دعا
مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
قالب وبلاگ
ترجمه و شرح دعای افتتاح از حضرت آیت الله مهدوی کنی حفظه الله 2

دعا يعنى چه؟
به معناى خاص، دعا يعنى خواستن و فراخواندن، صدا كردن و در اصطلاح دينى يعنى خداى را خواندن و يا چيزى از وى خواستن. اما معناى عام آن شامل ذكر، تهليل، تسبيح، حمد، استغفار(1) و هرگونه ارتباط با خداى متعال است از اين رو چنانچه به طور مطلق در كلام بيايد شامل تمام انواع دعا مى‏شود. 

چنانكه دعاى افتتاح نيز مشتمل بر ذكر و تسبيح و تحميد و تهليل و صلوات و خواسته‏ها و تقاضاهايى از خداوند متعال است. ولى اگر واژه دعا در برابر ساير اذكار گفته شود معناى خاص از آن اراده مى‏شود چنان كه در حديث شريف از پيامبر اكرم(ص) آمده است:
ما مِنَ الذكر شى‏ءٌ أفْضَلُ مِن قولِ «لااله‏الاالله» و ما من الدعاء شى‏ء أفْضلُ مِنَ‏الإستغفار ثُمَّ تلا «فَاعْلَم أنّه لااله‏الااللّه وَاسْتَغْفِر لِذَنْبِك». (بحارالانوار، ج 90، ص 204)
هيچ ذكرى برتر از «لااله‏الااللّه» و هيچ دعايى افضل از استغفار نيست سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود كه آگاه باش! خدايى جز او نيست و براى گناهانت بخشش بخواه.

در اين حديث ذكر توحيد در برابر دعا قرار گفته و مقصود از دعا در اين جا عرض حاجت است.

هدف از دعا
دعاهاى وارده از ائمه معصومين(ع) با مضامين عاليه‏اى كه دارند تنها يك مقصد را تعقيب نمى‏كنند بلكه چندين هدف را در پى دارند. البته هر كس به اندازه معرفت و استعدادش از دعا و راز و نياز با خدا بهره مى‏گيرد و حسّ خداجويى و خداخواهى و عرفان دينى خويش را اشباع مى‏كند و در حقيقت بنده در مقام دعا خود را در پيشگاه خدا مى‏بيند و او را با اسمای حسنى و صفات عليا مى‏خواند و با محبوب خود با اسما و صفاتى كه نشانگر زيبايى، خوبى و توانايى و رحمت و علم و قدرت و جلال و عظمت و كمال و منزلت او است سخن مى‏گويد و راز و نياز مى‏كند و با اين ذكر، خود را در مقام قرب مى‏بيند و به تدريج از مرحله ذكر زبانى و ظاهرى به ذكر قلبى و باطنى مى‏رسد و از اعماق قلبش يا اللّه و يا رحمان مى‏گويد و به او عشق مى‏ورزد و پاسخ خويش را از سوى پروردگار دريافت مى‏كند كه خود فرموده است:
فَاْذكُرونى أذْكُرْكُم وَاشْكُروالى وَلاتَكْفُرون. (بقره / 152)
پس به ياد من باشيد، تا من شما را ياد كنم و شكر مرا گوييد و كفران (نعمت) نكنيد.

و نيز مى‏فرمايد:
و اذا سألك عبادى عَنّى فَإنّى قريبٌ أُجيبُ دَعْوَهَ‏الداعِ اذا دَعانِ ... (بقره / 186)
و آن گاه كه بندگانِ من، مرا از تو مى‏جويند (بگو) من نزديكم، و به دعاى آن كه مرا مى‏خواند پاسخ مى‏گويم ... پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و ايمان آورند ... .

و نيز مى‏فرمايد:
الذين يَذْكُرونَ اللّهَ قياما و قُعُودا و على جُنُوبِهِم و يَتفَكَّروُن فى خَلْقِ‏السّمواتِ والارضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّار. (آل عمران / 191)
آنان كه (با عقل و خرد به جهان هستى مى‏نگرند) و در همه حال، ايستاده، نشسته، و بر پهلو خفته، خداى را ياد مى‏كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‏انديشند (و با زبان حال و قال مى‏گويند: بار الها! اين جهان هستى را بيهوده نيافريده‏اى، منزهى تو! ما را از عذاب دوزخ باز دار!)

از ابن عباس در تفسير اين آيه آمده است:
اى باللَّيلِ والنَّهارِ، فى البَرِّ والبَحْرِ والسَّفَرِ والحَضَرِ، والغِنى و الفَقْر، والمَرَضِ والصِحّة، والسِّرِّ والعَلانِية.(2)
يعنى در همه حال، در شب و روز، در دريا و خشكى، در سفر و حضر، در غنى و فقر، در بيمارى و سلامت و در پيدا و نهان به ياد خدا هستند.

نشانه ايمان و نشانه نفاق
از قرآن مجيد استفاده مى‏شود كه ياد خدا از روى بندگى و اخلاص نشانه ايمان، و غفلت و كسالت و ريا علامت نفاق است.

چنان كه مى‏فرمايد:
انَّ المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم واذا قاموا الى‏الصلوة قامُوا كُسالى، يُراؤون الناس ولايَذْكُرونَ‏اللّهَ الا قليلاً. (نساء / 142)
منافقان از در مكر و فريب با خدا وارد مى‏شوند در حالى كه خداوند (با معامله به مثل) فريبشان داده و نقشه‏هاشان را نقش بر آب مى‏كند و هنگامى كه براى نماز برمى‏خيزند با كسالت مى‏ايستند و در نزد مردم ريا مى‏كنند و خدا را جز اندك ياد نمى‏كنند.

و ذكر اندك آنان هنگامى است كه با مؤمنان روبرو مى‏شوند ولى در نهان به ياد خدا نيستند چنانكه اميرمؤمنان(ع) در اين باره مى‏فرمايد:
مَنْ ذَكَراللّه َعزَّوجلَّ فى‏السَّرِ فقد ذَكَراللّهَ كَثيرا اِنّ المُنافِقينَ كانوا يذكرون‏اللّهَ عَلانِيةً ولايذكُرُونَه فى السِرِّ فقال اللهُ عَزَّوجلَّ: «يُراؤون الناس ولايذكرون الله الاّ قليلاً» (3)
هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند خدا را بسيار ياد كرده، همانا منافقان آشكارا (پيش مسلمانان) ذكر خدا مى‏كردند ولى در نهان به ياد خدا نبودند. سپس حضرت اين آيه را (كه گذشت) تلاوت كرد.

منافقان گاهى براى تظاهر به ياد خدا هستند يعنى در برابر مردم خدا را مى‏خوانند ولى در نهان به ياد خدا نيستند و از «ذكر كثير» يعنى ذكر قلبى و خفى محرومند. آنها تنها هنگامى كه مؤمنان را مى‏بينند خدا را ياد مى‏كنند و وقتى با كافران مى‏نشينند مى‏گويند ما با شما هستيم. اما مؤمنان در همه حال حتى در ميان غافلان نيز به ياد خدا هستند و هيچگاه او را فراموش نمى‏كنند چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود:
ذاكِرُاللّهِ عَزَّوجلَّ فى‏الغافِلين كَالمُقاتِلِ عَن الفارّين وَالمُقاتِلُ عَنِ‏الفارّينَ لَه الجَنَّة. (4)
يادكننده خداى عزوجل در ميان غافلان مانند رزمنده‏اى است كه به جاى فراريان مى‏جنگد و هر كه به جاى سربازان فرارى پيكار كند بهشت از آن او است.

امام صادق(ع) فرمود:
اَلذّاكرُلِلّهِ عَزَّوجلَّ فِى الغافِلينَ كَالمُقاتِلِ فى المُحارِبين. (5)
كسى كه در ميان غافلان، خداى عزوجل را ياد كند مانند جنگجويى است كه در برابر كافرانِ محارب پيكار مى‏كند.

در حديث ديگرى آمده است:
... عن ابى عبدالله(ع) قال: قال اللّهُ عزّوجلّ: مَنْ ذَكَرَنى سِرّا ذَكَرتُه عَلانيةً. (6)
از امام صادق(ع) نقل شده است كه خداوند عزوجل فرموده است: هر كس مرا در نهان ياد كند من او را آشكارا ياد مى‏كنم.

خداى متعال به عيسى بن مريم(ع) فرمود:
يا عيسى اُذْكُرنى فى نَفْسِك أَذْكُرْكَ فى نَفْسى وَاذْكُرنى فى مَلاَء[ك] أذْكُرْكَ فى مَلاءٍ خَيْرٍ من مَلاءِ الآدميين...(7)
اى عيسى! مرا در خاطر خود ياد كن من نيز در پيش خود، تو را ياد آورم و مرا در ميان مردمان ياد كن من نيز تو را در ميان جمعى بهتر از جمع آدميان (يعنى فرشتگان) ياد مى‏كنم.

در حديث ديگرى از امام صادق(ع) آمده است:
انَّ اللّه عزّوجلّ يقول: مَنْ شَغَلَ بِذكرى عَنْ مَسْألَتى أعْطَيتُهُ أفضَلَ ما أُعطى مَنْ سَأَلَنى. (8)
خداى عزوجل مى‏فرمايد: هركس به سبب ذكر من از درخواست و پرسش باز ماند (ياد من او را از سوال و عرض حاجت از من باز دارد)، چيزى بهتر از خواسته سائلان به او خواهم داد.

ذكر خدا بى‏اندازه است
ذكر و ياد خدا حدود و ثغور و اندازه مشخص و معينى ندارد چنانكه در حديثى از امام صادق(ع) آمده است:
ما مِنْ شَىٍْ اِلاّ وَله حَدٌّ ينتهى اليه اِلاّ الذكر فليس له حدٌّينتهى اليه. فَرَضَ‏اللهُ عَزَّوجلَّ الفرائضَ فَمَنْ أدّاهُنَّ فهو حَدُّهُنَّ و شَهْرَ رمضان فمن صامَهُ فهو حَدُّهُ والحَجَّ فمن حَجَّ فهو حَدُّه إلاّ الذكرَ فان اللّه عَزَّوجلَّ لم يَرْضَ منه بالقليل و لم يَجْعَلْ له حَدّا ينتهى اليه ثم تلاهذه الأيه: «يا ايهاالذين آمنوا اذكرواالله ذكرا كثيرا و سَبِّحُوه بُكرةً و أصيلاً». (احزاب / 41 - 42)
هيچ چيز نيست مگر اينكه براى آن حد و اندازه‏اى است كه به آن پايان مى‏پذيرد مگر ذكر خدا كه مرز و پايانى ندارد. خداى عزوجل فرائض را واجب كرده و هر كه آن را بجاى آورد به حد و پايانش رسيده است (يعنى وظيفه‏اش را انجام داده است). خدا ماه رمضان را واجب كرد هر كس آن را روزه بدارد همان حد او است و حج را واجب كرده و هر كس مناسك آن را انجام دهد حج را به پايان رسانده است مگر ذكر كه به راستى خداى عزوجل به اندك آن راضى نشده و حدى براى آن قرار نداده تا به آن پايان يابد سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را بسيار ياد كنيد و هر صبح و شام او را تسبيح گوييد.»

فقال لم يجعلِ‏اللهُ عَزَّوجلّ لَهُ حَدّا ينتهى اليه ، قال: و كان أبى«عليه‏السلام»كَثيرَالذِّكرِ لَقَد كُنْتُ أمْشى مَعَهُ و إنّه لَيذكُراللّهَ و آكُلُ مَعَهُ الطعامَ و اِنّه لَيذكُر اللهَ و لَقَد كان يُحَدِّثُ القومَ [و] مايَشْغَلُه ذلك عن ذكراللهِ و كُنْتُ أرى لِسانَه لازقا بحَنَكِه يقول: لااله الا الله و كان يجمعنا فيأمُرُنابالذكر حتى تَطْلَعَ الشَّمسُ و يَأمُر بالقرائةِ مَنْ كانْ يقرأ مِنّا و من كان لا يقرأ مِنّا اَمرَهُ بالذِّكر.
سپس فرمود: خداى عزوجل براى ذكر حدى كه به آن پايان پذيرد قرار نداده است . پدرم فراوان ذكر خدا مى‏كرد. گاهى كه به همراه او مى‏رفتم ذكر خدا مى‏كرد. و چون با او غذا مى‏خوردم او ياد خدا مى‏كرد و هنگامى كه با مردم سخن مى‏گفت، سخن گفتن او را از ياد خدا باز نمى‏داشت و من مى‏ديدم زبانش را كه بكامش چسبيده بود ولااله‏الاالله مى‏گفت و پيوسته ما را جمع مى‏كرد و به ذكر خدا مى‏خواند تا آفتاب طلوع كند و به هر كدام از ما كه خواندن قرآن را مى‏دانستيم به قرآن خواندن دستور مى‏داد و به هر كه نمى‏دانست (كوچك بود و هنوز قرآن را ياد نگرفته بود) به ذكر خدا امر مى‏كرد و ذكر خدا را به آنها تعليم مى‏داد.

وَالبيتُ الذى يُقْرأُ فيه القرآنُ و يُذْكَراللّهُ عَزَّوجلَّ فيه تَكْثُرُ بَركتُهُ و تَحْضُرُه المَلائكة و تَهْجُرُه الشَياطينُ و يُضىءُ لاهلِ السّماءِ كَما يُضى‏ءُ الكَوْكَبُ الدُرىّ لِأهلِ الأرضِ وَالبيتُ الذى لايُقْرأُ فيه القرآنُ و لايُذْكَراللّهُ فيه تَقِلُّ بَركَتُه و تَهْجُره المَلائكةُ و تَحْضُرهُ الشياطين.

سپس امام صادق(ع) فرمود:
هر خانه‏اى كه قرآن در آن خوانده شود و ذكر خداى عزوجل در آن شود بركت آن خانه زياد مى‏گردد و فرشتگان در آن‏جا حضور مى‏يابند و شياطين از آن بيرون مى‏روند. اين خانه مانند ستاره براى اهل آسمانها مى‏درخشد چنانكه ستاره فروزان بر اهل زمين نورافشانى مى‏نمايد و (اما) خانه‏اى كه در آن قرآن خوانده نشود و خدا را در آن ياد نكنند به تدريج بركتش كم مى‏شود و فرشتگان از آن دورى مى‏كنند و شياطين در آن حاضر مى‏شوند.

و قد قال رسول اللّه(ص) اَلا أُخْبِركُم بِخَيْرِ أعمالِكُم لَكُم أرفعها فى درجاتكم و ازكاها عند مَليكِكُم و خير لكم من الدينار و الدرهم و خيرٌ لكم مِنْ أنْ تَلْقَوا عَدُوَّكم فَتَقْتُلُوهُم و يَقْتُلُوكم؟ فقالوا: بلى فقال: ذكرُ اللّهِ عَزَّوجَلَّ كثيرا، ثم قال: جاء رجل الى النبى(ص) فقال مَنْ خَيْرُ أهلِ المسجد؟ فقال: أكْثَرُهُم لِلّهِ ذكرا . و قال رسول‏الله(ص) مَنْ أُعْطِىَ لِسانا ذاكرا فقد أُعْطِىَ خَيْرَالدنيا والاخِرة. و قال فى قوله تعالى: ولاتَمْنُنْ تَسْتِكثِر قال: لاتَسْتَكْثِرْ ما عَمِلْتَ من خَيرٍ لِلّه. (9)

در ادامه حديث آن حضرت آمده است كه رسول خدا(ص) فرمود:
آيا شما را آگاه نكنم به بهترين كارهايتان كه در درجات شما از همه كارها بالاتر و نزد خداوند بارورتر و شكوفاتر است و براى شما از دينار (طلا) و درهم (نقره) بهتر و از اينكه با دشمنانتان برخورد كنيد (وجهاد كنيد) و شما آنها را بكشيد و آنها شما را بكشند نيكوتر است؟ عرض كردند آرى يا رسول‏الله. فرمود: خدا را فراوان ياد كنيد. سپس (امام) فرمود: مردى خدمت پيغمبر(ص) آمد و عرض كرد بهترين كسانى كه در اين مسجدند، كيانند؟ فرمود: هر كس كه به او زبانى ذاكر داده شده خير دنيا و آخرت به او عطا شده است و (در پايان كلام) با اشاره به آيه شريفه «ولاتَمْنُنْ تستكثر» (مدثر، 6) فرمود: هيچگاه كارى را كه براى خدا انجام داده‏اى بزرگ مشمار! ( و بر ديگران منت مگذار).

امام صادق(ع) فرمود:
شيعَتُناالّذين إذاخَلَوا ذَكَروُااللّهَ كثيرا. (10)
شيعيان ما آنهايند كه هرگاه تنها باشند خدا را زياد ياد مى‏كنند.

در حديث ديگرى از آن امام مى‏خوانيم:
قال رسول‏الله(ص) من أكْثَرَ ذِكراللّهِ عَزَّوجلَّ أحَبَّهُ اللهُ و مَنْ ذَكَراللّهَ كَثيرا كُتِبَ له برائتان: بَرائةٌ من النارِ و بَرائةٌ من النفاق. (اصول كافى، همان، ص 499ـ500، حديث 3، المحجه‏البيضاء، همان، ص 268)
رسول خدا(ص) فرمود: هر كس خداى عزوجل را بسيار ياد كند خداوند او را دوست دارد و هر كه ذكر خدا بسيار گويد براى او دو برائت (يعنى منشور آزادى) نوشته شود: برائت از دوزخ و برائت از نفاق (و دو رويى).

يادآورى
نكته‏اى كه تذكر آن ضرورى به نظر مى‏رسد اين است كه ذكر خدا اگر چه امرى فردى است و ذاكر و سالك الى الله خود به تنهايى با نام خدا و ياد خدا بسر مى‏برد و در گوشه خلوت شايد حضور قلب بيشترى داشته باشد ولى از پاره‏اى از احاديث استفاده مى‏شود كه مجالس ذكر و دعا و در ميان جمع بودن و نيايش و تضرع كردن و با مؤمنان همنوا شدن به رحمت و استجابت نزديك‏تر است چنانكه در مجالس غفلت و لهو و لعب نشستن و با غافلان هم صدا شدن انسان را از رحمت دور و به خشم و قهر الهى دچار مى‏كند.

در اين باره چند حديث از نظرتان مى‏گذرد:
قال النبى(ص) ما جَلَسَ قومٌ مجلسا يَذْكُرونَ اللّهَ عزَّوجلَّ إلاّ حُفَّتْ بِهِمُ الملائكةُ و غَشِيَتْهُمُ الرَّحمةُ وذَكَرهُمُ‏اللهُ تعالى فيمَنْ عنده. (المحجه‏البيضاء، همان، ج 2، ص 269، فضيلة مجالس الذكر)
هيچ گروهى در مجلسى كه به ياد خدا باشند نمى‏نشينند مگر آنكه فرشتگان آنان را احاطه كنند و رحمت الهى آنها را فراگيرد و خداى آنها را نزد مقربانش ياد كند.

حضرت داوود(ع) به خدا عرض مى‏كند:
الهى إذا رَأَيْتَنى أُجاوِزُ مجالسَ الذاكرينَ اِلى مَجالِس الغافلينَ فاكْسِرْ رِجْلى دُونَهم فانّها نَعْمةٌ تَنْعِمُ بها عَلىَّ. (همان / 270)
خدايا هرگاه ديدى از مجلس اهل ذكر به مجلس اهل غفلت مى‏روم پايم را بشكن كه اين پاى شكستن نعمتى است كه بر من ارزانى ميدارى.

امام صادق(ع) فرمود:
مااجْتَمَعَ فى مجلسٍ قَوْمٌ لم يَذْكُرواالله تعالى ولم يذكرونا إلاّكان ذلك المجلسُ حَسْرةً عَلَيهِم المجلسُ حَسْرةً عَلَيهِم يَوْمَ القيامة... (همان، 271)
مجلسى نيست كه گروهى در آن اجتماع كنند و نام خدا و نام ما برده نشود مگر اينكه اين مجلس روز قيامت موجب حسرت و ندامت آنان خواهد شد.

و در حديث ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
ما مِنْ مَجْلسٍ تَجْتَمِعُ فيه أبرارٌ و فُجّارٌ فيقومونَ عَلى غيرِ ذِكراللّهِ إلاّ كان حَسرةً عليهم يومَ‏القيامة. (المحجه‏البيضاء، همان، ج 2، ص 271)
مجلسى نيست كه در آن نيكان و بدان گرد آيند و از آن مجلس برخيزند بدون ذكر خدا مگر آنكه اين نشست سبب حسرت آنان در روز جزا خواهد شد.

امام سجاد(ع) در دعاى ابوحمزه ثمالى عرض مى‏كند:
...اَوْلَعَلَّكَ رأيتَنى فى الغافِلين فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنى اَولَعَلَّك رأيتنى آلِفَ مَجالسِ البَطّالين فَبَيْنى و بَيْنَهُم خَلَّيْتَنى.
خدا... شايد مرا در ميان اهل غفلت يافتى بدين جهت از رحمتت نااميدم كردى يا شايد ديدى با مجالس بطالين (هرزه‏گويان) الفت گرفته‏ام پس مرا ميان آنها واگذاشتى.

آنچه مسلم است اين است كه مجلسى كه ياد خدا و ياد رسول خدا و ياد ائمه(ع) در آن مجلس باشد مشمول رحمت الهى و بركات او است و مجلسى كه مجلس غفلت و هرزه‏گويى و لهو و لعب باشد باعث حسرت و ندامت و پشيمانى است. (11)

پاورقی
1. تهليل يعنى گفتن «لااله‏الااللّه» تسبيح يعنى ذكر «سبحان‏اللّه» حمد يعنى «الحمدللّه» و استغفار يعنى گفتن «استغفراللّه ربى و اتوب اليه».

2. المحجه‏البيضاء، همان، ج 2، ص 266، كتاب الاذكار والدعوات فى فضيلة الذكر...، السيوطى، عبدالرحمن،الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور، منشـورات قـم، مكتبة آيه‏ا... مرعشى نجفى ، 1404 ه . ق، ج 5، ص 204.

3. الكلينى، الرازى، ابى جعفر، محمدبن يعقوب بن اسحاق ، الاصول من الكافى، تهران، انتشارات
دارالكتب الاسلاميه، چ حيدرى، ج 4، 1365 ه . ش ، ج 2 ص 502، كتاب الدعاء باب ذكرالله عزوجل فى‏السرّ ، حديث 2، الطباطبائى، العلاّمه‏السيد محمدحسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، (تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ط 3، 1396 ه . ق، ج 16، ص 353). 

4. اصول كافى ، همان، ص 502، باب ذكرالله عزوجل فى الغافلين، حديث 1، مرحوم فيض كاشانى از
پيغمبر اكرم (ص) اينگونه نقل مى‏كند: ذاكرالله فى الغافلين كالمقاتل فى الفارّين و نيز فرمود: ذاكرالله فى‏الغافلين كالحىّ بين‏الاموات. محجه‏البيضاء، ج 2، ص 267، كتاب الاذكار والدعوات. 

5. اصول كافى، همان، ص 502، باب ذكرالله عزوجل فى الغافلين، حديث 1.

6. اصول كافى، همان، ص 501، باب ذكرالله عزوجل فى السر، محجه‏البيضاء، ج 2، ص 268.

7. اصول كافى، همان، ص 502، حديث 3، المحجه‏البيضاء، همان، با اندك تفاوت.

8. اصول كافى، همان، ص 501، باب الاشتغال بذكرالله عزوجل، حديث 1، المحجه‏البيضاء، همان.

9. اصول كافى، همان، ص 498-499، باب ذكرالله عزوجل كثيرا حديث 1، الطباطبائى العلامه السيد
محمدحسين الميزان فى تفسيرالقرآن، انتشارات تهران، دارالكتب الاسلاميه، ط 3، 1396 ه . ق، ج 16، ص352، المحجه‏البيضاء، ج 2، ص 268-269. 

10. اصول كافى، همان، ص 499، حديث 2، المحجه‏البيضاء، همان، ج 2، ص 268.

11. ظاهرا اين احاديث ناظر به اين جهت است كه اجتماع مسلمانان و مؤمنان در صورتى مطلوب و مرضى خداوند است كه از ذكر خدا خالى نباشد و در غير اينصورت آن مجلس، مجلس بطّالان و غافلان بوده و ورود در اين‏گونه مجالس موجب غفلت و دورى از رحمت خدا خواهد شد اما اين كه آيا دعا و ذكر گروهى بهتر است يا ذكر فردى، اين روايات ظاهرا در مقام بيان آن نمى‏باشد. البته از احاديث ديگر استفاده مى‏شود كه دعا در جمع به اجابت نزديك‏تر است.

منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124

منبع : سایت وزین آینده روشن

[ شنبه نهم آبان ۱۳۸۸ ] [ 21:25 ] [ بر طریق اهل بیت ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این پایگاه در راستای معرفی و ترویج مکتب دعایی قرآن و اهلبیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) به صورت صحیح - خرافه زدایی و بدعت زدایی از مقوله معنوی دعا و زیارت و پاسخگویی به سؤالات و شبهات علمی در این خصوص ایجاد گردیده است.و من الله التوفیق
    

در راستای ترویج دعا و فرهنگ دعایی اهل بیت سلام الله علیهم ، مؤمنین گرامی می توانند ، سئوالات - شبهات و دعاهای درخواستی خود را از طریق بخش نظرات یا ایمیل مدیریت منتقل بفرمایند . سئوال و جواب ها و دعا اگر جنبه عمومی داشته باشد ، با حفظ مشخصات سئوال کننده یا درخواست دهنده برای استفاده ی سایر مؤمنین منتشر می گردد .

و من الله التوفیق
                            
موضوعات وب
امکانات وب