|
دعا مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
|
سفرنامه حج شهید آوینی بقیع حکایت بقیع، حکایت غربت است، غربت اسلام، و با که باید این راز را باز گفت که اسلام در مدینةالنبی از همه جا غریبتر است؟خطاب ما اینجا با عاشقان است، و با درد آشنایان، که این حکایت را دیگر، هر دلی تاب شنیدن ندارد. ای اشک مهلتی، تا بازگویم حکایتی را که قرنهاست در سینهام مستور مانده است، و درد آشنایی نیافتهام، که این راز سر به مُهر را با او زمزمه کنم. اینجا گورستان بقیع است، و این خاک گنجینهدار فریادی است که قرنها ارباب جور آن را در سینه ما محبوس کردهاند، و هر چند اشک ما تاب مستوری نداشته است، اما این بار، این بغضی نیست که فقط با گریه باز شود، و این جراحت نه جراحتی است که با مرهم اشک شور التیام یابد. حکایت بقیع، حکایت غربت است، غربت اسلام، و با که باید این راز را باز گفت که اسلام در مدینةالنبی از همه جا غریبتر است؟ خطاب ما اینجا با عاشقان است، و با درد آشنایان، که این حکایت را دیگر، هر دلی تاب شنیدن ندارد. ای چشم، خون ببار، تا حجاب از تو بردارند، و ببینی که این خاک گنجینهدار نور است و مدفن عشق و اینجا، بقعهای است از بقاع بهشت. و آن نفخهای که در بهشت روح میدمد، از سینه این خاک برمیآید، چرا که اینجا مدفن کلیدداران بهشت است و اگر حجاب از گوشها و چشمها بردارند، طنین ناله کروبیان را در ملکوت اعلی خواهد شنید، و خواهی دید که چگونه فرشتگان بال در بال جلوههای جاودانی رحمات خاص حضرت حق را بر این خاک گسترانیدهاند. ای بقیع، ای مطهر، ای رازدار صدیق صدیقه اطهر(علیهاالسلام)، و ای همنوای مولا مهدی (عج) آنگاه که غریبانه، آنجا به زیارت میآید، ای بقیع مطهر، ای گنجینهدار نور، ای مدفن عشاق، و ای حکایتگر غربت، به راستی این راز را با که باید گفت؛ که اسلام در مدینةالنبی از همه جا غریبتر است؟ ای بقیع مطهر، منتظر باش، اگر آنان توانستند، که نور را در حبس کشند، تو هم غریب خواهی ماند، ای بقیع، با ما سخن بگو، با ما، از رازهای سر به مُهری که در سینه داری بگو. ای بقیع، ای همنوای مولا مهدی (عج) ای رازدار آن یار غریب، بگو آنجا چه میگذرد، هنگامی که او به زیارت قبور میآید؟ بگو، با ما بگو لابد صدای گریه غریبانه آن یار مضطر را هنگامی که بر غربت اسلام میگرید، شنیدهای؟ بگو، با ما بگو که حبیب ما، در رازگوییهای علیوار خویش، و در مناجاتهای سجادانهاش چه میگوید؟ ای تربت مطهر، ای آن که بر تربت تو، جایجای نشانه پای حبیب و اثر اشکهای غریبانه او باقی است. ای همنوای «امن یجیب» مولا مهدی (عج). ای مصداق، «طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم»، ای کاش که ما به جای خاک تو بودیم و هنگامی که آن یار غایب از نظر به زیارت قبور میآمد، بر پای او بوسه میزدیم. ای بقیع، ای «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاءالارض.» چرا که اوست مصداق اتم "مضطر"، و خلافت ارض میراثی است که به او باز میگردد. و ای بقیع مطهر، منتظر باش. اگر آنان توانستند، که برای همیشه شمس را در غربت غروب نگاه دارند، تو نیز غریب خواهی ماند. در میقات تمثیل حج، تمثیل آفرینش انسان است، و تو، ای انسان، ای آن که مشتاقانه به لقاء محبوب شتافتهای. اینجا، تمثیل مرگ است، که فرمود: «موتوا قبل ان تموتوا» و این کفن است که میپوشی تا پیش از آن که مرگ ترا دریابد، تو با پای خویشتن به مقتل عشق بشتابی و به مذبح معشوق. و چه رنگها
از رخسارهها پریده است، و ... دلها در سینه میلرزد، و ... صداها در
گلوها پیچیده است... چرا که لحظه تشرف نزدیک است، و دعوتها به اجابت رسیده
و حضرت حق (جل و علا) ترا به لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد والنعمه لک و الملک لبیک لا شریک لک لبیک. به سوی کعبه و
اکنون لحظه تشرف نزدیک است، و وعدهگاه معشوق در پیش. دلهای مشتاق، آرام و
قرار ندارد و تو گویی همچون طایری قدسی، میخواهد از قفس تنگ سینه پر
بکشد، و خود را به بحر معلق
و اینجاست بیت الله الحرام اللهم البیت بیتك و الحرم حرمک و العبد عبدک؛ خدایا، این خانه، خانه تو است و این حرم، حرم تو است. و این بنده، بنده ذلیلی... که
از خود و نفس خویش به سوی تو گریخته است. تو گویی اینجا مرکز آفرینش است، و
این طواف، تمثیل حرکت سبحانی عالم وجود است. یعنی که کائنات بر محور وجود
مطلق حق میگردد و حالا هنگام سعی در رسیده است گویی هنوز آوای پر غصه هاجر، به گوش میرسد، که «هل بالوادی من انیس؟» گویی هنوز این هاجر است که هرولهکنان در هُرم آفتاب ظهر بیابان مکه، از این سراب به آن سراب در جست و جوی آب است . ای مضطر، خسته مشو، خسته مشو، در باطن این سعی تو چشمه زمزم نهفته است. حکایت آن وادی خشک و سوزان، حکایت دنیای ماست، و آب، تمثیل حیات طیبه و اخروی است و انسان فطرتاً تشنه و عطشان آب حیات است و این آب، از چشمه ولایت و خلافت میجوشد که در قلب تو است . «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض.» ای مضطر خسته مشو، آب زمزم اجر سعی تو است، مبادا که این سرابهای فریبنده تو را به یاس بکشاند، و عاقبت سعی تو، چشمه زلالی است که از زیر پای اسماعیل جوشیده است. یعنی که ای انسان، چشمههای حیات طیبه از منابع غیب، اما از درون همان فطرت پاکی میجوشد که بر آن تولد یافتهای. خسته مشو، از مضطر، خسته مشو، سعی تو مشکور افتاده است و دعایت به استجابت رسیده. وقوف به عرفات مناسک
حج از یک سو تمثیل سیری است که انسانهای متکامل به سوی الله طی میکنند و
از سوی دیگر، تذکاری است بر تاریخ زندگی انسان بر کوکبه ارض در منظومه
شمسی و این چنین وقوف در
موضوعات مرتبط: سفرنامه های حج و زیارت [ شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 16:42 ] [ بر طریق اهل بیت ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |