تواتر حدیث کساء مورد اتفاق شیعه و سنی است؛ جز نزد عدهای که برای حفظ شأن خلفای خود از جاعلان حدیث دربار بنیامیه تقلید میکنند. اما نویسندهی کتاب در پژوهش سند حدیث مینویسد: این رویداد از نظر سند هیچگونه خدشهای را نمیپذیرد و محدثان بزرگ، آن را در کتب معتبرهی خود نقل کردهاند و این حدیث اصطلاحاً مستفیض است.20 صدر و ذیل این گفتار ناسازگار است. زیرا حدیث مستفیض از اقسام خبر واحد است و مترتب بر خبر واحد جز ظنّ نیست و ظنّ در معرض خدشه است. مستفیض خواندن حدیث کساء تازگی ندارد و صالحی نجفآبادی در مقالهای در سال 1338 چنین ادعایی را مطرح کرده است: مستفیض است: بنابر آنچه گفتم که قصهی کساء در خلوت اتفاق افتاده، سند حدیث کساء متواتر نیست؛ زیرا ناقلان اصلی آن منحصر به اصحاب کساء و امسلمه (و بنابر احتمالی عمرو بن ابیسلمه) است و کسی را ندیدهام که در میان اصحاب کساء این قصه از رسول خدا و فاطمه نقل کرده باشد؛21 از این رو باید گفت راویان اصلی کساء چهار تن هستند: علی، حسنین و امسلمه و چنین حدیثی را در اصطلاح مستفیض میگویند.22 بطلان این گفتار و کج اندیشی در آن از جهاتی چند آشکار است: الف) ادعای مقاله نسبتی بیادبانه به صدیقهی طاهره علیها السلام و امسلمه بانوی بزرگوار پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله است و مستفیض خواندن حدیث با توضیح وی معنایی جز خدشه در عصمت امامان و نفی آن ندارد؛ زیرا بر آشنایان به علم درایة الحدیث و علم رجال الحدیث (حتی مبتدیان آنان) پوشیده نیست که تقسیم اخبار و احادیث معصومان علیهم السلام به متواتر و واحد و خبر واحد به مستفیض و غیر آن به اعتبار راویان از معصومان است تا صحت احادیث و وثاقت راویان معلوم گردد، نه صحت نقل خودِ معصوم. ساحت مقدس آن برگزیدگان از این اصطلاحات منزه است؛ زیرا اگر این اصطلاحات آنان را نیز فراگیرد، ارکان دین خدا بیاعتبار میشود و برای دشمنان اهل بیت ابزار نقد میگردد؛ چرا که او میتواند مدعی شود بالاتفاق کسی به غیر از پیامبر از وحی و نزول قرآن خبر ندارد و حق چنین ادعایی را ندارد؛ در حالی که امامان بعد از امام حسین علیه السلام احادیث بسیاری را از پیامبر و امیرالمؤمنین و فاطمهی زهرا صلوات الله علیهم نقل کردهاند که همهی آنها خبر واحد و مرسل به شمار آمده و ظنی یا حتی بیاعتبار خواهند شد. دربارهی پیامبر صلی الله علیه و اله هیچکس، چه شیعه و چه سنی، این نسبت را روا نمیدارد. شاید علمای اهل سنت، که مطابق مذهبشان منکر عصمت امامان شیعهاند، جریان این اصطلاحات را دربارهی آن بزرگواران جایز بدانند، اما شیعهی تربیت شده در مکتب قرآن و عترت چنین نسبتی را هرگز جایز نمیداند. ب) حتی خود کسانی که این خبر را مستفیض قلمداد کردهاند، اقرار داشتهاند که این حدیث انکارناپذیر است و البته صالحی نجفآبادی در جزوهای که در حقیقت توبه از مقالهی پیشین است، مینویسد: متواتر است؛ اگر چه قضیه کساء در خلوت واقع شده، بعداً مردم دیگر این قضیه را از حضرات معصومین یعنی خود اصحاب کساء و هم چنین از امسلمه شنیده و برای دیگران نقل کردند و ناقلان آن به قدری زیاد هستند که از نقل آنان یقین حاصل میشود.23 نشانهای از تأثر نویسندهی پژوهشی در حدیث کساء از صالحی نجفآبادی صالحی نجفآبادی بعد از ادعای مستفیض بودن حدیث کساء در همان مقاله مینویسد: ولی ناگفته نماند که قراین زیادی در کار هست که کسی که به تاریخ آشنا باشد، در وقوع این قضیه هیچگونه تردیدی نمیکند و این قضیه بعداً به قدری معروف شد که آن روز را روز کساء گفتند و رسول خدا و علی و فاطمه و حسنین به اصحاب کساء ملقب گشتند. این بود اصل و ریشه داستان کساء.24 نویسندهی پژوهشی دربارهی درباره حدیث کساء همان مطلب را با تغییر مختصر در عبارت، و باز پس از ادعای مستفیض بودن روایت میآورد: به هر حال، قراین بسیاری وجود دارد که اگر کسی با تاریخ اسلام آشنا باشد، نمیتواند در وقوع این این رویداد تردید کند. این رویداد در جامعهی اسلامی به قدری معروف شد که روز وقوع آن روز کساء نامیده شد و پنج تن پاکی که مشمول عنایت الهی در آن روز شدند، به «اصحاب کساء» ملقب گردیدند.25 این نکته نشان میدهد که نویسنده بر اساس استدلال صالحی نجفآبادی حدیث کساء را مستفیض میداند؛ و به هر حال، مستفیض خواندن حدیث کساء جز انکار عصمت اصحاب کساء بر هیچ پایهای استوار نخواهد بود؛ اعذنا الله من زلل الاقدام. اختصاص اهل بیت به پنج نفر دلایل اختصاص اهل بیت به پنج نفر به صراحت احادیث بیانگر رویداد کساء، نزول آیهی مبارکهی تطهیر بعد از اجتماع رسول اکرم و علی امیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم اجمعین در خانه ام سلمه میباشد و عنوان «اهل البیت» به آن خاندان وحی تفسیر شده است. نزول آیهی کریمه تطهیر بیانگر طهارت و عصمت «اهل بیت» در مرتبهای والاتر از عصمت سایر اولیای الهی است و نزول آن در استمرار دین پیامبر اسلام نقش تعیین کننده دارد. حکمت، صدق و امانتداری آن حضرت که به گواهی پروردگار «و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي»26 گفتارش جز وحی و امر الهی نمیباشد، ایجاب میکند که مصادیق اهل بیت را به درستی و کامل نشان دهد. اولین مبلغ فضیلت رویداد کساء و نزول آیهی تطهیر در تبیین عصمت اهل بیت صلوات الله علیهم خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله میباشد که با تجمیع مخاطبین آیهی شریفه در زیر کسا و بعد از خواندن آیه با دعایش: اللهم هؤلاء اهل بيتي فأذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيراً27 به طور شفاف آشکار ساخت کسی جز آن پنج تن حظی از آن اجتماع مقدس ندارد. این امر ناشی از یک محبت غریزی به خانواده نیست؛ بلکه محبت و علاقهاش به علی و فاطمه و اولاد پاک آنها در حیطه رسالت آن بزرگوار بوده؛ چنان که امام زین العابدین علیه السلام در این زمینه میفرماید: و حارب في رضاك اسرته، و قطع في احياء دينك رحمه، و اقصي الادنين علي حجودهم، و قرب الاقصين علي استجابتهم لك، و والي فيك الابعدين و عادي فيك الاقربين28. و در زنده نگه داشتن دین تو از خویشانش برید و بیگانگان را به پذیرفتن دین تو به خود نزدیک نمود و در راه تو با دورترینها دوستی کرد و برای تو با نزدیکترین خویشانش دشمنی کرد. بنابر این، «اهل بیت» که در این آیه خدای تعالی به طهارت بسیار والای آنها گواهی داده جز آل و عترت هادیهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله نمیباشد. تشکیک در اختصاص اهل بیت به پنج نفر (تحریف معنوی آیهی تطهیر) با وجود تواتر این حدیث نزد علمای فریقین، تفسیر آیهی تطهیر و فضیلت اصحاب کساء به گونههای مختلفی مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته است. این تهاجم از زمان دور دوم غصب خلافت یعنی از زمان عصر تکیه زدن بنیامیه بر اریکهی قدرت آشکارا با سه نفر از جیرهخواران بنیامیه شروع شد. عکرمه مولی ابن عباس، مقاتل بن سلیمان و عروة بن زبیر مدعی شدند که آیهی تطهیر در شأن بانوان پیامبر نازل شده است. اما علمای رجال اهل سنت نیز با دلیل اثبات کردهاند که آرای این سه تن معتبر نیست. عکرمه دروغپرداز، حدیثساز، فاسدالعقیده، از سران خوارج، از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل موسیقی و قمار بود و بر آن بود که خداوند آیات متشابه را برای گمراه کردن مردم نازل کرده است.29 مقاتل بن سلیمان از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و منکر فضایل آن بزرگوار، از رجال مرجئه، از غالیان در تشبیه، مجسمی مذهب، بیهمانند در بدعتگذاری و دروغگویی و در حدیثسازی به نام رسول خدا صلی الله علیه و اله مشهور بود و علم تفسیر را از یهود و نصارا گرفته بود.30 عروة بن زبیر از دشمنان امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده و یکی از همان گروه تابعین بود که به دستور معاویه اخبار برای قبیحه بر علیه آن بزرگوار و سایر بنیهاشم جعل مینمود.31 با این حال، عدهای از مفسران اهل سنت از آنها متأثر شدهاند. ولی چنانکه ابن حجر هیتمی آورده است؛ دلیل مفسران بر این که آیه در شأن رسول خدا صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم نازل شده است، این است که ضمایر مخاطب در آیه مذکر است و حدیث متفقٌ علیه سنی و شیعه از امسلمه و عایشه و زینب و عدهای از صحابه ادعای آن سه نفر را تکذیب میکند32؛ و نیز دقت در متن آیهی تطهیر و آیات مربوط به بانوان رسول خدا صلی الله علیه و اله دلیل دیگر کذب گفتار آن سه نفر است. تفسیر موجز آیهی تطهیر إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (الأحزاب : 33) واژهی إِنَّما از ادات حصر است و متضمن دو معنای لا (نفی) و الاّ (استثناء) است. بنابر این، إِنَّما یعنی جز این نیست. این انحصار دلیل بر این است که این موهبت ویژهی مشمولان عنوان أَهْلَ الْبَيْت است و غیر آنها از این موهبت حظی ندارند. ارادهی خداوند در این آیه کریمه بهر دو فعل لِيُذْهِبَ و يُطَهِّرَ تعلق یافته و فاعل هر دو خدای متعال است. بنابر این منظور از اراده، ارادهی تکوینی است نه ارادهی تشریعی؛ زیرا ارادهی تشریعی همان اوامر و نواهی الهی است و متعلق آن افعال تکلیفی ما است. اراده تشریعی به افعال تکلیفی و به تقوی و پاکی، انحصار به أَهْل الْبَيْت ندارد؛ چون خداوند بزرگ به همهی مکلفین دستور داده است به اوامر و نواهیاش عمل نمایند و پاک و اهل تقوی باشند. پس همهی مکلفان مشمول این فرماناند و این اختصاص به مشمولین عنوان ملکوتی أَهْل الْبَيْت ندارد، ارادهی تشریعی نه تنها با ظاهر آیه بلکه با احادیث وارده در تفسیر آیه که شیغه و سنی متواتر نقل کردهاند، سازگار نیست. در آیه مبارکه تطهیر متعلق اراده افعال خدای بزرگ و فعل اراده کننده، بردن پلیدی از أَهْل الْبَيْت و هرچه کاملتر پاک کردن آنها است. این ارادهی تکوینی موجب جبر نیست. در مسألهی عصمت انبیاء و امامان در کتب مفصله این اشکال مطرح شده و به آن پاسخ محکم و متقن داده شده است. طبیب حاذق و انسان عاقل و دانا چون به خطرناکی و سمی بودن چیزی دانا باشد، هرگز با اختیار به آن نزدیک نمیشود و دستش را به سوی آن دراز نمیکند. پس تعلق ارادهی تکوینی حضرت احدیت جلت عظمته به بردن پلیدی و آلودگیها و هرچه کاملتر کردن أَهْل الْبَيْت، بیانگر تفضلی بودن عصمت و طهارت آن برگزیدگان آفرینش است؛ به گونهای که نمیتوان آن را امری جبری انگاشت. در عبارت لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ (لام) به معنای أَنْ33 و يُذْهِبَ مفعول به يُريدُ است. شاید تصور شود لام لِيُذْهِبَ افادهی علت میکند که نتیجه آن بدون اختیار و جبری بودن عصمت و طهارت اهل البیت میباشد. اما این تصور بیجا است. بهترین دلیل بر این که لام بعد از ماده اراده لام تعلیل نمیباشد و برای افادهی معنای مصدری است، دو آیهی زیر از قرآن میباشد: فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا (التوبة : 55) وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا (التوبة : 85) فخر رازی میگوید: لام به معنی ان میباشد؛ چنان چه خدای تعالی میفرماید: يُريدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ (النساء : 26) به معنی (ان یبین لکم) است.34 همچنین قول به این که اذهاب رجس و بردن پلیدیها بعد از ثبوت متصور است، یک توهم بیش نیست؛ زیرا:
پس انحصار ارادهی خدای تعالی بیانگر سنت مقدسهی الهی دربارهی اهل بیت است که به توفیق و تأیید خاص خود، آنان را از تمام آلودگیها و هر آن چه لایق شأن اطهر آنها نیست، دور گرداند و منزه سازد. رِجْس یعنی هر آن چه موجب پلیدی باشد. از مصادیق رجس: وسوسه، شک، اضطراب در فکر، در گفتار و در کردار و نیز صفات خسیسه است؛ چنان چه در روایات معتبرهی فریقین و در موارد استعمال آن در قرآن به این مصادیق تصریح و اشاره شده است. الف و لام در الرِّجْس الف و لام جنس است، پس به اصطلاح الرِّجْس به نحو اطلاق محلی به الف و لام جنس مفید عام استیجابی مجموعی است35؛ یعنی ارادهی الهی به بردن همهی آلودگیها و بردن اسباب آلودگی روحی و هر آن چه موجب نقص از کمال محض است به اعلی درجهی عصمت و طهارت تعلق گرفته است؛ مانند حدیث نفس و وسوسه و خواطر مکروهه و ترک مندوب و ترک اولی و ضعیفترین کراهت و حتی مباهاتی که دون شأن است که همه از مصادیق رجساند.36 شاید به نظر برخی برسد استعاذهی اهل بیت و اعتذار آنان از گناهان نشانگر عدم عصمت آنان است. اما این نظر توهمی بیش نیست؛ بندگان خدا به هر منزلتی از مواهب و عطایای خدای متعال به فضل او نائل آیند؛ هر چه بهتر و با معرفت کاملتر به پیشگاه حضرت احدیت اظهار تذلل و ملتزم به آداب عبودیت میگردد. از این رو است که میبینیم رسول الله و اهل بیت اطهارش صلوات الله علیه و علیهم به توفیق الهی به چنان درجهای از عبودیت و اظهار بندگی فائق آمدند که یارای احدی از آفریدگان نیست از آنان سبقت بگیرد یا حتی به آنان برسد؛ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ . علاوه بر این، از شئون پیامبر و امام آشنا ساختن مردم به وظائف عبودیت و بندگی و تعلیم عملی مراقبت نفس از اعمال سوء و از گرفتاری در چنگال خواستههای نفسانی و به دور بودن از صفات ناشایست و خفت بار و نیز تعلیم عملی روش اعتذار به بندهی ذلیل خوار در پیشگاه حضرت احدیت جلت عظمته در قالب دعا و مناجات است. بنابراین توهم اقرار به گناه در بعضی از دعاها و مناجاتهای مأثوره از معصومین صلوات الله علیهم بیجا و توهم ناشی از جهل به مقام والای حضرات معصومین علیهم السلام است. در ترکیب أَهْلَ الْبَيْتِ کلمهی أَهْلَ منصوب به حرف نداء مقدر است و به قولی منصوب به فعل محذوف است و تقدیرش (اعنی أَهْلَ الْبَيْتِ). کلمهی بیت را به شرف، مسکن، عیال مرد، مصراع شعر معنی کردهاند. مفسران عامه بیت را با تمسک به وحدت سیاق به لحاظ وقوع آیه شریفه در میان آیات مربوط به بانوان پیامبر صلی الله علیه و آله به معنی خانه و محل سکونت تفسیر کردهاند. این گفتار آنها از جهانی درستی نیست
بنا بر این بسی تعجب از بعضی تفسیر نویسان معاصر است به قرینهی ما قبل و ما بعد آیهی تطهیر کلمه بیت را خانه تفسیر نمودهاند. اما برخی از علمای عامه در تفسیر آیهی قالُوا أَ تَعْجَبينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ (هود : 73) گفتهاند: بیت به معنی شرف نبوت و کرامت است.40 و نیز ابوالحسن شریف میگوید: لفظ بیت در موارد بسیار در قرآن و روایات ذکر شده مراد از آن بیوت معنوی به معنی شرف و کرامت است.41 امین الاسلام طبرسی نیز میگوید: الف و لام البيت عهدی است و مراد از آن بیت نبوت است و عرب آن چه به آن پناه برده شود بیت مینامند.42 بنابر این، بیت به معنی شرف و الف و لام آن عهدی است. شرف از امور اضافی است مثل شرف النسب و شرف الحسب، و شرف العلم. أَهْل الْبَيْت رسول خدا و آل اطهارش صلوات الله علیهم هستند که به نص کتاب و سنت عالم به علوم قرآن و به فضل خدا همه چیز را میدانند، و پیش سبقت به نیکیها از همه آفریدگانند. همواره از آنچه لایق به شأن آنها از گناه و غیر آن نمیباشد، خود را با قدرت و توان ساحت مقدسشان را به فضل خدا منزه میسازند. هم از روایات و هم از خود آیهی کریمه آشکار است که عنوان ملکوتی اهل البیت شامل همهی ائمهی اطهار صلوات الله علیهم میباشد؛ زیرا این عنوان فراگیر همهی کسانی است که به فضل خدای متعال مشرف به شرف ولایتاند و ممتاز از همه آفریدگان به خواست پروردگارند. أَهْل الْبَيْت منادی بحرف نداء مقدر در آیه مبارکه است. واو عاطفه جملهی يُطَهِّرَكُمْ را به جملهی لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ عطف میکند و تَطْهيراً مفعول مطلق و به صیغهی نکره جهت تفخیم و تعظیم آورده شده است. پس معنای آیه چنین میشود: ای اهل شرف نبوت و ولایت خداوند به ارادهی تکوینی هر آلودگی روحی و هر پلیدی را از شما برده و هرچه کاملتر پاکتان گردانیده است.43 نهادینهسازی اعتقاد به طهارت اهل بیت در امت اسلامی و اقدامات رسول خدا در این امر فضیلت رویداد کسا باید در هستهی آن جستجو شود و آن بیانگری آیهی کریمهی تطهیر و عصمت محمد و عترت طیبهاش صلوات الله علیهم به عصمتی فراتر از عصمت سایر اولیاء مقربین پروردگار میباشد و این امر مهم به صریح کتاب و سنت و به حکم عقل رکنی از ارکان رهبریت و هدایت آن برگزیدگان آفرینش است. بنابر این، جنبهی مهم این رویداد، تاریخیت آن نیست؛ بلکه عقیدتی بودن آن است. بنابر این، ایجاد باور و اعتقاد عمومی در امت اسلامی به بیانگری آیهی تطهیر دربارهی عصمت و طهارت مشمولین عنوان اهل البیت امری ضروری میباشد؛ زیرا این عصمت رکنی از ارکان رهبریت و امامت جهانیان تا روز واپسین است. به صریح کرایم آیات و سنت قطعیه، رسول الله و ائمه معصومین صلوات الله علیه و علیهم افضل اولیاء مخلص پروردگارند، تکریم خدای متعال به پنج تن اصحاب کساء، نزول آیهی تطهیر و پیوند گسستناپذیر اصحاب کساء، روشنگر فضیلتی از اهل این اجتماع میباشد که نصیب احدی از اولیاء الهی نشده است.44 این واقعه یکی از استثناییترین مقاطع تاریخ زندگی رسول الله صلی الله علیه و آله در زمینه تجلی فضائل نخبگان آفرینش و پیشوایان اسلام است. دور از تدبیر حکمت و شأن خاتم الانبیاء و آورندهی دین جهانی است این رویداد با عظمت افتخار آفرین را نهادینه ننماید. به این جهت است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله با جمع آنها در زیر یک پوشش و با دعایش در حق آنها از سایرین ممتاز نمود و به روشنی نشان داد این رویداد یک حقیقت و فضیلت مسلّم عقیدتی و تذکر به آن ماندگار است. بقای اعتقاد به این رکن در گرو نهادینه شدن این فضیلت اصحاب کسا بر سایرین در امت اسلامی میباشد. منشور عصمت و طهارت در رهبریت اسلام و جهانیان نقشی بسیار مهم دارد؛ چنانکه در آیهی کریمهی أَ فَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (يونس : 35) آیا کسی که به سوی حق راهنمایی میکند، برای پیروی شایستهتر است یا کسی که راه نمییابد، مگر اینکه هدایتاش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه حکم میکنید؟ به طور شفاف بیان شده است و این اقتضا را دارد در جوامع اسلامی نهادینه و پایدار بماند. حکمت ربانی و مشیت الهی بر این تعلق گرفته که مبدأ منشور عصمت و طهارت اهل البیت که فراتر از عصمت انبیاء علیهم السلام است، از خانهای باشد که خانه بانوی تربیت یافته کانون نبوت و مدافع پایدار ولایت و فضائل اهل بیت علیهم السلام، و روشنگر حق از باطل مشخصه و تمایزیش از سایر بانوان میباشد،45 و ختم آن در خانه فاطمه سلام الله علیها باشد که بهترین زنان دنیا و آخرت است به توضیحی که بیان خواهد شد. بر کسی پنهان نیست ام سلمه کریمهی بانوان رسالت بعد از حضرت خدیجه علیها السلام، و امانتدار امیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم، و مدافع پایدار فضائل اهل بیت علیهم السلام بود و در سایر کمالات اخلاقی و عبادی و اعتقادی افضل بانوان رسالت بود.46 علامه مامقانی در کتاب تنقیح المقال گوید: حال ام سلمه در جلالت اشهر از آن است که ذکر شود و آشکارتر از آن است که نوشته شود.47 تکرار قرائت آیهی تطهیر و مخاطب قرار دادن مشمولین عصر نزولش با تکرار تشکل آن انجمن قدسی اقدامی در جهت نهادینهسازی آن فضیلت و هدایت امت به معرفت مقام والای طهارت و عصمت است؛ فضیلتی که درباره کسی از اولیاء خاص بیان نشده است. پس بسیار به جا است این فضیلت از جایگاه بلند گسترش یابد و حکمت، امانت و صداقت نبی اکرم صلی الله علیه و آله در رساندن حقایق دینی ایجاب میکرد تبیین فضیلت نزول آیه تطیر و قضیه کساء توسط ایشان نهادینه شود تا جامعه اسلامی از بهره آن فضیلت در اصلاح دنیا و آخرت محروم نماند. رسول الله صلی الله علیه و آله در نهادینه کردن این رویداد مهم جاودانه روشی بسیار حکیمانه داشته است؛ تکرار هر روزهی آیهی تطهیر در مقابل منزل و تشکیل مجدد آن محفل قدسی در خانه فاطمه صلوات الله علیها. و این رویداد را در جامعه اسلامی پیامبر خدا به روش حکیمانه خود چنان تبلیغ کرد و به قدری معروف گردانید و در نهادینه کردن و پایدار ماندن آن در میان امت خویش سعی وافر نمود، که روز وقوع آن، روز کساء نامیده شد48 و پنج تن پاکی که مشمول عنوان «اهل بیت» و عنایت خاص الهی در آن روز شدند به «اصحاب کساء» ملقب گردیدند، و ماهها در هر سپیده دم به در خانه فاطمه سلام الله علیها میآمد و آنها را مخاطب قرار میداد و میفرمود: السلام علیکم اهل البیت و رحمة الله و برکاته الصلوة یرحمکم الله إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً 49 بدیهی است آمدن حضرت هر سپیده دم به در خانه آنها برای تعیین اهل البیت بوده نه دعوت و تشویق آنها به نماز و این واضح به هر صاحب عقل سلیم است (گرچه این در جای خود بسیار مهم است، اما اینجا محل بحث از آن نیست)؛ و این تکرار هر سپیده دم رسول الله صلی الله علیه و آله السلام علیکم یا اهل البیت با تلاوت آیه تطهیر، و ترویج و تبلیغ آن رویداد مهم در تاریخ اسلام توسط آن حضرت جز پایدار ماندن و نهادینه شدن آن در جوامع اسلامی هدفی متصور نمیباشد. با تشکیل مجدد آن محفل قدسی در خانه فاطمه صلوات الله علیها .به ذکر این فضیلت استمرار بخشید. نزول آیهی تطهیر در شأن فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش میباشد. حدیث کساء دلیل متقن به برتری آن بانوی مکرمه بر تمام زنان عالمیان ملقبه به سیدة نساء العالمین است. آن بزرگوار دختر صاحب نبوت کبری خاتم الانبیاء و همسر صاحب ولایت عظمی و ام الائمة النجباء است؛ پس بسیار شایسته است نهادینه شدن و استمرار ذکر این رویداد مهم وحیانی از خانهای باشد که مهبط ملائک و کانون علم و فضیلت است، و از خانهای و به نام شخصیتی ذکرش تداوم یابد خدای تعالی وجود مقدسش را تمام و کمال به فضل پروردگار خیر و رحمت قرار داده چنان چه خدای تعالی در مقام تسلی خاطر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در برار زخم زبانهای دشمنان میفرماید: إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (الكوثر : 1) همانا ما کوثر و خیر و برکات فراوان را بر تو عطا کردیم. علامه سید عبدالحسین شرف الدین که از مفاخر عالم تشیع است چنین توضیح میدهد: علما از تکرار قضیه کساء تکرار نزول آیه تطهیر را احتمال دادهاند، صحیح در نزد ما این است آیه تطهیر بیش از یک بار نازل نشده ولی حکمت صادق و امین در رسائی و بلاغ اشکار این امر مهم تکرار قضیه کساء را میطلبید، یک در خانهام سلمه بعد از نزول آیه تطهیر و ابلاغ آن باهل و مخاطبین آیه که (عترت طاهرهاند) و بار دیگر در خانه فاطمه سلام الله علیها گردهمائی کساء را (رسول الله صلی الله علیه و آله) تشکیل داد، در هر بار دور از مردم در زیر کسا و جمع میکرد و آیه را به مخاطبینش تلاوت میکرد، تا با نهادینه کردن قضیه کساء شبهه کج اندیشان را دفع نماید50 و به تکرار قضیه کسا در خانه فاطمه سلام الله علیها در روایت از واثلة ابن الاسقع اشاره صریح شده در مصادر معتبر عامه نقل کردهاند.51 در سمت راست و حسین را در چپش و علی و فاطمه را در رو به روی خود قرار داد و گفت خدایا به هر پیامبر اهلی هست اینان اهل من میباشند. پس خدای تعالی آیه تطهیر را نازل نمود. زینب گفت: آیا من هم با شما داخل شوم؟ پیامبر فرمود: در جای خود باش تو به خیر هستی انشاء الله «انک مکانک فانک علی خیر ان شاء الله». (شواهد التنزیل، ج 2، ص 32) اگر چه این احادیث منقول در کتب اهل سنت و غیر اینها هر یکی به نوبهی خود خبر واحدند، در مقابل حدیث متواتر کتب شیعه و سنی از ام سلمه و ائمه معصومین صلوات الله علیهم تعارض چندانی ندارند و ممکن است تکرارهای مکرر قرائت آیه باشد. به هر حال از جهت مجادله به احسن مفیدند، و با دقت نظر برگشت همه این روایات به روایت ام سلمه میباشد چنان چه شیخ مفید در این باره میگوید: اصحاب حدیث، روایت کردهاند که درباره آیه تطهیر از عمر سؤال شد و او گفت در این باره از عایشه سؤال کنید و عایشه در پاسخ گفت: این آیه در خانه خواهرم ام سلمه نازل شده است؛ پس در این باره از او سؤال کنید که در زمینه این آیه از من داناتر است. (الفصول المختاره، ص 53 و 54) 46بحارالانوار، ج 22، ص 221، ریاحین الشریفة، ج 2، ص 288 تا 304. 47مأخذ السابق، ص 288. 48الغدیر 3، ص 405 و ج 4، ص 40. 49بحارالانوار، ج 35، ص 209، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 1، ص 249 و226. شواهد التنزیل 2، ص11، و 50 و 51، الامالی للشیخ المفید، ص 318 الاملای للشیخ الطوسی ص 387 و 819 50موسوعة الامام السید عبدالحسین شرف الدین، الکلمة الفراء فی تفضیل الزهراء علیها سلام، ج 5، ص 21. 51همان، از مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 107، جامع البیان الطبری، ج 1، ص 297، درالمنثور، ج 6، ص 605، رشفة الصادل ص 30، و ابن ابی شیبة و ابن ابی خاتم طبرانی و بیهقی در سنن خود و حاکم در مستدرک تصحیح نموده است. منبع : http://mohammadarya.blogfa.com/post-3.aspx با تشکر از مدیر محترم و و لایی وبلاگ عشق به حضرت حق موضوعات مرتبط: حدیث شریف کسا ء برچسبها: حدیث کسا, میرزا عین الله حسنی [ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۸۸ ] [ 18:42 ] [ بر طریق اهل بیت ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |