|
دعا مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
|
پاسخگو : آیت الله محسنی : سئوال : چرا شيعيان بر مهر سجده مي گذارند؟ پيشينه تاريخي آن را بيان کنيد.؟
پاسخ: علت استفاده از مهر اين است كه: اولاً: بنا بر روايات بسيارى - كه شيعه و سنى نقل نمودهاند - پيامبر(ص) بر خاك سجده مىكردند و در تابستان كه بر اثر هواى عربستان خاك و ماسههاى كف مسجد النبى(ص) بسيار گرم و سوزان مىشد، بر حصير سجده مىكردند. ثانيا: عبادت توقيفى است و در اجزا و شرايط آن بايد براساس قول و فعل شارع عمل كرد؛ چنان كه خود پيامبر(ص) نيز فرمودهاند: «صلّوا كما رأيتمونى اصلى؛ آن سان كه مىبينيد من نماز مىخوانم، شما نيز نماز بخوانيد». بنابراين از نظر فقهى بر غير آنچه كه پيامبر(ص) بر آن سجده كردهاند، سجده جايز نيست. ثالثا: اساس سجده بريدن از دنيا و متعلقات آن و خضوع و خشوع كامل در پيشگاه خدا است و در روايت است كه انسان به خوردنىها و پوشيدنىهاى خود تعلق بسيار دارد. پس بر اين گونه امور سجده روا نيست و جبهه برخاك ساييدن بيشترين كرنش و تواضع و دورى جستن از تعيّنات و تعلقات را در پى دارد. رابعا: مهر نزد شيعه موضوعيت ندارد؛ بلكه ملاك همان سجده بر خاك است و مهر وسيلهاى است كه سجده بر خاك را در هر جا و هر مكان سهل و آسان مىسازد. خامسا: عالمان برجسته و عارفان اهل سنت نيز سجده بر خاك را تأكيد كردهاند؛ همچنان كه اماممحمد غزالى در كتاب «احياءالعلوم» بر اين مسأله انگشت نهاده است. بنابراين مخالفت برخى از اهل سنت با اين مسأله، از روى ناآگاهى و تعصبات جاهلانه است و از نظر منابع فقهى و عالمان برجسته اهل سنت نيز سجده بر خاك افضل است و اگر اشكالى هست در اين است كه چرا برخلاف سنت پيامبر(ص) اهل سنت بر هر چيزى حتى فرش و... سجده مىكنند. سادسا: شرك آن است كه سجده براى غير خدا باشد ولى شيعيان بر خالق سجده مىكنند، نه براى خاك. به عبارت ديگر شرك آن است كه غيرخدا «مسجود» واقع شود نه مسجد (محل سجده) و مهر و خاك مسجد است، نه مسجود. برخلاف حركت بتپرستان كه بتها را مسجود قرار داده و در پيشگاه آنها كرنش و تواضع مىنمودند. علاوه اين که اگر سجده بر مهر شرک است پس سجده اهل تسنن بر فرش و سجاده هم شرک است. توضيح: اين كه سجده از جمله كارهايى است كه بالاترين حد خضوع و فروتنى انسان در مقابل كس يا چيزى را نشان مىدهد. استدلال بت پرستان براى توجيه سجدهشان در مقابل بتها اين بود كه چون خداى خالق جهان ديده نمىشودنمىتوان او را عبادت نمود، پس بايد بتهايى را كه ديدنى و محسوس هستند پرستش كرد و به همين جهت در مقابل بتها كرنش و سجده مىكردند و به آنها كه ساخته دست خودشان بودند احترام مىگذارند. ولى تفكر شيعه آن است كه تنها وجود شايسته عبادت خداوند يكتا است، او اگر چه ديده نمىشود و كنه ذات او در محدوده فهم و درك محدود انسان نمىگنجد، ولى عبادت او امرى ممكن است و خودش كيفيت اين عبادت را آموخته و بايد او را به همان نحوى كه فرموده است عبادت كرد. سجده بر خاك و ساييدن پيشانى بر آن كه نشانى از پايينترين چيزهاست علامت نهايت ذلت و كوچكى انسان و اعتراف به عظمت خالق است (سبحان ربى الاعلى و بحمده) و تفاوت اين عمل و فكر بت پرستان از زمين تا آسمان است. روايات سجده در منابع اهل سنت: روايات موجود در منابع اهل سنت را مىتوان به چند دسته تقسيم كرد: 1- رواياتى كه فقط سجده بر زمين را بيان كرده است: مانند حديث نبوى: «زمين براى من محل سجده و تيمم قرار داده شد»، (صحيح بخارى، ج 1، ص 92 ، كتاب التيمم، ح 2). اين روايت كه عينا در منابع شيعى نيز موجود است، (وسائلالشيعه، كتاب الصلوة، ابواب ما يسجد عليه، الباب 1، ح 8). دلالت بر منحصر بودن محل سجده در زمين ندارد. 2- رواياتى كه زمين را به صورت انحصارى محل سجده مىدارد. مانند حديث خباب بن الارت كه گفت: «نزد پيامبر شكايت كرديم كه شدت گرماى شنها پيشانى و دستهايمان را مىسوزاند ولى آن حضرت شكايت ما را نپذيرفت»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 104، باب الكشف عن الجبهه فى السجود). ابن اثير در شرح اين روايت مىگويد يعنى پيامبر اجازه نداد بر گوشه لباس خود سجده كنند، (ابن اثير، النهايه، ج 2، ص 497، ماده «شكى»). در روايت ديگرى جابر بن عبدالله انصارى گفت: با پيامبر نماز ظهر را مىخوانديم، به دليل شدت گرما يك مشت سنگريزه برمىداشتيم و از اين دست به آن دست مىداديم تا خنك شود و بتوانيم بر آن سجده كنيم»، (مسند احمد، ج 3، ص 337). بيهقى در ذيل اين روايت از شيخ مىگويد: اگر سجده بر لباس متصل به بدن جايز بود از خنك كردن سنگريزه در دستان آسانتر بود»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 105). از اين دو روايت و دهها روایت دیگر استفاده مىشود كه حتى در حالت ضرورت نيز بر لباس سجده نشده است. 3- رواياتى كه سجده بر روئيدنى را نيز جايز مىداند مانند حديث ابن عباس كه گفت: «پيامبر اكرم بر «خمره» سجده مىكرد»، (مسند احمد، ج 1، ص 369، 303، 309 و 358). ابن حجر عقلانى در انتهاى بحث حيض مىگويد: «خمره با ضم خاء و سكون ميم است و طبرى مىگويد آن سجاده كوچكى است كه از برگ درخت خرما بافته مىشود اندازه آن به قدرى است كه صورت و دست روى آن قرار گيرد و اگر بزرگتر باشد ديگر به آن حصير مىگويند و نخهاى آن نيز مستور و پوشيده است، (ابن حجر العقلانى، فتحالبارى، ج 1، ص 430). از اين روايت دو مطلب استفاده مىشود: اول اين كه: سجده پيامبر بر غيرزمين، بر گياه غيرمأكول و ملبوس بوده به ويژه اين كه در نهايت گفته است كه نخهاى خمره پوشيده و مستور است. يعنى فقط گياه آن نمايان است. دوم اين كه: پيامبر اكرم(ص) براى سجده خود يك شىء خاص داشت. از روايت ميمونه همسر آن حضرت نيز استفاده مىشود كه هرگاه پيامبر در خانه نماز مىخواند بر خمره سجده مىكرد (زمين مسجد ماسه نرم بود ولى زمين خانه پيامبر فرش بود). 4- رواياتى كه سجده بر لباس را در حال ضرورت اجازه داده است مانندحديث انس بن مالك: «با پيامبر نماز مىخوانديم اگر يكى از ما نمىتوانست به دليل شدت گرما پيشانى خود را بر زمين بگذارد بر لباس خود سجده مىكرد»، (انس بن مالك همين روايت را به چند مضمون بيان كرده است. صحيح بخارى، ج 1، ص 188، ح 542 و نيز ص 373، ح 1208). از اين روايت و چند روايت ديگر به همين مضمون استفاده مىشود كه سجده بر لباس در حال ضرورت جايز است. 5- روايتى كه در آن سجده بر گوشه عمامه به صورت مطلق آمده نه فقط در حال ضرورت. ابوهريره مىگويد: «پيامبر بر گوشه عمامهاش سجده مىكرد»، (المتقى الهندى، كنزالعمال، ج 8، ص 130، رقم 22238). اين روايت اولاً با احاديث ديگرى كه عادت پيامبر را در سجده بيان مىكند معارض است: «پيامبر وقتى سجده مىكرد عمامه را از پيشانى بالا مىزد»، (ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج 1، ص 151) و به ديگران نيز همين را ياد مىداد: پيامبر كسى را ديد كه بر گوشه عمامهاش سجده مىكند و به او اشاره كرد و پيشانى را نشان داد، او عمامه را از پيشانى بالا زد»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 105) و ثانيا سند آن نيز طبق نقل اهل سنت صحيح نيست، (همان). 6- رواياتى كه سيره صحابه را در سجده بيان مىكند عبدالكريم ابى اميه گفت «رفتار دائمى ابوبكر نسبت به سجده در حال نماز اين بود كه يا بر زمين نماز مىخواند و يا در حال سجده، پيشانى را (اگر روى فرش يا مانند آن قرار مىگرفت) به سوى زمين مىكشيد»، (متقى هندى، كنزل العمال، مؤسسه الرساله، بيروت، ج 8، ص 128، روايت 2222، باب السجود و مايتعلق به). از عمر بن خطاب نقل شده است كه گفت «اگر كسى به دليل سرما يا گرما نمىتواند بر زمين سجده كند بر لباسش سجده كند» (يعنى در حال ضرورت)، (همان، روايت 2225). از علىبن ابيطالب(ع) نقل شده است كه فرمود: هنگامى كه كسى نماز مىخواند عمامه را از پيشانى كنار بزند»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 105). نافع مىگويد: ابن عمر زمانى كه سجده مىكرد و عمامه داشت آن را كنار مىزد تا پيشانيش بر زمين قرار گيرد، (همان). حال اين سؤال مطرح مىشود كه چرا وقتى در منابع روايى اهل سنت هيچ دليل معتبرى وجود ندارد كه سجده بر فرش و پارچه وامثال آن را در غير حال ضرورت اثبات كند جبرا اولاً آنان در غير حال ضرورت بر فرش سجده مىكنند و ثانيا چرا وهابيت سجده شيعه بر مهر را قطعهاى از خاك است شرك يا بدعت مىدانند. سؤال اول - چرا اهل سنت در غير حال ضرورت بر فرش سجده مىكنند؟ 1- برخى كثرت و تصريح روايات سجده مباشر بر ارض را نديده مىگيرند و مىگويند هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاى هفتگانه سجده نيست پس مىتواند مانعى بين پيشانى و زمين باشد. ابن حزم مىگويد هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاء نيست نه در قرآن نه در روايات صحيح و حتى نه در روايات ضعيف نه در اجماع و نه در قياس و نه در قول يك صحابى و نه در قول هر شخص ديگرى، (ابن حزم، المحلى، دارالجيل، ج 4، ص 83، مسأله 439). يعنى واقعا او هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاء در روايات و اقوال صحابه نديده است؟!! 2- برخى مىگويند سجده بر فرش سجده بر زمين است. يعنى مراد از ارض در روايات هر آن چيزى است كه انسان روى آن قرار دارد چه خاك و سنگ باشد و چه فرش، (تعليقه شيخ على محمد معوض بر كتاب بدايةالمجتهد و نهاية المقتصد از قرطبى، دارالكتب العلميه، ج 2، ص 195، باب حكم الصلوة على غير الارض. قرطبى خودش مىگويد صحت نماز بر زمين و روييدنى اتفاقى است و بر غير آن اختلافى و مكروه است و اين مذهب مالك بن انس است). قائلين به اين سخن آن را در شرح حديث نبوى «زمين براى من محل سجده و تيمم قرار گرفت» آوردهاند ولى اين سخن با ظاهر روايت ناسازگار است زيرا تيمم بر فرش بنا بر هيچ مذهبى صحيح نيست، پس يقينا مراد از ارض هر چيزى كه انسان روى آن ايستاده نيست. گذشته از اين كه از روايات سجده در گرما و سرما و آنچه از سجده ابوبكر گفته شد و كنار زدن عمامه از سر، همه نشان از لزوم مباشرت پيشانى با زمين است به خلاف ديگر اعضا. سؤال دوم - سجده بر مهر شرك است؟ اتهام شرك به يكى از دو وجه است. الف) شيعه تراب را مىپرستند در حالى كه بايد فقط خدا را پرستيد. در اينجا خلط ميان دو مفهوم «مسجود له» و «مسجود عليه» شده است. اگر شيعه تراب را مسجود له قرار مىداد يعنى براى خاك سجده مىكرد مشرك بود اما اگر براى خداى يكتا سجده كند اما محل سجده خود را به امر الهى ارض قرار دهد، عين اطاعت و توحيد است. ب ) شيعه براى تراب يك اثر مستقلى در برابر قدرت خداوند قايل است، يعنى براى تراب قدرتى الهى قايل است. اين اشكال بيشتر درباره تربت حسينى مطرح شده است. اما اين نسبت به شيعه درست نيست زيرا شيعه براى هيچ كس و هيچ چيزى قدرت الهى مستقلى قائل نيست. اين كه شيعه سجده بر تربت حسينى را ترجيح مىدهد به چند دليل است: الف) امام صادق فرمود: حضرت زهرا(س) از تربت سيدالشهدا حمزه تسبيحى درست كرد و با آن ذكر مىگفت و مردم نيز بر او تأسى كردند وقتى امام حسين(ع) سيدالشهدا شهيد شد آن فضيلت بر تربيت امام حسين نيز داده شد، (مستدرك الوسائل، النورى، مؤسسه آل البيت، ج 4، ص 12، باب استحباب السجود على تربةالحسين(ع) او لوح منها و اتخاذ السبحة منها). اين روايت گرچه درباره تسبيح است نه لوحى كه بر آن سجده مىكنند اما مىتواند شبهه شرك را پاسخ بگويد. ب ) سجده بر تربت حسينى به دليل ادله خاصى كه در اين زمينه وارد شده است ترجيح داده مىشود و اگر روايت خاصى در اين ترجيح وارد نشده بود شيعه هرگز فتوا به استحباب آن نمىداد. ديلمى در ارشاد مىگويد: «كان الصادق لايسجد الا على تربةالحسين(ع) تذللاً لله و استكانة اليه»؛ (الوضوء والسجود فى الكتاب والسنه، عرفانيان اليزدى الخراسانى، ميرزا غلامرضا، ص 64، چاپخانه علميه قم، 1414 ه.ق). عن معاوية بن عمار قال: «كان لابى عبدالله(ع) خريطة ديباج صفراء فيها تربة ابى عبدالله(ع) فكان اذا حضرته الصلاة صبه على سجادته و سجد عليه ثم قال(ع) «ان السجود على تربة ابى عبدالله(ع) يخرق الحجب السبع»، ؛(همان). سؤال سوم - سجده بر لوح بدعت است و بدعت حرام است. اين اشكال اختصاص به سجده بر تربت امام حسين ندارد؟ بدعت در دين دو ركن دارد، (البدعة، السبحانى، الشيخ جعفر، مؤسسه الامام الصادق(ع)، ص 31). اول: تصرف در دين چه در عقيده چه در حكم، به زيادة يا نقصان و دعوت به آن. دوم: هيچ دليلى در شرع بر آن وجود نداشته است. در حالى كه در مسأله سجده بر لوح نه از موارد مطلب اول است و نه دوم؛ يعنى اولاً سجده بر لوح جزء دين است و ثانيا ادله فراوانى بر آن وجود دارد. 1- لوح خاكى است كه نمازگزار براى سجده خود انتخاب مىكند و تمام ادلهاى كه سجده بر ارض را اجازه مىدهد، بر سجده بر لوح صحه مىگذارد. 2- دليل اين كه شيعه بر لوح نماز مىگذارد اين است كه امروزه همه مساجد مفروش است و سجده بر فرش تشريع نشده است، لذا لوحى از ارض تهيه مىكند كه اولاً ارض بر آن صدق كندو ثانيا پاك و تميز باشد. 3- رسول الله(ص) وقتى روى فرش نماز مىخواندند خمرهاى از خرما تهيه كرده بودند كه براى سجده از آن استفاده مىكردند. كه روايات آن ذكر شد. 4- در روايتى كه از امام صادق(ع) درباره سجده بر تربت امام حسين(ع) آمده جواز اين عمل ذكر شده است. 5- ابن سعد در طبقات الكبرى در احوال مسروق بن اجدع مىگويد: «كان مسروق اذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها فى السفينه»؛ (الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 6، ص 79، دار صادر بيروت، 1377 ه.ق) مسروق بن اجدع فقيه مدينه و از شاگردان خلفاى راشدين بود. 6- زرين مىگويد: «كتب الىّ على بن عبدالله بن عباس رضى الله عنه ان ابعث الى بلوح من احجار المروة اسجد عليه»؛ (اخبار مكه (ازرقى) ج 3، ص 151 به نقل از سجده بر تربت، سيدرضا حسينى نسب، انتشارات مؤسسه سيدالشهداء قم، 1369). على بن عبدالله بن عباس به من نوشت كه لوحى از سنگهاى مروه برايم بياور تا بر آن سجده كنم. از اين ادله معلوم مىشود كه سجده بر لوح بدعت نيست بلكه میتوان گفت با توجه به ادلهاى كه در باب سجده بر زمين و گياه ذكر شد، سجده بر غير اينها، در غير حالت اضطرار، باطل و بدعت است و از آنجا كه امروز وهابيت عربستان سجده بر غير ارض را تبليغ مىكند آنان بدعتگزار محسوب مىشوند. منبع : سایت معظم له موضوعات مرتبط: تربت-تبرک- توسّل و کرامات اهل بیت [ دوشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 9:24 ] [ بر طریق اهل بیت ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |