ترجمه و شرح دعای افتتاح از حضرت آیت الله مهدوی کنی حفظه الله 2
دعا يعنى چه؟
به معناى خاص، دعا يعنى خواستن و فراخواندن، صدا كردن و در اصطلاح دينى يعنى خداى را خواندن و يا چيزى از وى خواستن. اما معناى عام آن شامل ذكر، تهليل، تسبيح، حمد، استغفار(1) و هرگونه ارتباط با خداى متعال است از اين رو چنانچه به طور مطلق در كلام بيايد شامل تمام انواع دعا مىشود.
چنانكه دعاى افتتاح نيز مشتمل بر ذكر و تسبيح و تحميد و تهليل و صلوات و خواستهها و تقاضاهايى از خداوند متعال است. ولى اگر واژه دعا در برابر ساير اذكار گفته شود معناى خاص از آن اراده مىشود چنان كه در حديث شريف از پيامبر اكرم(ص) آمده است:
ما مِنَ الذكر شىءٌ أفْضَلُ مِن قولِ «لاالهالاالله» و ما من الدعاء شىء أفْضلُ مِنَالإستغفار ثُمَّ تلا «فَاعْلَم أنّه لاالهالااللّه وَاسْتَغْفِر لِذَنْبِك». (بحارالانوار، ج 90، ص 204)
هيچ ذكرى برتر از «لاالهالااللّه» و هيچ دعايى افضل از استغفار نيست سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود كه آگاه باش! خدايى جز او نيست و براى گناهانت بخشش بخواه.
در اين حديث ذكر توحيد در برابر دعا قرار گفته و مقصود از دعا در اين جا عرض حاجت است.
هدف از دعا
دعاهاى وارده از ائمه معصومين(ع) با مضامين عاليهاى كه دارند تنها يك مقصد را تعقيب نمىكنند بلكه چندين هدف را در پى دارند. البته هر كس به اندازه معرفت و استعدادش از دعا و راز و نياز با خدا بهره مىگيرد و حسّ خداجويى و خداخواهى و عرفان دينى خويش را اشباع مىكند و در حقيقت بنده در مقام دعا خود را در پيشگاه خدا مىبيند و او را با اسمای حسنى و صفات عليا مىخواند و با محبوب خود با اسما و صفاتى كه نشانگر زيبايى، خوبى و توانايى و رحمت و علم و قدرت و جلال و عظمت و كمال و منزلت او است سخن مىگويد و راز و نياز مىكند و با اين ذكر، خود را در مقام قرب مىبيند و به تدريج از مرحله ذكر زبانى و ظاهرى به ذكر قلبى و باطنى مىرسد و از اعماق قلبش يا اللّه و يا رحمان مىگويد و به او عشق مىورزد و پاسخ خويش را از سوى پروردگار دريافت مىكند كه خود فرموده است:
فَاْذكُرونى أذْكُرْكُم وَاشْكُروالى وَلاتَكْفُرون. (بقره / 152)
پس به ياد من باشيد، تا من شما را ياد كنم و شكر مرا گوييد و كفران (نعمت) نكنيد.
و نيز مىفرمايد:
و اذا سألك عبادى عَنّى فَإنّى قريبٌ أُجيبُ دَعْوَهَالداعِ اذا دَعانِ ... (بقره / 186)
و آن گاه كه بندگانِ من، مرا از تو مىجويند (بگو) من نزديكم، و به دعاى آن كه مرا مىخواند پاسخ مىگويم ... پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و ايمان آورند ... .
و نيز مىفرمايد:
الذين يَذْكُرونَ اللّهَ قياما و قُعُودا و على جُنُوبِهِم و يَتفَكَّروُن فى خَلْقِالسّمواتِ والارضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّار. (آل عمران / 191)
آنان كه (با عقل و خرد به جهان هستى مىنگرند) و در همه حال، ايستاده، نشسته، و بر پهلو خفته، خداى را ياد مىكنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند (و با زبان حال و قال مىگويند: بار الها! اين جهان هستى را بيهوده نيافريدهاى، منزهى تو! ما را از عذاب دوزخ باز دار!)
از ابن عباس در تفسير اين آيه آمده است:
اى باللَّيلِ والنَّهارِ، فى البَرِّ والبَحْرِ والسَّفَرِ والحَضَرِ، والغِنى و الفَقْر، والمَرَضِ والصِحّة، والسِّرِّ والعَلانِية.(2)
يعنى در همه حال، در شب و روز، در دريا و خشكى، در سفر و حضر، در غنى و فقر، در بيمارى و سلامت و در پيدا و نهان به ياد خدا هستند.
نشانه ايمان و نشانه نفاق
از قرآن مجيد استفاده مىشود كه ياد خدا از روى بندگى و اخلاص نشانه ايمان، و غفلت و كسالت و ريا علامت نفاق است.
چنان كه مىفرمايد:
انَّ المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم واذا قاموا الىالصلوة قامُوا كُسالى، يُراؤون الناس ولايَذْكُرونَاللّهَ الا قليلاً. (نساء / 142)
منافقان از در مكر و فريب با خدا وارد مىشوند در حالى كه خداوند (با معامله به مثل) فريبشان داده و نقشههاشان را نقش بر آب مىكند و هنگامى كه براى نماز برمىخيزند با كسالت مىايستند و در نزد مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندك ياد نمىكنند.
و ذكر اندك آنان هنگامى است كه با مؤمنان روبرو مىشوند ولى در نهان به ياد خدا نيستند چنانكه اميرمؤمنان(ع) در اين باره مىفرمايد:
مَنْ ذَكَراللّه َعزَّوجلَّ فىالسَّرِ فقد ذَكَراللّهَ كَثيرا اِنّ المُنافِقينَ كانوا يذكروناللّهَ عَلانِيةً ولايذكُرُونَه فى السِرِّ فقال اللهُ عَزَّوجلَّ: «يُراؤون الناس ولايذكرون الله الاّ قليلاً» (3)
هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند خدا را بسيار ياد كرده، همانا منافقان آشكارا (پيش مسلمانان) ذكر خدا مىكردند ولى در نهان به ياد خدا نبودند. سپس حضرت اين آيه را (كه گذشت) تلاوت كرد.
منافقان گاهى براى تظاهر به ياد خدا هستند يعنى در برابر مردم خدا را مىخوانند ولى در نهان به ياد خدا نيستند و از «ذكر كثير» يعنى ذكر قلبى و خفى محرومند. آنها تنها هنگامى كه مؤمنان را مىبينند خدا را ياد مىكنند و وقتى با كافران مىنشينند مىگويند ما با شما هستيم. اما مؤمنان در همه حال حتى در ميان غافلان نيز به ياد خدا هستند و هيچگاه او را فراموش نمىكنند چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود:
ذاكِرُاللّهِ عَزَّوجلَّ فىالغافِلين كَالمُقاتِلِ عَن الفارّين وَالمُقاتِلُ عَنِالفارّينَ لَه الجَنَّة. (4)
يادكننده خداى عزوجل در ميان غافلان مانند رزمندهاى است كه به جاى فراريان مىجنگد و هر كه به جاى سربازان فرارى پيكار كند بهشت از آن او است.
امام صادق(ع) فرمود:
اَلذّاكرُلِلّهِ عَزَّوجلَّ فِى الغافِلينَ كَالمُقاتِلِ فى المُحارِبين. (5)
كسى كه در ميان غافلان، خداى عزوجل را ياد كند مانند جنگجويى است كه در برابر كافرانِ محارب پيكار مىكند.
در حديث ديگرى آمده است:
... عن ابى عبدالله(ع) قال: قال اللّهُ عزّوجلّ: مَنْ ذَكَرَنى سِرّا ذَكَرتُه عَلانيةً. (6)
از امام صادق(ع) نقل شده است كه خداوند عزوجل فرموده است: هر كس مرا در نهان ياد كند من او را آشكارا ياد مىكنم.
خداى متعال به عيسى بن مريم(ع) فرمود:
يا عيسى اُذْكُرنى فى نَفْسِك أَذْكُرْكَ فى نَفْسى وَاذْكُرنى فى مَلاَء[ك] أذْكُرْكَ فى مَلاءٍ خَيْرٍ من مَلاءِ الآدميين...(7)
اى عيسى! مرا در خاطر خود ياد كن من نيز در پيش خود، تو را ياد آورم و مرا در ميان مردمان ياد كن من نيز تو را در ميان جمعى بهتر از جمع آدميان (يعنى فرشتگان) ياد مىكنم.
در حديث ديگرى از امام صادق(ع) آمده است:
انَّ اللّه عزّوجلّ يقول: مَنْ شَغَلَ بِذكرى عَنْ مَسْألَتى أعْطَيتُهُ أفضَلَ ما أُعطى مَنْ سَأَلَنى. (8)
خداى عزوجل مىفرمايد: هركس به سبب ذكر من از درخواست و پرسش باز ماند (ياد من او را از سوال و عرض حاجت از من باز دارد)، چيزى بهتر از خواسته سائلان به او خواهم داد.
ذكر خدا بىاندازه است
ذكر و ياد خدا حدود و ثغور و اندازه مشخص و معينى ندارد چنانكه در حديثى از امام صادق(ع) آمده است:
ما مِنْ شَىٍْ اِلاّ وَله حَدٌّ ينتهى اليه اِلاّ الذكر فليس له حدٌّينتهى اليه. فَرَضَاللهُ عَزَّوجلَّ الفرائضَ فَمَنْ أدّاهُنَّ فهو حَدُّهُنَّ و شَهْرَ رمضان فمن صامَهُ فهو حَدُّهُ والحَجَّ فمن حَجَّ فهو حَدُّه إلاّ الذكرَ فان اللّه عَزَّوجلَّ لم يَرْضَ منه بالقليل و لم يَجْعَلْ له حَدّا ينتهى اليه ثم تلاهذه الأيه: «يا ايهاالذين آمنوا اذكرواالله ذكرا كثيرا و سَبِّحُوه بُكرةً و أصيلاً». (احزاب / 41 - 42)
هيچ چيز نيست مگر اينكه براى آن حد و اندازهاى است كه به آن پايان مىپذيرد مگر ذكر خدا كه مرز و پايانى ندارد. خداى عزوجل فرائض را واجب كرده و هر كه آن را بجاى آورد به حد و پايانش رسيده است (يعنى وظيفهاش را انجام داده است). خدا ماه رمضان را واجب كرد هر كس آن را روزه بدارد همان حد او است و حج را واجب كرده و هر كس مناسك آن را انجام دهد حج را به پايان رسانده است مگر ذكر كه به راستى خداى عزوجل به اندك آن راضى نشده و حدى براى آن قرار نداده تا به آن پايان يابد سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را بسيار ياد كنيد و هر صبح و شام او را تسبيح گوييد.»
فقال لم يجعلِاللهُ عَزَّوجلّ لَهُ حَدّا ينتهى اليه ، قال: و كان أبى«عليهالسلام»كَثيرَالذِّكرِ لَقَد كُنْتُ أمْشى مَعَهُ و إنّه لَيذكُراللّهَ و آكُلُ مَعَهُ الطعامَ و اِنّه لَيذكُر اللهَ و لَقَد كان يُحَدِّثُ القومَ [و] مايَشْغَلُه ذلك عن ذكراللهِ و كُنْتُ أرى لِسانَه لازقا بحَنَكِه يقول: لااله الا الله و كان يجمعنا فيأمُرُنابالذكر حتى تَطْلَعَ الشَّمسُ و يَأمُر بالقرائةِ مَنْ كانْ يقرأ مِنّا و من كان لا يقرأ مِنّا اَمرَهُ بالذِّكر.
سپس فرمود: خداى عزوجل براى ذكر حدى كه به آن پايان پذيرد قرار نداده است . پدرم فراوان ذكر خدا مىكرد. گاهى كه به همراه او مىرفتم ذكر خدا مىكرد. و چون با او غذا مىخوردم او ياد خدا مىكرد و هنگامى كه با مردم سخن مىگفت، سخن گفتن او را از ياد خدا باز نمىداشت و من مىديدم زبانش را كه بكامش چسبيده بود ولاالهالاالله مىگفت و پيوسته ما را جمع مىكرد و به ذكر خدا مىخواند تا آفتاب طلوع كند و به هر كدام از ما كه خواندن قرآن را مىدانستيم به قرآن خواندن دستور مىداد و به هر كه نمىدانست (كوچك بود و هنوز قرآن را ياد نگرفته بود) به ذكر خدا امر مىكرد و ذكر خدا را به آنها تعليم مىداد.
وَالبيتُ الذى يُقْرأُ فيه القرآنُ و يُذْكَراللّهُ عَزَّوجلَّ فيه تَكْثُرُ بَركتُهُ و تَحْضُرُه المَلائكة و تَهْجُرُه الشَياطينُ و يُضىءُ لاهلِ السّماءِ كَما يُضىءُ الكَوْكَبُ الدُرىّ لِأهلِ الأرضِ وَالبيتُ الذى لايُقْرأُ فيه القرآنُ و لايُذْكَراللّهُ فيه تَقِلُّ بَركَتُه و تَهْجُره المَلائكةُ و تَحْضُرهُ الشياطين.
سپس امام صادق(ع) فرمود:
هر خانهاى كه قرآن در آن خوانده شود و ذكر خداى عزوجل در آن شود بركت آن خانه زياد مىگردد و فرشتگان در آنجا حضور مىيابند و شياطين از آن بيرون مىروند. اين خانه مانند ستاره براى اهل آسمانها مىدرخشد چنانكه ستاره فروزان بر اهل زمين نورافشانى مىنمايد و (اما) خانهاى كه در آن قرآن خوانده نشود و خدا را در آن ياد نكنند به تدريج بركتش كم مىشود و فرشتگان از آن دورى مىكنند و شياطين در آن حاضر مىشوند.
و قد قال رسول اللّه(ص) اَلا أُخْبِركُم بِخَيْرِ أعمالِكُم لَكُم أرفعها فى درجاتكم و ازكاها عند مَليكِكُم و خير لكم من الدينار و الدرهم و خيرٌ لكم مِنْ أنْ تَلْقَوا عَدُوَّكم فَتَقْتُلُوهُم و يَقْتُلُوكم؟ فقالوا: بلى فقال: ذكرُ اللّهِ عَزَّوجَلَّ كثيرا، ثم قال: جاء رجل الى النبى(ص) فقال مَنْ خَيْرُ أهلِ المسجد؟ فقال: أكْثَرُهُم لِلّهِ ذكرا . و قال رسولالله(ص) مَنْ أُعْطِىَ لِسانا ذاكرا فقد أُعْطِىَ خَيْرَالدنيا والاخِرة. و قال فى قوله تعالى: ولاتَمْنُنْ تَسْتِكثِر قال: لاتَسْتَكْثِرْ ما عَمِلْتَ من خَيرٍ لِلّه. (9)
در ادامه حديث آن حضرت آمده است كه رسول خدا(ص) فرمود:
آيا شما را آگاه نكنم به بهترين كارهايتان كه در درجات شما از همه كارها بالاتر و نزد خداوند بارورتر و شكوفاتر است و براى شما از دينار (طلا) و درهم (نقره) بهتر و از اينكه با دشمنانتان برخورد كنيد (وجهاد كنيد) و شما آنها را بكشيد و آنها شما را بكشند نيكوتر است؟ عرض كردند آرى يا رسولالله. فرمود: خدا را فراوان ياد كنيد. سپس (امام) فرمود: مردى خدمت پيغمبر(ص) آمد و عرض كرد بهترين كسانى كه در اين مسجدند، كيانند؟ فرمود: هر كس كه به او زبانى ذاكر داده شده خير دنيا و آخرت به او عطا شده است و (در پايان كلام) با اشاره به آيه شريفه «ولاتَمْنُنْ تستكثر» (مدثر، 6) فرمود: هيچگاه كارى را كه براى خدا انجام دادهاى بزرگ مشمار! ( و بر ديگران منت مگذار).
امام صادق(ع) فرمود:
شيعَتُناالّذين إذاخَلَوا ذَكَروُااللّهَ كثيرا. (10)
شيعيان ما آنهايند كه هرگاه تنها باشند خدا را زياد ياد مىكنند.
در حديث ديگرى از آن امام مىخوانيم:
قال رسولالله(ص) من أكْثَرَ ذِكراللّهِ عَزَّوجلَّ أحَبَّهُ اللهُ و مَنْ ذَكَراللّهَ كَثيرا كُتِبَ له برائتان: بَرائةٌ من النارِ و بَرائةٌ من النفاق. (اصول كافى، همان، ص 499ـ500، حديث 3، المحجهالبيضاء، همان، ص 268)
رسول خدا(ص) فرمود: هر كس خداى عزوجل را بسيار ياد كند خداوند او را دوست دارد و هر كه ذكر خدا بسيار گويد براى او دو برائت (يعنى منشور آزادى) نوشته شود: برائت از دوزخ و برائت از نفاق (و دو رويى).
يادآورى
نكتهاى كه تذكر آن ضرورى به نظر مىرسد اين است كه ذكر خدا اگر چه امرى فردى است و ذاكر و سالك الى الله خود به تنهايى با نام خدا و ياد خدا بسر مىبرد و در گوشه خلوت شايد حضور قلب بيشترى داشته باشد ولى از پارهاى از احاديث استفاده مىشود كه مجالس ذكر و دعا و در ميان جمع بودن و نيايش و تضرع كردن و با مؤمنان همنوا شدن به رحمت و استجابت نزديكتر است چنانكه در مجالس غفلت و لهو و لعب نشستن و با غافلان هم صدا شدن انسان را از رحمت دور و به خشم و قهر الهى دچار مىكند.
در اين باره چند حديث از نظرتان مىگذرد:
قال النبى(ص) ما جَلَسَ قومٌ مجلسا يَذْكُرونَ اللّهَ عزَّوجلَّ إلاّ حُفَّتْ بِهِمُ الملائكةُ و غَشِيَتْهُمُ الرَّحمةُ وذَكَرهُمُاللهُ تعالى فيمَنْ عنده. (المحجهالبيضاء، همان، ج 2، ص 269، فضيلة مجالس الذكر)
هيچ گروهى در مجلسى كه به ياد خدا باشند نمىنشينند مگر آنكه فرشتگان آنان را احاطه كنند و رحمت الهى آنها را فراگيرد و خداى آنها را نزد مقربانش ياد كند.
حضرت داوود(ع) به خدا عرض مىكند:
الهى إذا رَأَيْتَنى أُجاوِزُ مجالسَ الذاكرينَ اِلى مَجالِس الغافلينَ فاكْسِرْ رِجْلى دُونَهم فانّها نَعْمةٌ تَنْعِمُ بها عَلىَّ. (همان / 270)
خدايا هرگاه ديدى از مجلس اهل ذكر به مجلس اهل غفلت مىروم پايم را بشكن كه اين پاى شكستن نعمتى است كه بر من ارزانى ميدارى.
امام صادق(ع) فرمود:
مااجْتَمَعَ فى مجلسٍ قَوْمٌ لم يَذْكُرواالله تعالى ولم يذكرونا إلاّكان ذلك المجلسُ حَسْرةً عَلَيهِم المجلسُ حَسْرةً عَلَيهِم يَوْمَ القيامة... (همان، 271)
مجلسى نيست كه گروهى در آن اجتماع كنند و نام خدا و نام ما برده نشود مگر اينكه اين مجلس روز قيامت موجب حسرت و ندامت آنان خواهد شد.
و در حديث ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
ما مِنْ مَجْلسٍ تَجْتَمِعُ فيه أبرارٌ و فُجّارٌ فيقومونَ عَلى غيرِ ذِكراللّهِ إلاّ كان حَسرةً عليهم يومَالقيامة. (المحجهالبيضاء، همان، ج 2، ص 271)
مجلسى نيست كه در آن نيكان و بدان گرد آيند و از آن مجلس برخيزند بدون ذكر خدا مگر آنكه اين نشست سبب حسرت آنان در روز جزا خواهد شد.
امام سجاد(ع) در دعاى ابوحمزه ثمالى عرض مىكند:
...اَوْلَعَلَّكَ رأيتَنى فى الغافِلين فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنى اَولَعَلَّك رأيتنى آلِفَ مَجالسِ البَطّالين فَبَيْنى و بَيْنَهُم خَلَّيْتَنى.
خدا... شايد مرا در ميان اهل غفلت يافتى بدين جهت از رحمتت نااميدم كردى يا شايد ديدى با مجالس بطالين (هرزهگويان) الفت گرفتهام پس مرا ميان آنها واگذاشتى.
آنچه مسلم است اين است كه مجلسى كه ياد خدا و ياد رسول خدا و ياد ائمه(ع) در آن مجلس باشد مشمول رحمت الهى و بركات او است و مجلسى كه مجلس غفلت و هرزهگويى و لهو و لعب باشد باعث حسرت و ندامت و پشيمانى است. (11)
پاورقی
1. تهليل يعنى گفتن «لاالهالااللّه» تسبيح يعنى ذكر «سبحاناللّه» حمد يعنى «الحمدللّه» و استغفار يعنى گفتن «استغفراللّه ربى و اتوب اليه».
2. المحجهالبيضاء، همان، ج 2، ص 266، كتاب الاذكار والدعوات فى فضيلة الذكر...، السيوطى، عبدالرحمن،الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور، منشـورات قـم، مكتبة آيها... مرعشى نجفى ، 1404 ه . ق، ج 5، ص 204.
3. الكلينى، الرازى، ابى جعفر، محمدبن يعقوب بن اسحاق ، الاصول من الكافى، تهران، انتشارات
دارالكتب الاسلاميه، چ حيدرى، ج 4، 1365 ه . ش ، ج 2 ص 502، كتاب الدعاء باب ذكرالله عزوجل فىالسرّ ، حديث 2، الطباطبائى، العلاّمهالسيد محمدحسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، (تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ط 3، 1396 ه . ق، ج 16، ص 353).
4. اصول كافى ، همان، ص 502، باب ذكرالله عزوجل فى الغافلين، حديث 1، مرحوم فيض كاشانى از
پيغمبر اكرم (ص) اينگونه نقل مىكند: ذاكرالله فى الغافلين كالمقاتل فى الفارّين و نيز فرمود: ذاكرالله فىالغافلين كالحىّ بينالاموات. محجهالبيضاء، ج 2، ص 267، كتاب الاذكار والدعوات.
5. اصول كافى، همان، ص 502، باب ذكرالله عزوجل فى الغافلين، حديث 1.
6. اصول كافى، همان، ص 501، باب ذكرالله عزوجل فى السر، محجهالبيضاء، ج 2، ص 268.
7. اصول كافى، همان، ص 502، حديث 3، المحجهالبيضاء، همان، با اندك تفاوت.
8. اصول كافى، همان، ص 501، باب الاشتغال بذكرالله عزوجل، حديث 1، المحجهالبيضاء، همان.
9. اصول كافى، همان، ص 498-499، باب ذكرالله عزوجل كثيرا حديث 1، الطباطبائى العلامه السيد
محمدحسين الميزان فى تفسيرالقرآن، انتشارات تهران، دارالكتب الاسلاميه، ط 3، 1396 ه . ق، ج 16، ص352، المحجهالبيضاء، ج 2، ص 268-269.
10. اصول كافى، همان، ص 499، حديث 2، المحجهالبيضاء، همان، ج 2، ص 268.
11. ظاهرا اين احاديث ناظر به اين جهت است كه اجتماع مسلمانان و مؤمنان در صورتى مطلوب و مرضى خداوند است كه از ذكر خدا خالى نباشد و در غير اينصورت آن مجلس، مجلس بطّالان و غافلان بوده و ورود در اينگونه مجالس موجب غفلت و دورى از رحمت خدا خواهد شد اما اين كه آيا دعا و ذكر گروهى بهتر است يا ذكر فردى، اين روايات ظاهرا در مقام بيان آن نمىباشد. البته از احاديث ديگر استفاده مىشود كه دعا در جمع به اجابت نزديكتر است.
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124
منبع : سایت وزین آینده روشن