دشمن از دعا ميترسيد
نگاهي به برنامههاي دعا و توسل در اسارت
نقش مؤثر و تعيين كنندهى دعا و توسل به خداوند باريتعالى چه در آرامش و چه در سختىهاى زندگى مادى و معنوى يك فرد مسلمان از اهميت ويژهاى برخوردار است. انس با ادعيه ائمه اطهار (عليهمالسلام) و پيوند ناگسستنى رزمندگان اسلام در طول سالهاى دفاع مقدس با دعاهاى مفاتيحالجنان، ارتباط عميق معنوى را بين آنها و خداوند خويش برقرار كرده بود. در ميان اسراى دربند رژيم بعث نيز به دلايل تنهايى، ترديد نسبت به آينده و فراوانى حوادث نگران كننده و دغدغهآفرين اين نياز شديدتر و حياتى بود.
نياز به پناهگاهى براى آرامش كه در برابر انواع هجومهاى روحى و روانى دشمن براى شكست اراده و ايمان الهى آنها را ايمن سازد، از جايگاهى خاص برخوردار بود.
دستيابى به اطمينان قلبى، تأثير شگرفى در كاهش فشارهاى روحى و دلتنگىهاى هميشگى داشت و باعث احساس اميدوارى به آينده و ايجاد ارتباط با منبع لايزال هستى مىشد. جملات صميمانه دعا ، روح و جان اسراى ايرانى را صيقل مىداد و اراده آنها را براى ايستادگى در مقابل دشمن محكمتر مىنمود. شايد به همين دليل بود كه دشمن مىكوشيد از مراسم دعاخوانى اسراى ايرانى جلوگيرى كند.
واكنش دشمن
واكنش مديريت عراقى اردوگاههاى اسراى ايرانى به مسئله دعا و راز و نياز با خداوند، واكنشى تند بود. ابتدا در اكثر اردوگاهها دعا كردن و داشتن هر گونه كتاب دعا ممنوع بود و خاطى به اشد مجازات مىرسيد. به تدريج در بعضى از اردوگاهها تحت شرايط خاص و در زمان معينى، كتاب مفاتيحالجنان نيز در اختيار آنها گذاشته مىشد. اما در هر دو صورت برگزارى مراسم دعاخوانى به صورت دستهجمعى ممنوع بود. و در صورت تخطى، كل آسايشگاه مورد هجوم دستهجمعى نگهبانان عراقى قرار مىگرفت. در اين بين با مداحان برخورد شديدترى مىشد. آنها علاوه بر تحمل شكنجه و آزار جسمى، راهى زندانهاى انفرادى و تحمل اعمال شاقه مىشدند.
هوشنگ ایمانی هارونی درخصوص تجمعهای ممنوعه در اسارت میگوید:
عراقیها از همان روز اول به ما فهماندند كه هر تجمعی ممنوع است؛ چه نماز جماعت باشد چه دعا خواندن و یا هر مراسم دیگر. اما اطاعت از چنین فرمانی محال بود. بچهها با همین تجمعها بود كه احساس زندگی و دینداری میكردند. ما نیز از همان اول پیه كتك خوردنش را به تنمان مالیده بودیم. كار ترجمه حرفها و دستورات عراقیها، توسط برادران عرب زبان اسیر صورت میگرفت كه در بین ما زندگی میكردند.
دفترچههاى دعا
اسرا به لحاظ عدم دسترسى به كتاب مفاتيحالجنان، تا مدتها با تكيه بر محفوظات ذهنى خود و خصوصاً بچههاى اهل دعا و روحانيون اسير متن ادعيههاى مختلف را روى كاغذ مىنوشتند و آنها را به صورت دفترچههاى كوچكى درمىآوردند كه امكان پنهان نمودن در لاى ديوارها و خلأ زيرقفل درها وجود داشته باشد.
در بعضى اردوگاهها در شرايط خاصى براى مدت محدودى چند جلد مفاتيحالجنان در اختيار اسراى ايرانى قرار مىگرفت. اسرا نيز قبل از پشيمان شدن عراقىها از شرايط پيش آمده استفاده مىكردند و با جمعآورى كتابهاى دعا، تعدادى از اسراى خوش خط اقدام به كپىبردارى از كل كتاب مفاتيحالجنان كرده و روزها و ماهها اقدام به نوشتن دعاهاى آن بر روى انواع كاغذها مىنمودند. به لحاظ فعاليت مستمر اين گونه افراد در طول شبانهروز در نوشتن دعاها، بچهها به آنها لقب "كرامالكاتبين" داده بودند. اگرچه در مواردى از جمله اردوگاه عنبر، دسترنج چند ماهه آنها توسط عراقىها در كف منبع آب پشت بام لو رفت، ولى هرگز مانع از اين نشد كه اين اقدام اسراى ايرانى به فراموشى سپرده شود.
عبدالرضا شفیعیان از آزادگان شرکت فولاد خوزستان در این باره میگوید:
بعضي از بچهها خيلي از دعاها را از حفظ بلد بودند. نداشتن كتاب ادعيه و نياز بچهها به دعا باعث شد كه دعاها را روي انواع كاغذها نوشته و براي استفاده نگهداري كنيم. كمكم بين بچهها رايج شد كه از دفترچه هاي ادعيه كپيبرداري كرده و با خط خوش از روي آنها رونويسي كنند تا به تعداد دفترچهها افزوده شود.
مراسم دعاخوانى
برگزارى مراسم دعا و دعاخوانى در تمام طول مدت اسارت ممنوع بود و رژيم بعث عراق با اين گونه مراسمها قهرآميز و شديد برخورد مىكرد. شايد از بين تمام ممنوعيتهاى وضع شده، دعا بود كه هرگز بين اسرا، ترك نشد و على رغم افشاى مراسم آنها و اعمال تنبيه و شكنجه، روند رو به رشد خود را طى كرد.
برگزارى هفتگى دعاى توسل در يك شب خاص، دعاى ندبه هر صبح جمعه، دعاى كميل هر شب جمعه و زيارت عاشورا در بين هفته از مهمترين اين مراسم معنوى بود.
به لحاظ بار معنوى دعا در كاهش غم و اندوه دوران اسارت و زايش احساس اميدوارى به آينده و تمرين مقاومت در اسارت به عنوان اداى تكليف الهى، رابطهاى عميق بين اسرا براى اجراى انواع مراسم دعاخوانى برقرار شده بود.
در اين مراسم گروههاى دو يا سه نفره و حداكثر جمعيت كل آسايشگاه شركت مىكردند كه به صورت مخفيانه و در ساعات استقرار در آسايشگاه برگزار مىشد. خواندن دعاى دستهجمعى بعد از هر نماز جماعت، گونهاى ديگر از اين نوع مراسم بود كه عموميت بيشترى داشت.
برگزارى مراسم دعا عموماً در وضعيت قرمز برگزار مىشد به گونهاى كه همگى آمادگى اين را داشتند كه در صورت خبردهى نگهبان ايرانى مبنى بر ورود نگهبان عراقى به آسايشگاه، خيلى سريع تغيير وضعيت داده و اوضاع را عادى جلوه دهند.
برادر آزاده مهدی احمدی خاطرهای در این خصوص دارد:
عراقيها حق داشتند كه به ما ميگفتند: شما ساحر هستيد و اطراف آسايشگاههايتان پر از جن و پري است. آنها ميگفتند: ما شبها جلسات مختلفي ميگيريم كه چگونه با شما برخورد تند بكنيم يا برنامه خاصي را اجرا كنيم؛ اما وقتي صبح ميشود، همه فراموش ميكنند كه ديشب چه تصميمي گرفتهاند. مثل كسي مي مانيم كه صبح به يك باره سطل آب سردي رويمان ريخته باشند.شما واقعاً» ترسناك هستيد.» اين را بارها به ما ميگفتند.
برادر آزاده امین ارجمند نیز در این باره خاطرهای دیگر دارد:
مديريت ايراني اردوگاه فعاليتهاي فرهنگي چشمگيري را رهبري و هدايت ميكرد. از جمله برنامههاي زيباي دوران اسارت، اختصاص 45 دقيقه خلوت با خدا در هنگام نمازهاي يوميه بود. بچهها همه توافق كرده بودند به دليل جمعيت فراوان داخل هر آسايشگاه بعد از اذان نماز به مدت 45 دقيقه آسايشگاهها در سكوت كامل به سر برده تا بچهها به دور از همهمه و جوك و خنده و سروصداي رسيدگي به امور شخصي به راز و نياز و عبادت بپردازند. بچه ها خود را مقيد كرده بودند كه در اين كار هرگز قانونشكني نكنند.
مداحان اهل بيت(ع)
مداحان اهل بيت (عليهمالسلام)با بهرهگيرى از اشعار جديد و با كمك برنامهريزان در مراسمهاى دعا و روضهخوانى و برگزارى ختم شهدا و بزرگداشت ايام الله به اجراى مداحى در مجالس مختلف مىپرداختند. در بعضى از اردوگاهها كه مداح به اندازه كافى نبود، آنها با ريسكپذيرى بيشتر در آسايشگاههاى مختلف حضور يافته و در روز، گاهى سه الى چهار برنامه اجرا مىكردند.
بعضى از مداحان نيز با برگزارى كلاسهاى آموزش مداحى مىكوشيدند پاسخگوى كمبود مداح و روضهخوان اردوگاه باشند.
مسئول دعا
هر آسايشگاه يك مسئول دعا داشت كه زير نظر مسئول دعاى اردوگاه انجام وظيفه مىكرد.
از جمله وظايف او (به فراخور آسايشگاهها و اردوگاههاى مختلف) مىتوان به برنامهريزى براى اجراى دعاهاى كميل، توسل و زيارت عاشورا، برنامهريزى براى مداحان، روضهخوانان و نوحه سرايان در مجالس مختلف، فعال نمودن كلاسهاى آموزش مداحى و روضهخوانى، همكارى با شاعران براى تهيهى اشعار و نوحههاى جديد و نگهبانى و مراقبت در طول اجراى برنامه اشاره كرد.
امین ارجمند از برادران آزاده وضعیت مراسم دعا در ماه مبارک رمضان را اینطور بیان می کند:
هر ساله ماه مبارك رمضان شور و حال ديگري داشت. در سالهاي اول اسارت واقعاً براي سحري مكافات داشتيم. نهار را تا وقت اذان نگهداري كرده و به جاي افطاري ميل ميكرديم و صبحانه را براي سحري نگه ميداشتيم. اين در شرايطي بود كه نه وسيله گرمكننده داشتيم و نه يخچال براي حفظ مواد غذايي.
اما با گذشت زمان و فشار اسرا، عراقيها سحري و افطاري را در برنامه غذايي ما جاي دادند. نه اينكه سهميه را اضافه كنند بلكه وقت وعدههاي غذايي را تغيير دادند و اين كمك بسيار شاياني براي ما بود.
سحرها وقتي براي سحري بيدار ميشديم، خيلي از بچهها نماز شبشان ترك نميشد. بسياري نيز تا طلوع خورشيد به دعا و استغاثه و نماز مشغول ميشدند. شايد تنها دعايي كه هر صبح با خضوع خاصي خوانده ميشد، دعاي عهد بود. دعايي كه همواره ما را به ياد مولايمان صاحبالزمان ميانداخت و آرزوي همركاب شدن با او را هر بار در ما زنده ميكرد.
منبع:ماهنامه تخصصي«هيات»
نويسنده:عبدالرضا سالمینژاد
موضوعات مرتبط:
مراسم دعاخوانی