دعا در آيات و روايات چه جايگاهى دارد؟
دعا در آيات و روايات جايگاه ويژهاى را به خود اختصاص داده است و در رأس همه اين نصوص، آيه شريفه: «ادعونى أستجب لكم»
خودنمايى مىكند. در اين آيه شريفه، حق تبارك و تعالى امر به دعا كرده
است. گرچه امر دلالت بر «مطلق مطلوبيت» دارد، اما اگر قرائنى همراه آن
باشد، دلالت بر وجوب مىكند و اين آيه، از اين موارد است و با قرائنى همراه
است كه دلالت بر وجوب مىكند، چرا كه در ادامه آيه مىفرمايد: «إنّ الّذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين»،
غافر/60؛ كسانى كه از عبادت من سر باز بزنند (كه بر حسب مورد مراد از
عبادت همان دعاست) مسير ايشان به جهنم خواهد بود؛ يعنى سر باز زدن از دعا و
تكبر ورزيدن در دعا، منتهى به دخول در جهنم خواهد شد، و اين قرينه دلالت
بر وجوب دعا دارد. يا در آيه ديگر مىفرمايد: «قل ما يعبؤا بكم ربّى لو لا دعاوِكم»،
فرقان/77؛ اگر دعاى شما نباشد، خداوند به شما اعتنايى ندارد. اگر ما
نيازمند اعتماد به خداوند هستيم، كه در واقع نيازمند هستيم، ناگزير از روى
آوردن به دعا مىباشيم و اين هم قرينه ديگر بر وجوب دعاست.
آيا دعا، صرف طلب حوايج از خداست، يا اينكه ماهيت دعا با ماهيت طلب حوائج از خدا متفاوت است؟
گر
چه در قالب ادعيه، ما طلب حاجت از خدا مىكنيم، اما معناى اين مطلب، اين
نيست كه دعا همان طلب حاجت است. دعا به معناى «خواندن» و به طرف حق تبارك و
تعالى رو كردن مىباشد. «دعا» به معنى «خواندن» و «روى آوردن» است، اما
«طلب حاجت» به معناى «سؤال» است. «و سئلوا اللّه من فضله»، نساء/32؛ ناظر به سؤال است و «ادعونى أستجب لكم»،
غافر/60؛ ناظر به دعاست و اين دو مقوله مجزا هستند. در اوايل دعاى ابوحمزه
ثمالى آمده است: پروردگار من كسى است كه وقتى او را دعا مىكنم: «الحمدلله الذى أدعوه فيجيبنى...» و «الحمدلله الذى أسأله فيعطينى...»،
مصباحالمتهجد/582؛ و وقتى از او سؤال مىكنم، «فيعطينى». در اينجا هم
بين دعا و سؤال تفكيك شده است. پس حقيقت دعا به معناى «روى آوردن» به خدا و
ياد كردن و خواندن اوست و گاهى در بين آن دعا، ما عرض حاجت هم مىكنيم؛ به
بيان ديگر مىتوان گفت، بين دعا و سؤال نسبت عموم و خصوص مطلق است؛ يعنى
گاهى اوقات دعا، صرف دعاست و سؤالى نيست؛ مثلاً اميرالمؤمنين عليهالسلام
به درگاه الهى عرضه مىدارد: «إلهى كفى بى عزّاً أن أكون لك عبداً و كفى بى فخراً أن تكون لى ربّاً أنت كما أحبّ فاجعلنى كما تحبّ»،
بحارالانوار، 74/402؛ «خدايا افتخار من همين بس كه من بنده توأم و در عزت و
شرف من همين بس كه تو رب منى، تو همانگونه كه من مىخواهم هستى و مرا
آنگونه قرار ده كه خود مىخواهى.» سراسر اين مناجات، دعاست، هرچند در
آخر، از خداوند درخواست مىكند كه مرا آنگونه قرار ده كه خود مىخواهى. در
حقيقت اين فراز هم دعاست، گرچه در صورت و شكل سؤال مطرح شده است و سؤال
آن، همان بىسؤالى است؛ يعنى من چيزى نمىخواهم، و هرچه تو خود مىخواهى،
همان را مىخواهم. پس گاهى اوقات دعا صرف دعاست و صرف خواندن حقتعالى و
مناجات با اوست، اما هرجا كه سؤالى مطرح است، يقيناً دعا هم مطرح است. شما
اگر حاجتى از حقتعالى بخواهيد، لازمهاش خواندن اوست؛ مثلاً اگر مىگوييم:
«اللهم انى اسئلك»؛ خدايا از تو سؤال مىكنم، در اينجا
«اسئلك» مطرح است، اما قبل از آنكه «اسئلك» مطرح باشد «اللهم»، بار خدايا،
اى پروردگار من، مطرح است، و اين دعاست و پس از دعا سؤال مطرح شده است. پس
سؤال بدون دعا جايگاهى ندارد، اما دعاى بدون «سؤال» ممكن است. در جاهايى
سؤال و دعا با هم هستند، و آن هم دو گونه است؛ گونه نخست: اولاً و بالذات
دعاست و ثانياً و بالعرض سؤال است؛ يعنى مطلوب اوليه، دعا كردن است و سپس
بالتبع و بالعرض، سؤالى هم مطرح مىشود و گاهى نيز برعكس مىباشد؛ يعنى
اولاً و بالذات سؤال است و ثانياً و بالعرض دعاست. آنچه از انسانهاى كامل
صادر شده است، از نوع اول است؛ يعنى غرض و هدف اولى ايشان دعاست و در كنار
آن سؤالى هم مطرح شده است، اما انسانهاى معمولى اولاً و بالذات طلب حاجت
دارند، اما چون بدون دعا طلب حاجت ممكن نيست، از روى اضطرار و ناچارى دعا
هم مىكنند.
فرق دعا و نجوا چيست؟
دعا غالباً علنى و آشكار است و نجوا، آهسته و سرّى مىباشد.
دعا چه آثار تربيتى دارد؟
دعا
خود يك كلاس تربيتى است. در ادبيات و ويژگىهايى كه در آيات و روايات
بهكار رفته است، آمده: «الدّاعى بلا عملٍ كالرّامى بلا وتر»،
وسائلالشيعه، 7/145؛ كسى كه دعا مىكند، اما در راستاى برآوردهشدن
خواستههايش قدمى برنمىدارد، مثل كسى است كه تير در چله كمان گذاشته است،
اما كمان او زه ندارد! آيا كمان بىزه مىتواند تير را به سوى هدف پرتاب
كند؟! يقيناً نمىتواند.
جنبه تربيتى بعضى از ادعيه ماه مبارك رمضان:
در قسمت اعمال مشتركه ماه مبارك رمضان آمده است: كسى كه اين دعا را بخواند خداوند تمامى گناهان او را تا روز قيامت مىبخشد: «روى
عن النبى صلىاللّهعليهوآلهوسلم أنّه قال من دعا بهذا الدّعاء فى شهر
رمضان بعد المكتوبة غفر اللّه له ذنوبه إلى يوم القيامة و هو اللّهمّ أدخل
على أهل القبور السّرور اللّهمّ أغن كلّ فقيرٍ...»، مستدركالوسائل، 7/447.
نخستين
سئوالى كه به ذهن مىرسد اين مطلب است كه آيا با خواندن يك دعاى كوتاه
مىتوان تاوان يك عمر گناه را داد؟ و آيا اين امر معقول است؟! جواب اين است
كه آرى و نه! «نه» به اين خاطر كه اگر دعاى صرف خوانده باشد و حركتى در
جهت آن دعا صورت نگيرد، اين امر معقول نيست و چگونه مىشود با خواندن يك
دعاى كوتاه به آن ثوابها رسيد؟! و اما «آرى» به اين خاطر كه اگر دعا بود و
حركت در راستاى آن دعا صورت گرفت، چنين مطلبى درست و قابل قبول است؛ مثلاً
اگر در قسمتى از اين دعا مىگويى: «اللّهمّ أدخل على أهل القبور السّرور»؛
خدايا بر اهل قبور، سرور وارد كن! به اين معناست كه به ياد گذشتگان و اهل
قبور مسلمين باشيم و براى شادى ايشان هديهاى بفرستيم و براى ايشان خيرات
داشته باشيم و خداوند اينگونه سرور را بر اهل قبور وارد مىكند؛ حال چقدر
ما در ماه مبارك رمضان به ياد گذشتگان خودمان هستيم و در اين مسير حركت
مىكنيم، يا به صرف گفتن اين دعا اين سرور محقق مىشود؟! يا در فقره بعد كه
مىگويد: «اللهم أغن كلّ فقير»؛ خدايا، همه فقرا را
بىنياز كن! چگونه اين دعا محقق مىشود؟ راه تحقق اين دعا اين است كه به
بىنيازشدن فقرا كمك كنيم و اينگونه «أغن كلّ فقيرٍ» محقق مىشود. آيا ما
اينگونه بودهايم؟ باز در فقره بعد مىگوييم: «اللّهمّ أشبع كلّ جائعٍ»؛
خدايا، همه گرسنگان عالم را سير بفرما! چقدر ما در اين مسير حركت
كردهايم؟ و اگر در اين مسير حركت كنيم، چه افتخارى را مىتوانيم براى خود
ثبت كنيم. يا در بخش ديگرى از اين دعا مىخوانيم: «اللّهمّ اشف كلّ مريضٍ»،
خدايا، بيماران را شفا عنايت كن! چقدر ما در ريشهكن كردن مرض و شفايافتن
مريضان حركت كردهايم؟ كدام نسخه نيازمندى را تهيه كرديم و به او
دادهايم. حضرت رسولاكرم صلىاللّهعليهوآلهوسلم به مناسبت حلول ماه
رمضان در خطبه شعبانيه، وسائلالشيعه، 10/313. مطالبى فرمودند و در سراسر
اين خطبه، به بركت و خيرات بشارت مىدهند و سفارشاتى دارند كه آن مطالب هم
درست در راستاى مضامين همين دعاى: «اللّهمّ أغن كلّ فقيرٍ و...»
مىباشد؛ به احترام به بزرگان و رعايت خردسالان توصيه مىكنند و اين دو در
يك مسير قرار دارند و ادعيه، ما را به سوى حقيقت دعا كه: «الدّاعى بلا عملٍ كالرّامى بلا وتر»، وسائلالشيعه، 7/145 سوق مىدهند.
منبع حوزه
