سوال:
تفسير آيات 26 و 27 سوره قيامت چيست ؟ (كلاّ إذا بلغت التراقى و قيل من راق) « آن گاه كه جان به گلو رسد و گفته شود كه شفادهنده كيست ؟ »
آيا درست است كه در بعضى از روايات ، براى شفاى مريض يا پيش گيرى از بلا
يا دفع ضرر و زيان ، خواندن بعضى ادعيه و يا همراه داشتن آنها ( حرز )
مستحب شمرده شده است ؟
از سوى ديگر در بعضى روايات بر مراجعه به
پزشك هنگام بيمارى و درمان از راههاى طبيعى و خوردن دارو ، تأكيد شده است .
چگونه مى توان اين دو گروه روايات را جمع كرد ؟
جواب : كلمه « راق »
به معناى كسى است كه بيمار را از بيمارى نجات مى دهد ، چه از راه دارو و
چه از راه دعا ، بنابراين هر دو را شامل مى شود . همان گونه كه در حديثی از
امام باقر (عليه السلام) نقل شده است ( تفسير برهان ، ج 4 ، ص 408) .
بنابراين
، مراجعه به پزشك براى مداوا ، با خواندن ادعيه براى شفا ، منافاتى با هم
ندارد . زيرا آن گونه كه در حديث آمده است ، تشخيص و درمان بيمارى از طبيب و
شفا و مؤثر افتادن دارو از خداوند متعال است . پس در درمان دو مرحله وجود
دارد : مرحله علاج وپناه بردن به اسباب طبيعى و مرحله شفاء كه از سوى خدا
است ، به اين ترتيب كه خداوند به عوامل و پديده هاى طبيعى ، اثر درمانى مى
دهد . و ادعيه و مانند آن ، در مرحله دوم اثر مى كند به اين نحو كه شخص دعا
مى كند خداوند شفاء را در اين دارو قرار دهد . همچنين ممكن است خداوند ،
ادعيه و مانند آن را گاهى و نه بطور هميشگى مستقلا ، عامل شفا قرار دهد و
همانطور كه اثر را در دوا قرار داده است در دعا قرار دهد .
اما بطور كلى ، اراده خداوند بر اجراى امور از راههاى عادى و به وسيله عوامل و اسباب آن است (ابى الله ان يجرى الامور الا باسبابها : خداوند پرهيز مى فرمايد كه امور به غير عوامل و اسباب آن اجرا شوند . ( مترجم )) .
روزى
حضرت موسى (عليه السلام) بيمار شد . گفت : « او كه بيمارم كرد ، همو شفايم
مى دهد » و نزد طبيب نرفت . به او وحى شد : « اى موسى! آيا مى خواهى با
توكل خود ، حكمت مرا باطل كنى ؟ پس كيست كه در اشياء ، حقيقت ( و اثر )
داروها را نهان كرده است ؟ »(. . . فمن ذالذى اودع الاشياء حقايق العقاقير .
عقاقير به معناى گياهان دارويى و يا بطور كلى هر نوع دارو است)
شفقنا
